به دین بهی زرتشتی خوش آمدید.

با درود
به تارنمای دین بهی زرتشتی خوش آمدید. این بخش از تارنما هنوز تکمیل نشده است و تنها برای وجود یک پشتیبان از بخش اصلی تارنما و دسترسی آسان تر درست شده است.

برای دیدن بخش اصلی تارنما بر روی پیوند کلیک نمایید
http://www.dinebehi.com/pe
دین بهی زرتشتی
بنیادی برای گسترش دین بهی زرتشتی

Please follow and like us:

فیلترشکن؛ راهنمای دسترسی به سایت‌ها و اپلیکیشن‌های مسدودشده

فیلترشکن؛ راهنمای دسترسی به سایت‌ها و اپلیکیشن‌های مسدودشده

دین بهی ، بنیادی برای گسترش دین بهی زرتشتی، پشتیبانی خود را از حق آزادی بیان، چرخش آزاد اطلاعات و همچنین حق مردم در انتخاب نوع پوشش، سبک زندگی، دموکراسی و به ویژه انتخاب آزادانه دین و آیین خود اعلام می کند.

از این رو و در پی گسترش مسدود سازی های بی نتیجه سایت ها و اپلیکیشن ها از سوی رژیم حاکم بر ایران، به آگاهی شما می رسانیم که می توانید با استفاده از هر یک از روشهای زیر به راحتی از سد فیلترینگ عبور کنید.

FREE Internet

سایفون (Psiphon)

سایفون اپلیکیشنی رایگان برای کامپیوترهای تحت ویندوز و دستگاه‌های اندروید است. سایفون را می‌توان از فروشگاه گوگل‌پلی یا با فرستادن یک ایمیل خالی به آدرس download@psiphon3.com دریافت کرد.

برای دسترسی به سایفون کلیک کنید.

مرورگر تور (Tor Browser)

مرورگر تور مجموعه‌ای است شامل یک مرورگر ویژه فایرفاکس که می‌توان آن را دانلود کرد و بدون نیاز به نصب، مستقیما از آن استفاده کرد.

این مرورگر در کامپیوترهای تحت ویندوز، اپل و لینوکس/جی‌ان‌یو قابل استفاده است.

اگر سایت “پروژه تور” مسدود است، می‌توانید لینک دانلود آن را با فرستادن یک ایمیل خالی به gettor@torproject.org دریافت کنید.

مرورگر تور با استفاده از نقاط اتصال (رله‌ها – Relays) به شبکه تور وصل می‌شود. اگر رله‌ها مسدود شوند، مرورگر تور می‌تواند به نقاط اتصال پنهان (پل‌ها -Bridges) وصل شود. شما می‌توانید نوع اتصال مناسب خود را بسته به شرایط و موقعیت خودتان در آغاز استفاده از مرورگر تور انتخاب کنید.

برای دسترسی به مرورگر تور کلیک کنید.

لنترن (Lantern)

لنترن اپلیکیشنی است که می‌تواند دسترسی به محتوای سایت ها را آسان کند. این نرم‌افزار روی دستگاه‌های اندروید و ویندوز قابل نصب است.

برای دسترسی به لنترن کلیک کنید. 

Please follow and like us:

اینکه برخی از نویسندگان، دین یهود و مسیحیت و اسلام را دنباله رو دین زرتشت دانسته اند، اشتباه بزرگی است

آیین زرتشت

دیدگاه و نوشته های جهانگیر موبد گشتاسب اشیدری

 

بخش 6 – اینکه برخی از نویسندگان، دین یهود و مسیحیت و اسلام را دنباله رو دین زرتشت دانسته اند، اشتباه بزرگی است.

 

همکیشان گرامی، اینکه برخی از همکیشان در برابر نوشته هایی که به دست گروهی از نویسندگان دانسته و یا ندانسته نوشته شده و به آن فخر میفروشند که دین یهود و مسیح و اسلام از دین زرتشت ریشه گرفته اند، اشتباه بزرگی است.

چون دین زرتشت بنابر آنجه در «گاتاها» سروده شده، ستون آن بر خرد، اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک و راه در جهان یکی است و آن هم راستی است و مهرورزی و داد و دهش و بدون هیجگونه وحی و معجزه ای بنیانگذاری شده.

ولی دین های سامی بر مبنای جبر و زور، قضا، قدر و جنگ و ستیز، وحی و امدادهای غیبی و معجزه بنا نهاده شده اند.

بنابر این باید بدانیم که این ردیف نوشته ها با خواندن کتابهای مقدس توحیدی خودشان نادرست است، تنها تکدانه اندیشمند بزرگ ایرانی آربایی، زرتشت بود که با جنگ و ستیز میانه ای نداشت و در هیچ جای از «گاتاها» سخنی از آن به میان نیامده، بلکه تأکید نموده است که در برابر زورگویان و ستمگران به پدافند برخیزید تا ریشه خودکامی و ددمنشی و بداندیشی از جهان رخت بربندد و دنیا روی آسایش و آرامش به خود ببیند و به سوی نوجویی و نوگرایی و آبادی و پیشرفت برود.

در فرهنگ زرتشتی و آموزش زرتشت واژه ای چون جهاد و جنگ صلیبی و خشم پروردگار وجود ندارد. دین بهی مزدیسنی تنها دینی است که به هنگام آیین سدره پوش شدن نوجوانان (پیمان بستن دینی) یکی از سخنانی که هر بهدینی باید بر زبان بیاورد این است:

من از این روی دین بهی را برمیگزینم که یوغ بردگی بر می اندازد و جنگ افزار را فرو می نهد و آزادی بخش و راستین است. آموزش های زرتشت تنها و تنها در «گاتاها» مندرج است نه اوستای جدید و نوشته های کلیشه ای و قالبی واپسین تر که پس از درگذشت اشوزرتشت به وسیله بزرگان هر زمانهای نوشته شده و خیلی از آنها با «گاتاها» همخوانی ندارند.

در برابر آموزش های ساده و روشن زرتشت بود که کورش کبیر آن را به عنوان نخستین منشور حقوق بشر به کار برد. چنانچه بخواهیم وابستگی ادیان سامی را با نوشته های پس از زرتشت هماهنگ بدانیم که آمیختگی هایی از دین زروانیان و مهرپرستان و مانویان و ارداویراف و همگی بر ضد دین زرتشت است که به دست مغان مادی آن دوران نوشته اند، شاید تا اندازه ای درست باشد. بر مبنای همین نوشته هاست که ادیان سامی از آن بهره گرفته اند و نویسندگان بدون ریشه یابی در تنها و تنها کتاب دینی زرتشتیان که «گاتاها» میباشد، هر کدام از دیدگاه خود به تفسیر گوناگون پرداخته اند.

دیدگاهها و بیانات زرتشت درباره «هنجار هستنی» و آفرینش در چند آیه «گاتاها» آمده است و به موجب سرودهای روشن و فروغمند و زیبا که در این مورد سروده شده از آفرینش افلاک و کیهان وسیله پروردگار به شیوه ای دلپذیر و ساده یاد کرده است تا جایی که چون دلداده ای به دلدار درباره آفرینش هستی، خورشید، ستارگان، ماه، آسمان، زمین و… یاد کرده و بیدرنگ در «گاتاها» به آنها آنچه از خرد و نبوغ ذاتی اش دریافته خودش جواب میدهد: «چون به ژرفا در «اندیشه» خویش به تو اندیشیدم در درون با خرد خود تو را دریافتم که تویی سرآغاز و تویی سرانجام».

 

این آیه های بسیار پر مغز و پرنغز و شیوا که به گونه پرسش و پاسخ در «گاتاها» بیان شده و نشان دهنده ژرفای دانش و بینش و نبوغ ذاتی اشوزرتشت است، از هزاران سال پیش انسان را راهنمایی کرده و از خرافات به دور نگاه داشته است.

دین زرتشت دینی است پویا و پیشبرنده و با آزادگی گزینش و اختیاری که این دین به انسانها داده است که راه خود را چه خوب و چه بد انتخاب کنند. و از نتیجه خوب و بد آن هم برخوردار شوند.

تقدیر و سرنوشت در دین زرتشت جایی ندارد. این ما هستیم که تصمیم می گیریم و کشته خود را درو می کنیم. این ما هستیم که سازنده آینده خود هستیم، پروردگار هیچ دخالتی در کار ما ندارد. خوشبختانه ایرانیان به ویژه جوانان امروز از یک خواب تاریخی بیدار شده و با تهور و بی پروایی بپاخاسته اند.

رستاخیز و نوزایی در فرهنگ جنبش و فرگشت آزادی و آگاهی را که فرهنگ کهن ایران نیز بر آن استوار بوده آماج خود برگزیده اند. دانشمندان زرتشتی با شتاب چشمگیر و توقف ناپذیر به درک و دریافت درست و آموزنده «گاتاها» گرایش یافته اند و امید است روزی از بین آنها سوشیانت های برجسته ای به گسترش این دین آدمساز و سودرسان به مردم جهان پرداخته و جهانیان را از سردرگمی و بیراهه روی رهایی بخشند چون «گاتاها» راه درست زیستن را با خرد و نیک اندیشی به آدمیان می آموزد و جویندگان راه نیکی را سازندگی و شادی و رسایی میبخشد.

 

امروزه هازمان زرتشتیان در زمان ویژهای بسر میبرد زیرا که زمان سرنوشت ساز است و زمان ویژهای برای نسل آینده به شمار میرود. امروز یک زرتشتی راستین دارای مسئولیت سنگینی است که باید آن را درک کند و بپذیرد و به آن رفتار نماید تا با وجدان بیدار، خود و خانواده اش و هازمانش را با تیزبینی و ژرف اندیشی شناسایی کند و به آماج ها و نیازهای نسل آینده و امروز دست یابد.

دریافت مسئولیت هر زرتشتی در زمان کنونی و در برابر کاستی ها به وجدان درونی او بستگی دارد، باید در برابر راستی و درستی زندگی کند زیرا که او یک زرتشتی شناخته شده و مسئول زرتشتی بودن خود است.

 

به سخنی دیگر، همانگونه که مسئول سرنوشت خود و خانواده اش است باید همکیشان خود را نیز یکسان و هم پیمان بداند چون زرتشنی بودن افتخار و امتیاز دارد و این امتیاز رایگان به دست نیامده و نمی آید.

مسئولیت سنگینی به عهده دارد. این مسئولیت درک واقعیت زمان و مکان و بر پیمان وجدانی او درجهان امروز است.

اگر خدای نکرده یک زرتشتی در جایی از جهان از پیمان وجدانی و زرتشتی بودن و از مسئولیت خود دور شود و رفتاری بر خلاف راستی بنماید، زیان آن به همه بهدینان میرسد و زیانی که به همکیشان وارد شود، جبران ناپذیر است.

در شناسنامه ما ایرانیان که شاهنامه فردوسی است و هویت و فرهنگ ایرانی ما میباشد کوچکترین نشانی از چاپلوسی و مانند میمون تقلید کردن نیست. در این دفتر بزرگ انسانها در می یابند که برای سربلند زیستن چگونه باید گام پیش گذاشت. ما باید از شیوه تکروی ها، خودپسندی ها، خودنمایی ها و چاپلوسی ها بیرون آییم. در شاهنامه اندرزهای پر ازرش سودمند بسیاری سروده شده که میگوید خردمند باشید تا توانا و آزادمنش گردید چون شما از آزادگان هستید و بسیاری واژه های ارزشمند دیگر که به ما ایرانیان جایگاه انسانی و والایی میدهد.

زرتشتیان به ویژه نسل جوان که پویا و جویا و هنرمند میباشند هیچ پیمانی گران تر از این نباید در سر داشته باشند. اکنون که تاریخ ایران با این همه گنیجنیه های پر از گوهرش مورد بی مهری قرار گرفته است این بر پیمان آنهاست که چراغ معرفت و خودشناسی را در پیش پای همه رهروان راه راستی روشن نگاه دارند.

 

تا به کی با گردن خمیده و با گفتارهای چاپلوسی و با ناله و زاری حق و حقوق خود خواستن؟ ما نمیتوانیم سده ها بنشینیم و با واژه ها بازی کنیم و از هر واژه ای تفسیری تکراری پدید آوریم به گونه ای که حقیقت را در هاله ای از تقدس پنهان کنیم، مگر شاهنامه دفتر سرافراز تاریخ ما نیست ؟ مگر ما بازماندگان آن سپهسالاران و دلاوران کهن نیستیم؟

 

پس بیابید خود را دریابیم که باید بیدار شویم تا به پایگاه والای انسانی خود که شایسته آن هستیم دست یابیم، افتخار، عشق و احساس غرور نسبت به هازمان مزدیسنا در خون هر زرتشتی جاری است. جامعه ای هر چند کوچک ولی به بزرگی و مذهب سرزمین «اهورایی» هازمانی که با پشت سر گذاشتن دورانهای محرومیت توانسته است با فداکاری نیاکان با فرّ و جاه مان نه تنها استوار و پا بر جا بایستد بلکه در تمام کارهای فرهنگی که زیربنای اندوختن دانش روز میباشد پیشتاز و روبه جلوی ملت ایران و با آن نیز همگام و همراه بوده که از آن جمله میتوان به فعالیت هایی چون مدرسه سازی و نهادهای مردمی و نشریه های سودمند اشاره نمود و شکی نیست که در همین مدت کوتاه توانسته اند با تکیه بر اندیشه های گهر بار وخشور بزرگ تاریخ اشوزرتشت اسپنتمان مراحل پیشرفت را تندتر بپیمایند و به این ساختار آرمانی و الگو دست یابند. در این راه ارگان ها و انجمن ها و چهره های شناخته شده زرتشتی

و نشریه ها نقش بزرگ و آموزندهای داشته و دارند.

 

همه ما باید «گاناها» را بیاموزیم. من هم به آنچه باور دارم عشق میورزم و می اندیشم از این راهی که در پیش گرفته ام تا به نتیجه نهایی نرسد دست بر ندارم. یک رنسانس یعنی تولدی نو و رستاخیز هویتی و فرهنگی از دین بهی زرتشتی در پیش رو داریم

 

من جهانگیر موبد گشتاسب اشیدری باورمندم که انسان های هزاره سوم با انسانهای زمان ساسانیان از هر جهت با هم تفاوت کلی و ماهوی دارند چون اگر غیر از این بود و سرودهای «گاتاها»ی اشوزرتشت را به کار گرفته بودند. که نشان دهنده پایداری و رسایی در برابر زورگویان میباشد و به قضا و قدر واگذار نمیکردند، به فروپاشی ساسانیان نمی انجامید که نمونه آن در شاهنامه آمده است.

رستم فرخزاد سپهسالار ایران در نامه ای که به برادرش می نویسد همه چیز را از قضا و قدر میداند که آئین و باور زروانیان و از اندیشه های پیش از اشوزرتشت بوده است. رستم فرخزاد سپاه ایرانیان را با این سخنان مأیوس کننده از ایستادگی در برابر مهاجمان تازی باز می دارد. و باز در تاریخ است که هخامنشیان که استوار به دین راستین زرتشت بودند و از دستورات «گاتاها» پیروی می نمودند پیروز شدند و جهان آن روز را به زیر فرمان خود در آورند.

بنا بر این به این نتیجه می رسیم که فروپاشی ساسانیان به واسطه باور داشتن به قضا و قدر بوده است که هر شاهزاده و موبدی ساز خودش را می زده است بدون آنکه متکی به خود باشند، و به تقدیر پایبند بوده و از مدارک دینی زمان که آمیختگی هایی از خدایان و ایزدان پیش از زرتشت بود پیروی می کردند که آن ابرمرد تاریخ به همه آنها مُهر باطل زد و آنها را دیو یسنا خواند.

زرتشت حتی برای نمونه نام یکی از این ایزدان را نیاورده است. در پایان دوران ساسانیان به وسیله مغان زروانی (دین پیش از زرتشت) که به گونه ای خزنده در حکومت نفوذ کرده بودند، «گاتاها»ی زرتشت، که چکیده اندیشه زرتشت بود به کلی فراموشی شده و جای آن را نوشته های ضد و نقیض و عاری از خردورزی گرفته بود و همه چیز در آشفتگی و به هم ریختگی دور میزد. همه ما باید بدانیم که انسان امروز دیگر انسان دیروز نیست و به همین سادگی ها تن به دین و باور و مسلکی نمیدهد و نیازهای فراوانش این پروانه را به او نمیدهد که چشم بسته و کورکورانه تسلیم آنچه نمی داند بشود. در این دنیای غول آسا که هر روز اندیشه های تازه به جهانیان ارائه میشود مسلم است که هر انسان روشنفکری احساس مسئولیت می کند و به آنچه ایمان دارد به پژوهش میپردازد. من هم به آنچه باورمندم عشق میورزم و در صددم از این راهی که در پیش گرفته ام، و آرزوی همه بهدینان و روشنفکران و شیفتگان دین زرتشت است، تا به نتیجه نهایی نرسد دست بر ندارم.

 

بنا بر این کلیه مندرجات زمان ساسانیان که مجموعه ای است از باور (زروانیان و مهرپرستان و مانویان که پس از اشوزرتشت در هم آمیخته شده و به دست انسانهای هر دورانی به عمد یا غیرعمد یا به فهم خودشان و یا با سیاست روز نوشته شده است و همه اینها به دست خود زرتشتیان در زمانهای گذشته به گونه کتاب و سند در آمده، بسیاری از دشمنان دین بهی به استناد همین کتابها و نوشته ها به تفسیر چندگانه میپردازند و روی آنها انگشت می گذارند و دستاویز قرار می دهند. زمانی که با آنها به گفتگو می نشینی می گویند اینها را ما از خودمان نمی گوییم بلکه از کتابهای دینی خودتان برداشت میکنیم. چنانچه بخواهیم ادبیات و مندرجات زمان ساسانیان، به ویژه اواخر این دوران را با ژرف بینی بررسی کنیم، مشاهده می کنیم که چه واژه های ناجوری در این کتابها چاپ شده که اغلب خاورشناسان را هم به شگفتی وا داشته و سردرگم نموده است.

اگر «گاتاها» سرودها و اندرزهای خود زرتشت است پس مدارک زمان ساسانی چه میانه ای با دین بهی دارد، «گاتاها» شناسان و اوستاشناسان واژه ایزد و یزدان را خدا نمیدانند چون این واره از «یزنه» گرفته شده که بچم ستایش است و برگردان آن میشوند «ستوده». در دین مزدیسنی هر چیزی که به گونه ای به بهزیستی انسانها یاری برساند. ستوده شده است. مانند آب، گیاه، آتش، زمین، خورشید، ماه و سراسر هنجار هستی، کتاب اوستا پر است از ایزد و ایزدان و یزدان که به جای «اهورامزدا» نوشته شده و لغزش بسیار بزرگی است.

اصولا ایزدان، مورد پرستش آریایی های پیش از زرتشت بوده اند که او مهر باطل به همه آنها زد و تنها خدا را «اهورامزدا» یا مزدا اهورا که بچم ابردانایی هستی بخش بزرگ میباشد، نامید. در کتاب «اوستا» نوشته موبد اردشیر آذرگشسب در ترجمه و تفسیر آن میخوانیم فرشتگان درجه دوم که از جهت رتبه از امشاسپندان پایینترند به ایزدان موسومند که ایزد از واژه یز ته اوستایی بچم ستایش میاید.

خوب به این ترجمه توجه شود که «اهورامزدا» دستگاه و بارگاهی شاهانه دارد و آدمی گونه است و گرداگرد او فرشتگان میباشند که از او فرمان میبرند و ایزدان هم باید زیر دیدگاه فرشتگان باشند و به فرمان آنها رفتار نمایند. آنچه در «گاتاها» میخوانیم، اشوزرتشت با خرد و نبوغ خدادادی که پروردگار به او ارزانی داشته بود پی به راز آفرینش برد و با دیده دل «اهورامزدا» را شناخت و به گفتگو نشست و پاسخ پرسشهای خود را خودش داد. بنا بر این کتاب اوستا در صورتی مقدس و سپنتایی است که واژههای آن با سرودهای «گاتاها» هماهنگی باشد و این بر پیمان انجمن موبدان ایران است که به بازنگری و بازسازی بپردازند تا دو دستگی به وجود نیاید و این نیکنامی را از آن خود کنند و در دسترس شیفتگان آئین زرتشت که این روزها به گونه خودجوش در سراسر جهان به آن روی آورده اند بگذارند.

دکتر سیروس ابراهیمزاده در رسانه «رهاورد» که در لوس آنجلس به چاپ میرسد و چندین هزار خواننده دارد درباره دین بهی زرتشتی چنین مینویسد «آنچه موجب رونق و شکوفایی دین یا مسلک خاصی میگردد تنها دستورات شرعی و اخلاقی نیست بلکه شیود و اجرای آن احکام وسیله متولیان دین است که سرنوشت دین را رقم میزند. پیام سه گانه زرتشت اندیشه و گفتار و کردار نیک – چنان جذبه ای دارد که اگر هیچ گونه زوائدی به آن در نمی آمیخت، جهانگیر می شد. گمان نمیرود در دنیای دیروز و امروز پندی و اندرزی به این پاکیزگی و رسایی مطرح شده باشد. هیچ نویسنده ای هر چند پرتوان و آگاه، قادر نیست دین و آئینی متکی به این دستورات اخلاقی و زیبا را درهم شکند. هنگامی که سکان کشتی دین در دست مردمان خام اندیش میافتد آن دین خود به خود از درون میپوسد و کمرنگ میگردد و زبان دین از تبلیغ باز میماند. آنچه موجب تضعیف دین مزدیسنان گردیده، بدعتهای مانویان و زروانیان و مزدکیان نبود بلکه خشک اندیشی و رفتار خشونت بار برخی ها در پایان دوران ساسانی بود که حق فکر کردن و ازاد اندیشیدن را از مردم گرفتند و خدایان و ایزدان پنداری را که زرتشت کنار زده بود بار دیگر بیرون کشیدند و به گونه های چندی ضمیمه کتابهای دینی کردند و پیام اصلی زرتشت را که در «گاتاها» سروده شده بود، به فراموشی سپردند و ایزدان باد و آب و آتش و خورشید و مهر و چندین ایزد دیگر را در صورت خانه های خیالی و پنداری مشاطه گری کردند. در مدت ۱۴۰۰ سال که از سقوط ساسانیان میگذرد تا چند دهه پیش هیچ مزدیسنایی را سراغ نداریم که با روشهای امروری به پژوهش پرداخته و علت ناتوالی و فئور این دین کهن را بررسی کرده باشد. خوشبختانه امروز پژوهشگران بیداردل و ایرانیان دانشمند، چه زرتشتی و چه غیرزرتشتی، با پژوهشی و همت بی دریغ خود و ژرفنگری به استناد منابع تاریخی پی به دین راستین زرتشتی برده و آن را به وسیله کتابهای فراوان به چاپ رسانده و همچنین بارسانه های گوناگون به جهانیان شناسانده اند و می شناسانند. اگر با باوری و داوری خردمندانه نوشته برخی از پژوهشگران را با دقت مرور کنیم و با خرد خود به داوری بنشینیم پی خواهیم برد که تا چه اندازه درست و راست نوشته اند ولی چون گفتار راست تلخ است به گونه دیگری برداشت می کنیم. بنابر این باید بیدار شویم و دنیای پهناور را بنگریم که جهانیان درباره دین و آیین ما زرتشتیان چه داوری می کنند. مگر آنها چه می گویند؟ مگر غیر از این است که می گویند و مینویسند که هیچ دینی و آیینی مانند گفتارهای اشوزرتشت از ابتدای خلقت تا به امروز دارای چنین سخنان پر مغز و نغز و شیوا و رسا و زیبا نبوده، و این دین را که روزی جهانگیر بود، در اثر بیکفایتی و بی درایتی از جاده درستی منحرف کرده و به کجراهه کشاندهاند. دین زرتشت از این جهت برتری دارد که «گاتاها» که با برآورد چهل سده پیش به وسیله اشوزرتشت سروده شده امروز با دانش روز هماهنگ است که یک واژه ناجور و یک «واو» بی ارزش در آن دیده نمی شود. آنچه نوشته شده بر مبنای خرد و راستی و شناساندن راه درست برای بهتر زیستن و شادی و کار و آسایش و آرامش زندگی بشر است. حدیث و روایت و معجزه و افسانه در آن راهی ندارد. چون راه در جهان یکی است و آن هم راستی است. امروز با اگاه شدن بیش از پیش با این آموزش ها، ایرانیان و مردم جهان به دین زرتشت روی آورده اند چون در این دین پتانسیل و نیرو و امکان به وجود آوردن چنین سیستمی را احساس میکنند. دین بهی زرتشتی که امروز جوانان ایرانی در پی آن هستند آن دین زرتشتی که در پایان دوران ساسانیان بوده نیست. در آن زمان سخنان زرتشت یعنی «گاتاها» از یاد رفته بود و آداب و رسوم بیگانگان و از خود درآوردی جای آن را گرفته بود. امروز ما شاهد یک رنسانس یعنی تولدی نو و رستاخیز هویتی و فرهنگی دین بهی زرتشتی هستیم. تمام ارزشهای فرهنگی ایرانی که نه تنها با ارزش های هزاره سوم برابری می کند بلکه بسیار هم از آنها پیشی دارند که در سرودهای «گاتاها» آمده است ولی «گاتاها» به خودی خود قدرتی ندارد بلکه قدرت و نیروی این کتاب بسته به رابطه ایست که ایرانیان با این کتاب برقرار میکنند. این رابطه باید چنان باشد که آن شکست ۱۴۰۰ سال پیش را بشکند و دورانی دیگر از شکوه و سربلندی برای کشورمان درست کند. «گاتاها» شامل ها به سروده و ۲۴۱۰ بند به زبان اوستایی است که زبان ادبی ایران در زمان زرتشت بود.

«گاتاها» تنها کتابی است که از زرتشت در دست میباشد و هم از نگاه ادبی و هم ژرفای اندیشه و هم نو خوانی و نوجویی، آن هم در چند هزار سال پبش، بسیار سند پیشرفته ای رقم زده که برخی از پژوهشگران خاور و باختر را به شگفتی انداخته است. کتاب دینی مزدیستان «گاتاها» و «گاتاها» و تنها «گاتاها» است.

«گاتاها» تا چندی پیش بخشی از کتاب دیگری بود که «یسن ها» نام دارد و مانند نگینی در میان « یسن ها» نگهداری شده بود و چون روشن شد «گاتاها» سرودهای خود اشوزرتشت است در این چند دهه پسین تر آن را در کتاب جداگانه ای نوشته و به زبانهای دیگر و نیز به زبان فارسی برگردانیده اند و امروز به زبان های زنده جهان برگردان شده است.

 

یک بار دیگر باید گفت انهایی که خاموشی برگزیدهاند باید نشان دهند که زنده هستند و تنها نباید به این دلخوش باشند که زرتشتی هستند بلکه باید در راه سازندگی و تعالی دین بهی کارساز باشند و در راه دستورات اشوزرتشت گام پیش نهند.

توای هم کیش و هم میهن فرزانه، از جایت برخیز و خودت را به زیور

آموزش های اشوزرتشت بیارای و بیش از این در بند حدیث و روایت های پایان دوران ساسانیان و پس از آن مباش و مگذار این گونه مطالب اندیشه پاک تورا بیالایند و راه پیشرفت دین و آیین تو را سد کنند.

در این برهه از زمان که از همه سو فروغ و درخشش دین زرتشت سوسو میزند، روان نیاکانت چشم به راه تو دارند. نیاکان شکوهمند تو از جان و مالی مایه گذاشتند و برای من و تو و همه ایرانیان سرفرازی به جای نهادند. از آنها بیاموز و با سخن راست و درست هر چه توش و توان داری بکوشی و راه را باز کن تا به منزلگه مراد برسی، امیدوارم که در سایه یکرنگی و همیاری و همدلی و از خودگذشتگی که یکی از ستون های دین مزدیسنی است بتوانیم دین بهی و انسانی خود را در جایگاه و پایگاه شایسته خود بنشانیم.

ما زرتشتیان هر بامداد میخوانیم . هومت و هوخت و هورشت و جداگانه – اشم وهو، یتا اهو و همازور بیم و سایر اندرزهای ارزشمند و پر مغز دیگر که باید در کردارمان پیروی کنیم تا هم آرامش وجدان و روان و جسم خود را به دست بیاوریم و هم به هازمانی که از آن ماست سود برسانیم و خوشبختی خود را در خوشبختی دیگران بدانیم،

ایدون باد.

Please follow and like us:

پایداری و سربلندی و سرافرازی هر جامعه و ملتی داشتن شناسنامه فرهنگی و ملی آن سرزمین و کشور است.

آیین زرتشت

دیدگاه و نوشته های جهانگیر موبد گشتاسب اشیدری

  

بخش 5 – پایداری و سربلندی و سرافرازی هر جامعه و ملتی داشتن شناسنامه فرهنگی و ملی آن سرزمین و کشور است.

 

داشتن شناسنامه ملی و فرهنگی هنگامی به دست می آید که آن ملت از دین و آئین و به گونه کلی از فرهنگ کشور خویش آگاهی داشته باشد. به گواهی تاریخ ایرانیان یکی از کهن ترین ملتهای جهان و تمدن و فرهنگ ایرانی یکی از باستانی ترین فرهنگ هاست. که تابش جهانی داشته و سایر فرهنگ ها را غنی تر و پربار تر نموده است. به گواهی تاریخ زرتشتیان از ریشه دارترین فرزندان ایران و وارث مستقیم این فرهنگ و تمدن به شمار می آیند، دریغ است که زرتشتیان از آن بیگانه باشیم. این بیگانگی بدان می ماند که شناسنامه خود را از روی نادانی و سهل انگاری گم کرده باشیم زیرا که انسان بی شناسنامه مانند درختی است بی ریشه که در برخورد با تندبادی از پای در می آید و با وزیدن باد به هر سوی کشانده میشود.

ما ایرانیان، به ویژه زرتشتیان، باید به خود ببالیم که وارث یکی از والاترین و اخلاقی ترین دینهای جهان هستیم. ما باید بدانیم که اشوزرتشت به گواهی تاریخ، هزاران سال پیش برای نخستین بار پیام یکتاپرستی را به گوش مردم جهان رسانید. ما باید بدانیم که دین مزدیسنی دینی است که پس از شناسایی، پیروان ادیان دیگر از هر ملت و نژادی را شیفته خود کرده است. ما باید بدانیم که کشور ما ایران چون در چهار راه تمدن خاور و باختر بوده، بارها مورد آماج و تجاوز یورش بیگانگان قرار گرفته که هدفی جز نابودی فرهنگ و تمدن ما را نداشته اند. ما ایرانیان از هر دین و آئین، مردمی هستیم که باید به فرهنگ و سنتها و آداب و رسوم نیاکان خود که ریشه در سده ها و هزاره های تاریخ کشورمان دارد پایبند بوده و همیشه  یگانه باشیم زبان پارسی و ارزش آن را فراموش نکنیم چون زبان هر ملت جلوه گاه فرهنگ همان ملت است.

باید بکوشیم تا زبان شیرین پارسی را به فرزندان خود بیاموزیم زیرا زبان است که فرهنگ هر هازمانی را پرمایه تر و پربارتر میسازد و افزون بر این یکی از جهات سرافرازی و پرمایگی و پایداری هر ملتی میباشد. فرهنگ، یعنی پاسخ هایی که به نیازهای درونی یک هازمان داده میشود. هر ملتی بر پایه فرهنگ ملی خود زنده است و هرگاه فرهنگ را از او بگیرند و یا آن را دگرگون سازند، زندگی ملی اش نیز پایان یافته است.

کشور کهنسال ایران دارای چنان فرهنگ زیبنده و دیرینه ای است که ویژگی های ارزشمندی را در بر دارد و باید به یاد داشت که تمدن شگرف امروزی بر پایه و آماج تمدنهای گذشته خاور زمین از جمله ایران نهاده شده است.

مایه سرافرازی است هنگامی که جهان در تاریکی نادانی و بت پرستی غوته ور بود، اشوزرتشت اسپنتمان، یگانه پیام آور و اندیشمند ایرانی برای نخستین بار پرچم یکتاپرستی را در جهان برافراشت و انسان را به پرستش خدای یگانه (اهورامزدا) فراخواند. او مردمان را به آبادانی و نوسازی و نوجویی و تازه گردانیدن جهان و آزادی و آزادگی فراخواند و برای نخستین بار این حقیقت را آشکار ساخت که نیکی و بدی چون دو گوهر همزاد در وجود هر انسالی سرشته شده و در این میدان مبارزه سرانجام پیروزی با نیکی است.

اگرچه ما ایرانیان در درازای تاریخ پر فراز و نشیب خود بارها مورد یورش و هجوم بیگانگان قرار گرفته و از لحاظ نظامی شکست خورده ایم، ولی از جهت معنوی و فرهنگی، بیگانگان متجاوز را زیر نفوذ خود در آورده ایم، بسیاری از دشمنان ایران، از جمله اسکندر مقدونی و جانشینانش در اندیشه نابود کردن تمدن و فرهنگ ایران زمین بودند ولی دیری نپایید که ایرانیان به تمدن والاتری دست یافتند.

در دنیای امروز، «هر ملت و کشوری میکوشد تا جایی را برای تاریخ و فرهنگ آئین خود در کهن ترین دوره تاریخ تمدن جهانی برای مردم و کشور خویش پیدا کند. با پیشرفت های چشمگیر دانش و تمدن امروزی هر ملتی میکوشد تا با بهره گیری از تکنولوژی پیشرفته تاریخ گذشته خود را به جهانیان بشناساند و بر آن ببالد و مباهات کند. از این رو، با توجه به تاریخ دانش و فرهنگ و ادبیات کشورمان، ما ایرانیان هم باید بکوشیم تا

کارنامه تاریخی و فرهنگی خود را به هم میهنان خویش و جهانیان بشناسانیم خواندن تاریخ و سرگذشت پیشینیان هم موجب سرفرازی است و هم درس و تجربه بزرگی برای آیندگان، تا دریابند که پیشینیان آنها چرا و چگونه شکست میخوردند و یا دلیل پیشرفت و سرفرازی و نیکبختی آنها چه بوده است.

حقیقت اینست که تاریخ ایران دارای فراز و نشیب های بی شماری است. در درازای تاریخ، مردم ایران با دشمنان گوناگون دست و پنجه نرم کرده اند، گاهی بر آنها چیره گشته و گاهی هم شکست خورده اند. بسیاری از آثار باشکوهی که از خود به یادگار گذاشته بود ویران گردید.

 

روزگاری ایرانیان بخش بزرگی از جهان آنروزی را فرمانروایی می کردند و زمانی هم مغلوب پست ترین و بی فرهنگ ترین قوم های جهان گردیدند. با وجود این، ایرانیان هرگاه شکست میخوردند، با فرهنگ و آئین و اخلاق خوب خویش دشمنان را به انسانیت دعوت میکردند. اگرچه دشمنان و بدخواهان بر شهرها و مرزهایی که دست می یافتند آنها را ویران می کردند لیکن آئین و اندیشه ایرانی با گذشت زمان در دل و اندیشه های آنان هنایش پذیر بود.

اگرچه آنها پس از چندی از کشور ما رخت بر می بستند اما نام زشتی را از خود به یادگار می گذاشتند. با وجود این، شعله های فروزان آئین و فرهنگ ایران خاموش نشد و با گذشت. زمان به دیگر کشورها و ملتها راه پیدا کرد و آئین یکتاپرستی که رهاورد یگانه پیامبر ایران زمین اشوزرتشت اسپنتمان، آن بینشمند تکدانه جهان بود، در اندیشه ها و آئینها و باورهای آنها رسوخ کرد. این هنایش ها چنان بود که در زمانی واپسین تر فیلسوفان یونان مانند سقراط، افلاطون، ارسطو، فیثاغورث و غیره از آنها پیروی کردند و پس از آن به گونه اندیشه نوافلاتونی و مُثل افلاتونی نمایان گردید و همان عرفان و اشراقی که از دیرباز در دین یکتاپرستی و خشور بزرگ ایران، زرتشت بود، نخست از سوی این دانشمندان و فیلسوفان و پس از آن بوسیله دانشمندان بزرگ ایرانی دوره اسلامی مانند فردوسی، حافظ، خیام، سهروردی، رازی و… زنده و بالنده گردید.

 

جهان بینی دین زرتشت ایرانیان را چنان پرورانید که سدها سال در جهان یکه تاز میدان فرهنگ و تمدن و فرمانروایی بودند. اوج شکوفابی این بینش و دکترین در دوره شاهان هخامنشی آشکار میگردد و همه جهان متمدن باستان از آن بشکل متحد می گردد.

دین زرتشت و کوشش های مردان بزرگ ایران زمین از آغاز پیدایش تمدن در این کشور تا اوج قدرت ساسانیان نه تنها برای ایرانیان بلکه برای همه مردم جهان سودمند بود. ایرانیان بر پایه بینش مزدایی خود و با توجه به اصول اخلاقی و دینی که داشتند برخلاف دیگر ملتها و جهان گیرانی که موجب نابودی و خرابی شهرها و کشورهای متمدن آن روز میشدند به هر جا که می رسیدند آبادی و سازندگی بر جای می گذاشتند. آنان حتی به دیگر ادیان و مذاهب به دیده احترام می نگریستند و هیچ گاه عقیده و بینش خود را به زور به دیگران تحمیل نمیکردند.

 

ویران کردن پرستشگاه های دیگر مذاهب در نزد ایرانیان کاری بس بیهوده و زشت و دور از انسانیت به شمار می آمد. پیروی از شیوه جهانبینی از روی سیاست سران کشور نبود بلکه آئین نیک اندیشی و راه (اشایی) زرتشت آنها را چنین باور آورده بود تا به وسیله آن هم مردم کشور خویش و هم دیگر ملتها را خوشبخت سازند. تمدن و فرهنگی که نیرومند و ریشه دار و اصیل و کهن روزگار و همچنین پویا و در راه داد و ستد جهت باروری و رشد و شکوفایی آماده و دور از تعصب باشد دوام می آورد و پایدار میماند و هیچگاه حلقه های زنجیر استوار فرهنگی در این سرزمین از هم جدا است بلکه هم فرهنگ و تمدن مهاجمان را در حد نیاز به بهگزینی جذب کرده و همه مهاجمان را در خود جای داده است.

با چنین میراث غنی و فروغمندی که امروزه زرتشتیان در همه جای دنیا پراکنده اند باید بتوانند با به کار بستن آموزشهای اشوزرتشت در همه شئون زندگی فعال بوده و از راه هماهنگ کردن اندیشه، گفتار و کردارنیک خود با قانون (اشا) و «هنجار هستی» در پیشرفت هازمانی که در آن زندگی میکنند. کوشا بوده و به کمال و رسایی برسند.

 

همان گونه که همکیشان پارسی مادر هندوستان از هر جهت نمونه اند و آوازه و شهرت نیکنامی آنها جهان گیر شده و موجب افتخار و سربلندی و سرافرازی هازمان جهانی زرتشتیان می باشند.

 

فرهنگ مزدیسنایی به گونه بالنده و پاینده است که امروز می بینیم بنا بر سنجش سازمان جهانی یونسکو به نام فرهنگ زرتشستی شناخته می شود.

 

خوانندگان گرامی، اینکه برخی کسان می گویند «اهورامزدا» بخشنده است، بخشندگی «اهورامزدا» در این است که ابر و باد و مه و خورشید و جهان هستی را برای انسانها آفریده که از موهبتهای آن با شایسنگی هر چه بیشتر برخوردار شوند و برای بهره برداری از این همه مزایا و امکانات که در فرادید آنها گذارده، به کار و کوشش روی آورند که هم برای خود و هم هازمانی که در آن زندگی می کنند، رامش و آسایش و شادکامی و خوشبختی به بار بیاورند تا بتوانند بر توسن مراد سوار شوند.

 

ولی بخشنده گناه نیست. بلکه گناهکاران را به موجب قانون «اشا» و «هنجار هستی» که به وجود آورده به کیفر میرساند و با توبه کردن و نذر و ندبه و زاری و گریه هم بخشندگی ندارد. برای اینکه او دادگر و مهربان است و انسان را آزاد آفریده و به او خرد و وجدان داده تا راه نیک و بد را خود برگزیند و به آن رفتار کند.

 

زمانی که انسانها در سراسر جهان خدایان پنداری و مادی و غیرمادی را پرستش می کردند و سرنوشت خود را به این اربابان جفا پیشه سپرده بودند، در زمانی که مردم از ترسی ایزدان پنداری و پیشگیری از خشم انان حیوانات را به پای آنان قربانی می کردند، اشوزرتشت با سرودهای الهامی جاودانی و آرامش بخش ندا در داد که جهان هستی و هر چه در اوست، آفرینش پروردگار یگانه و ناپیدا و مهربان دادگری است به نام «اهورامزدا».

 

زیبایی نام «اهورامزدا» چنان در سخنان اشوزرتشت پیدا بود که این نخستین پیامآور توحیدی هرگز به ایمان آورندگان خود دستوری نداد و هرگز از مردمان نخواست بدون اندیشه سر بر آستان پروردگاری بسایند که بخشی از نامش «دانایی» است. اشوزرتشت در هنگامه استبداد کاویها و کرپن ها و اوسیج ها مردم را به خردورزی و وجدان فرا میخواند چون در «گاتاها» مزدا، وجدان و خرد را با هم آفریده است و برای سنجش درست نه خرد به تنهایی و نه وجدان بدون خرد کارساز است.

 

ایرانیان با پذیرش هنجار هستی آب روان را آلوده نمی کردند و زمین را تمیز نگاه می داشتند، زن و مرد را با شناخت کامل تفاوتهایشان به یک چشم می نگریستند، مهمان را گرامی می داشتند برای برقراری نظم و قانون که واژه زیبای «شا» بر آن نهاده بودند لب به دروغ نمی گشودند، مردمان بر اساس همین جهان ببینی راستی را برنده ترین شمشیر میدانستند و هر روز برای رسیدن به خوشبختی برای همه نیکان و پاکان جهان درود میفرستادند. این آزادخواهی که از بنیان اساسی جهان بینی اشوزرتشت است، پس از سالیان دراز چنان در دل و جان ایرانیان ریشه دوانیدو بالید تا به گونه فرهنگی بالنده و پاینده که امروز می بینیم بنا بر سنجش سازمان جهانی «یونسکو» نام فرهنگ زرتشتی را نیز بر آن نهاده اند.

 

بنابراین، بیدار شوید، چشم خرد باز کنید، دیده بگشایید. من آوای زایش را آوای تولدی دوباره از دوردستها، از آمریکا، اروپا، استرالیا، روسیه، هندوستان میشنوم، از تاجیکستان که نامگذاری سال ۲۰۰۳ مبلادی را که سازمان جهانی «یونسکو» به نام اشوزرتشت در جهان اعلام داشته است در شهر دوشنبه بزرگداشتی با ابهت و شکوه فراوان جشن گرفتند و با سخنرانیهای شورانگیز دانشمندان و پژوهشگران که به آنجا فراخوانده شده بودند درباره زرتشت و دین او داد سخن دادند که در نشریه های گوناگون و همچنین در مرکز زرتشتیان کالیفرنیا و ایران و سایر دیار زرتشتی نشین بازتاب داده شده است.

 

بیدار شوید، ان آبرمرد تکدانه تاریخ جهان روح و روانش به سرزمین «اهورایی» چشم دوخته و اکنون همت والای شما پیروانش را خواستار است. که آتشکده (آذرگشسب) را دوباره روشن کنید، همایشی بزرگداشتش را به پهنه گسترده در فضای باز نقش رستم و یا در کنار ستونهای استوار و ماندگار تخت جمشید فرش بگسترانید، این کهنه ستایی نیست بلکه نشان دهنده ریشه تاریخی فرهنگ زرتشتی میباشد چون ما زرتشتیان در پی تبلیغات دینی نیستیم، زیرا دین بهی زرتشتی مانند مُشکی است که خود می بوید و نیاز به گفته عطار ندارد.

 

از فرهنگ دوستان و آنانی که دلشان برای تاریخ این سرزمین می تپد یاری بگیرید و هر آنچه در توش و توان دارید برای آنچه در شأن و منزلت این دُر گرانبهای دوباره یافته شده می دانید انجام دهید. آنچه ایرانیان از این همایشها انتظار دارند شادی با هنر راستین و نگهداشدن سنتهای پاک دینی با نواوری هاست.

 

باید به جای رخت سیاه پوشیدن و غم و اندوه خوردن، با لباسهای سپید و روشن که نشان دهنده شادی و آرامش روان و جسم استخود را زینت دهیم و با ساز و آواز و دست افشانی و پای کوبی به گفته سخنور نامی «حافظ» گل برافشاینم و می در ساغر اندازیم، فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم.

به سخنی دیگر، رستاخیز نوینی بر پاسازیم تا اینکه شادی و خوشبختی بیشتری به ارمغان بیاوریم. ایران از سده های بسیار دور یکی از خواسته های بزرگ تمدن و فرهنک جهان بوده است و ایرانیان در پیش بردن و گسترش بخشیدن به فرهنگ انسانی، بزرگترین سهم را دارا هستند.

 

اگر بگوییم نخستین و باستانی ترین پایه های اصلی تمدن آدمیان مانند خط، دین و فلسفه کشورداری و بسیاری از هنرهای زیبا در این سرزمین روییده است، به درستی می پذیریم که ایران زادگاه نخستین بنیادهای بشری بوده، بنا بر نشانه های موجود از گذرگاه فلات ایران، فرهنگ و تمدن انسانی یک بار از راه آسیای کوچک به اروپا سرازیر شده است که شرح حال افلاتون و فیثاغورث که از دانش های خاور بهره برداری کرده اند گواه بر این واقعیت است در جایی که زرتشتیان ریشه در این سرزمین «اهورایی» ایران دارند، اما شوربختانه شناخت دیگر ایرانیان از این مردم تا اندازه ای است که میتوان گفت بیشتر درک درستی از واقعیات زندگی زرتشتیان ندارند.

 

آنچه در مدت هزاره های دراز تاریخ کهن ایران از نسل های گوناگون گذشته و امروز به نام زبان، لباس، سنت و آداب و رسوم و حتی دین به زرتشتیان ساکن ایران رسیده چیزی نیست جز فرهنگ زرتشتی، در درازای ابن مسیر، مبادلات فرهنگی بیشماری بین این مردم و اقوام و مردمان دیگر ایرانی حتی غیر ایرانی جریان داشته است و تا امروز زرتشتیان مردمی میباشند که همه با توجه به سه ستون مهم فلسفه و پیامبرشان به نیکاندیشی ، نیک گفتاری و نیک کرداری مشهورند، بازگویی بخش بسیار اندکی از نابسامانی هایی که در درازای این سالها دامنگیر زرتشتیان شده، البته بیاندازه درد آور است که موی را بر بدن هر انسان آزادهای راست می کند و شاید امروز تکرار آن حکایات کسل کننده باشد.

 

البته بازگویی افتخارات و سربلندیهای تاریخی این مردم هیچ گاه ارزشهای معنوی خود را از دست نداده که شوربختانه چنانچه باید و شاید به آنها پرداخته نشده است. اما نکته اساسی درست همین جاست. در حالی که زرتشتیان هنوز در این کشور زندگی می کنند و در کنار دیگر ایرانیان به زندگی هازمانی خود ادامه میدهند، ناشناخته مانده اند. لازمه درک و دانستن این نادانستنی ها، پژوهش و خواندن کتابهای تاریخی است که از لابلای آنها می شود به راستی ها پی برد. برای درک درست تاریخ و فرهنگ و باورهای ایران باستان باید آشنایی به زبان و آداب و رسوم آنها نیز داشت و پی ورزی را از خود دور نمود و با وجدان بیدار خود به داوری نشست. چون هر کجا راستی و نیک اندیشی است، حقیقت نمایان میگردد و زمانی که شناخت و دانش و فهم و خردگرایی باشد، از دورویی و تزویر و یاوه گویی خبری نیست.

Please follow and like us:

روی آوردن به آموزش های معنوی زرتشت از راه بالا رفتن سطح دانش و فرهنگ امکان پذیر خواهد بود

آیین زرتشت

دیدگاه و نوشته های جهانگیر موبد گشتاسب اشیدری

بخش 4 – روی آوردن به آموزش های معنوی زرتشت از راه بالا رفتن سطح دانش و فرهنگ امکان پذیر خواهد بود

خوانندگان گرامی، روی آوردن به آموزش های معنوی زرنشت از راه بالا رفتن سطح دانش و فرهنگ امکانپذیر خواهد بود. آنهایی که به مرحله دانایی رسیده اند و توانایی فکری دارند می توانند درست تر داوری کنند و خوبی را از بدی بازشناسند و به آنچه از همه چیز مهمتر یعنی هماهنگی با راستی و دادگر و «اشا» و نیک اندیشی و هومن است روی آورند. در این زمینه نقش دانایان آنست که با سایر مردمان که همانند خودشان به حقایق اخلاقی آگاهی دارند، سخن گویند و کنکاش کنند و راه را بر پیروان دروغ ببندند تا آنها نتوانند مردم را بفریبند و گمراه کنند. گسترش پیام زرتشت به بالا رفتن سطح فرهنگ و دانش مردم بستگی دارد. هر انسان فهمیده با فرهنگی چنانچه به آن آموزش ها اگاه شود مسلما آنها را به هر آموزش دیگر ترجیح میدهد.

نکته دیگر آنست که دانا باید در دانایی دیگران بکوشد و اصول و ارگان دین زرتشت را بگستراند و آموزش دهد و تبلیغ کند. «گاتاها» دیدگاهی پویان گراست بدین سان جهان هستی را در روند زایش و پویش و آفرینش میداند و ایستایی هرگز در فرهنگ اوستایی دیده نمی شود.

 

سوشیانت که در این دین درباره آن سخن بسیار میرود، رهاننده است که در هر زمان میآید و جهان پیرامونش را تازگی میبخشد. از این روی بر پایه این دستور، هر زرتشتی باید دارای اندیشه و روان و کنش زاینده باشد و پیوسته بکوشد که جهان را تازه گرداند و خودش سوشیانت زمانه باشد.

پایه گسترش و پیشبرد دین زرتشست در آموزش اخلاقی تبلیغ و فراخوانی مردم گمراه به راه معنوی و صلح و دادگری است. انسان دانا و درستکار نباید به گفتار و پیامی که موجب آشفتگی و تباهی و پس ماندگی است گوش فرا دهد، شیوه های غیرمنطقی و ناسازگار با دانش به ارکان زندگی یعنی خانه و روستا و شهر و همه کشور آسیب می رساند و فتنه و نا امنی و فقر روحی و مادی ایجاد می کند، باید مردمان را به حقیقت آگاه و به راه راست هدایت کرد.

اگر تبلیغ به راه راست برای پیشرفت و خوشبختی انسانها در خانه و روستا و شهر و کشور، در آنها اثر نکرد، باید تا آنجایی که ممکن است با خونسردی و متانت و بیان خوش روبرو شد و اگر تهاجم کردند به پدافند. برخاست، آنچه مهم است آموزش های بیدار کننده زرتشت است. دین زرتشت یک دین قومی و تیره ای متعلق به یک گروه و تبار خاص نیست.

کلی و همگانی است و قابل پذیرش و اجرا در تمام مکان ها و زمانها که به مسائل و امور جزئی نمی پردازد و میتواند جنبه فلسفی و مکتبی داشته باشد.

زرتشت که آورنده و آموزنده این پیام است، اصرار و تأکید در گسترش و تبلیغ آن دارد. همان گونه که در «گاتاها» آمده است، در سه هزار و هفتسد و اندی سال پیش خود اشوزرتشت انجمنی از پیروان نخستین خود، انجمان مغان یا دانشوران را که از یاران فرهیخته وی بودند، به وجود آورد و برای گسترش و شکوفا نمودن آئین خود به چهار گوشه جهان فرستاد که از همه آنها به نام فرزانگان و آزادگان به نیکی یاد کرده است و همیاری آنها را در پیشبرد کیش یکتاپرستی خود ستوده و گرامی داشته است.

گروهی از زرتشتیان و پارسیان مخالف تبلیغ و گسترش دین زرتشت بودند و دلیل آن روشن است و جنبه تاریخی دارد که ناشی از دشواریها و دشمنیهای غیر انسانی اقوام حاکم بوده است که در درازای زمان کارشان جز کشتن نیاکان ما و سوختن کتابها و گرفتن جزیه و غصب و تاراج اموال آنها نبوده است.

همین اندازه که گروه کم شماری توانسته اند جان سالم از این تهاجم ها به در برند، سزاوار آفرین هستند. و دیگر فرصتی و موقعیتی برای فراخوانی و تبلیغات نداشته اند. بنابرابن، این گوشه گیری و انزوا یک سنت تحمیلی بوده است.

در زمان کنونی که پیام صلح و آزاداندیشی و آزادگی تنها در میان نابسامانی ها و آشفتگی ها و به هم ریختگی های اجتماعی جهان امروز است و در اغلب کشورهای دمکرات جهان نژادپرستی را محکوم کرده اند و راه را برای پذیرش هر دین و مسلکی آزاد گذارده اند، خواهیم دید چون پیام زرتشت جهانیست، در آینده ای نه چندان دور جهان گسترش خواهد یافت.

در «گاتاها» دوری از اندیشه بد، خود ستایش «اهورامزدا»است. هر اندیشه، گفتار و کرداری که بارها تکرار شود، آدمی به آن خو میگیرد و جزیی از مراسم روزانه او می شود. بنابراین در آموزشهای زرتشت، نیک اندیشی و نیایش و هومن بسیار و مکرر سپارش شده است.

نیایش «هورامزدا» و به کار بردن فروزه های او تنها آئین دینی است که در کیش زرتشت وجود دارد و به همراه آن نیایشها و وظیفه های اجتماعی و اخلاقی گوشزد می شود. حفظ احترام و ارزش های خانوادگی، دور کردن پلیدی ها و نادرستی ها از سامان زندگی بستگان و همشهریان و مبارزه با آشوبگران که نظام هازمانی (اجتماعی) و آرامش کشور را بر هم میزنند، نیک اندیشی درباره جهان و جهانیان از جمله دستورات اخلاقی «گاتاها»ست که هر یک از پیروان زرتشت باید به ان فرمان ها گردن نهند.

مراسمی که در دین زرتشت برگزار میشود، بسیار ساده است و با آنچه مانند فرمانهای دینی در «وندیداد» که به دست مغان مادی نوشته شده، تفاوت دارد. نیایش «هورامزدا» نیایش به راستی و نیک اندیشی است. هر کار و گفتاری که از روی راستی انجام شود، ستایش آفریدگار است. پاداش آن نیایشها، نیرومندی و توانایی انسان در برابر دروغ و پلیدی است.

هر اندازه نیایشها درست و از روی اندیشه نیک و باور استوار بیشتر برگزار شود، توان آدمی فزون تر و بهره کارش بهتر خواهد بود. باید به سوی روشنایی و پشت به تاریکی تنها با باورمندان ایستاد و «اهورامزدا» سرچشمه خردمندی و راستی را ستود.

آن ستایش ها را که در هر بند «گاتاها» نهفته است، باید هر روز خواند و تکرار کرد تا در میدان جنگ بر ضد نیروهای «اهریمنی» یعنی بد اندیشی، تواناتر و پیروز شد. در دین زرتشت آتش نماد خردمندی و جنبش است. صفت پارسایان، بهره گیری از خرد و جنبش فراگیر برای پشتیبانی و همبستگی آشکار با هواداران راستی است تا با شتاب و تلاش نیرویی فراتر گردآورند و آسیب و زیان دشمن را دور کنند.

در روشنایی است که انسان می تواند راه را از بیراهه بشناسد و با چشم و دل به سوی راستی گام بر دارد و با آماج هایی که در سر و دل می پروراند دست یابد. در همه مذاهب روشنایی و آتش را از تاریکی و سیاهی برتر و بهتر می دانند و به آن ارج می نهند  و در هر نیایشگاهی در هر کجای جهان با افروختن شمع و چراغ این دلبستگی خود را به روشنایی و اتش نشان میدهند. نخستین بار در دین زرتشت این نماد فروزان برگزیده شد و دیگر مذاهب از آن پیروی نمودند.

 

Please follow and like us:

زرتشتیان آلمان به مناسبت ۳۰ سال کوشش انجمن خود گردهم آمدند

هموندان جدید انجمن زرتشتیان آلمان گزینش شدند

خبرنگار امرداد

زرتشتیان آلمان به مناسبت ۳۰ سال کوشش انجمن خود در روزهای ۲۶ و ۲۷ فروردین‌ماه برابر با پانزدهم و شانزدهم آوریل ۲۰۱۷ میلادی گردهم آمدند.

در این برنامه هموندان جدید انجمن زرتشتیان آلمان گزینش شدند و با آیین جشن‌خوانی خدمت‌گزاری هموندان را گرامی داشتند.

گفتنی است انجمن زرتشتیان آلمان، در سال ۱۹۸۷ میلادی هزمان با زادروز اشوزرتشت و با پیشنهاد و همراهی ایرج ورجاوند، فریبرز ماونداد، سهراب کادمی، خدابخش کاجی، افلاتون تیگرانی و خدابخش ظهرابی به ثبت رسمی کشور آلمان رسیده و تاکنون هموندان فراوانی در هر دوره آن را اداره و سرپرستی کرده‌اند.
فرنشین دوره پیشین، بانو خسرویانی بود که با هموندان دیگر انجمن زرتشتیان آلمان این گردهم آیی وجشن خوانی را برنامه ریزی و برپا داشتند.
کورش نیکنام پژوهشگر فرهنگ باستانی ایران پیش از گزینش هموندان دوره آینده برای همکیشان سخنرانی کرد و پس از شادباش سی‌امین سالگرد انجمن زرتشتیان آلمان، با اشاره به واژه اوستایی «هنجه منه» در اوستا که به گویش پارسی انجمن شده است. با نگرش به بینش اشوزرتشت خدمت‌گزاری و همازوری در چنین نهادهایی را از خویشکاری همه هکیشان دانست و به پشتکار همکیشان در بیرون از مرزهای ایران آفرین گفت.
به باشندگی همکیشان ساکن آلمان گزینش هموندان برای دوره آینده برپا شد و با رای همگانی، فرزانگان فرشید برخوردار، آرش وفاداری و فرین خدایی در جایگاه هموندان اصلی و میترا راد هموند جانشین (:علی البدل) گزینش شدند.
موبد کورش نیکنام درآفرینگان خوانی جشن از اوستا، به همت و پایداری همکیشان در گردش‌های پیشین انجمن و هموندان این نهاد درود فرستاد و برای همه آرزوی تندرستی و شادمانی کرد.
سرچشمه : امرداد، تارنمای خبری زرتشتیان
Please follow and like us:

فرق میان درود و سلام

فرق میان درود و سلام:


چه زمانی و به چه کسی درود میفرستید؟


زمانی کهبه دوست یا آشنا یا کسی برخورد میکنید که برای شما با ارزشو گرامی است یامیخواهید احساس دوستی و مهر خود را به او بفرستید درود میگوئید.


پسدرود برگیرنده عشق و مهر و انرژی مثبت شماست که به کسی که میخواهیدمیفرستید. درود گفتن به کسی یعنی فرستادن بهترین آرزوها به او.


ولی سلام:


سلام از واژه عربی “سلم” یعنی سر به فرود آوردن و به چم تسلیم شما دربرابر کسدیگر است. سلام از فرهنگ عرب گرفته شده و برای آن فرهنگ که دایمادر جنگ و خونریزی بودند در بر گیرنده این پیام بود که من جنگی با شماندارم و نکته مثبتسلام هم از اینجاست که دست کم تسلیم میشوی و سالممیمانی!!!


پس “سلام” از ترس و زبونی ناشی است و هیچ پیام دوستی یا مهر آمیزی ندارد.


اما “درود” از روی عشق و مهر و گرامی داشتن است …..


حال به شماست که تصمیم بگیرید با دوستانتان با عشق و نگاه مهر آمیز روبرو شوید یا با خود کم بینی و ترس و ضعف!

دکتر خسرو خزایی (پردیس)

Please follow and like us:

در دین مزدیسنی معجزه و امدادهای غیبی وجود ندارد

آیین زرتشت

دیدگاه و نوشته های جهانگیر موبد گشتاسب اشیدری

  

بخش 3 – در دین مزدیسنی معجزه و امدادهای غیبی وجود ندارد

 

آموزش های «گاتاها» ی اشوزرتشت سراسر درس اندیشه و فلسفه و دستور زندگی کارساز آدمیان است و با آنچه در بخش های نو میخوانیم تفاوت کلی و بنیادی دارند. به همین جهت است که در «گاتاها»ی زرتشت سخنی از کرامات و معجزه و امدادهای غیبی و خرافات و موهومات و تخیلات و قربانی های خونین و نذر و نیاز و پرستش ایزدان به میان نیامده و هر چه هست، رهنمون آدمی بر اندیشیدن و خردورزی و گزینش ازادانه راه (اشا) برای پیشرفت و آبادانی جهان است.

اشوزرتشت در آموزشهای دادگستر خویش در «گاتاها» همه آیینها و نهادها و افسانه ها و استوره های کهن آریایی را نادیده میگیرد و به همه آنها مُهر باطل می زند و پیروان آنان را دیویسنا مینامد، په باور زرتشت او امر الزامی (امر و نهی) که مردم تعبدی و با جېر و زور چیزی را بپذیرند، هیچگاه تازه کردن جهان را موجب نمی شود بلکه به انجماد نیروی فکری و نارسایی گفتار و کردار میانجامد.

او آدمیان را فراخواند تا به ندایی وجدان، و خرد پاسخ دهند و مهر بورزند و نفرت و دشمنی را از میان بردارند. او باور داشت که آزادی گزینش موهبت «اهورایی» است و مردمان از راه اندیشه درست و پیروی از «اشا» می توانند در تازه کردن جهان سهیم شوند.

دیدگاه زرتشت بر این است که این مردمان هستند که باید اراده داشته باشند تا بهشت را در همین جهان بپا کنند. با این انگیزه، او ژرفترین بنیادهای اخلاقی را بیان داشت. آماج و هدف او بر این است که آدمیان، این جهان هستی را هر چه بیشتر و بهتر به سوی پیشرفت و آبادانی و تازه تر شدن ببرند و با این یادآوری پیگیر، به آدمیان ندا میدهد که نومیدی زائیده اندیشه بدی است و این اصل جهان ببینی و دکترین او بود که هر بار در هنگام فراخوانی پیروانش انها را با شادزیستن و خوشبختی ؛ دوری از دروغ و کارهای ناروا و ناپسند اندرز میداد تا به سوی آزادگی و خردمندی پیش بروند.

اشوزرتشت هرگز معجزه گر نبود، عصای موسی هم نداشت و مانند عیسی مرده های را زنده نکرد و مانند دیگری شق القمر هم ننمود ولی وجودش سراپا یک معجزه بود چه که در چهل سده پیش، او با آموزش ها و رهنمودهای معجزه گونه اش راه سرودن (گاتاها) جهانیان را راهنما و راهگشا در نیک اندیشی، نیک گفتاری و نیک کرداری گشت و انسانها را با هنجار هستی و پیمودن راه (اشا) و راه در جهان یکی است و آن هم راستی است، آشنا ساخت تا این که بتوانند با خرد و اندیشه نیک خود بال و پر بگشایند و جهان را سرشار از خوبی ها و نیکیها، مانند بهشت برین سازند.

فرهنگ زرتشتی فرهنگ این جهانیست و به آسایش و خوشی مردم در این جهان ارج می گذارد. بر بنیاد چنین فرهنگی، مردم در این جهان باید با کار و کوشش و منش نیک و کردار درست از داده های «اهورایی» بهره گیرند و در آسایش باشند و با خوشبختی زیست کنند.

زرتشت، آن تکدانه پیام آور راستی، بسان شهابی در دل سیاهی ها تابیدن گرفت و برای نخستین بار پیام یکتاپرستی را به جهانیان شناساند. از آن هنگام تا زمانی که در جهان زیست، به گونه توان فرسا و مداوم در گسترش دین خویش کوشید و با سرودن سرودهای الهامی «گاتاها» آن را بسان مشعلی جاویدان و همیشه فروزان فرا راه پویندگان و شیفتگان و رهروان راه راستی، راهی که انسانها را به رسایی و کمال می رساند، قرار داد.

زرتشت میگوید آن کس که گفتار مرا تباه میسازد و نگاهی ویرانگر بر جانداران در چراگاه دارد، و آن کسی که روستا را ویران میکند و بر داوری ناسزا می گوید، و آن کس که زندگی را در تجاوز و افرایش قدرت جستجو می کند، و آن کسی که قدرت را میخواهد تا با آن توانگری را از راه نامشروع بیندوزد تا زور بگوید، اینان همه ویران کنندگان جهالند. اینان هم روح خود را در هم میشکنند و هم دنیا را تباه میسازند. تنها کوران و کرانند که برای قدرت همدست می شوند. آنان می خواهند جهان انسانها را در هم شکنند.

این احساس پاک «اهورایی» و ضرورتهای وجود اوست که اشوزرتشت را در پایه نخست پیام آوران جهان بزرگ و زنده دیگر دینهای نبوتی پیامبرانه قرار میدهد. این پروردگار یکتا و داناست که برای تحقق بزرگی و شایستگی ممکن با کمال مطلوب به انسان آزادی گزینش بخشیده است. انسان به گونه یک موجود آزاد، کاملا مسئول انتخاب خود است. بدین جهت آدمیان دریافته اند که می توان با بهره وری از اندیشه های آن تکدانه اندیشمند جهان انسانی، به درمان نابسامانی و ناهنجاری های بزرگ جهان بپردازند. بنابراین بایسته است که همیشه به یاد خود بسپارید چون «اهورامزدا» شما را آفریده و به شما جان بخشیده ؛ انرژی خود را در شما دمیده است، از این روی شما دوست داشتنی هستید و کوچک دانستن و ناچیز شمردن خود، اهانتی به پروردگار است.

پس شایسته است این ساخته «سپند» و کامل را همیشه پاک و ناب نگهدارید. چون عشق، سپندی و مقدسی که «اهورامزدا» در نهاد شما نهاده، شما را به جنبش و پویش در آورده و به شما انرژی زندگی بخشیده است هیچ چیز نمی تواند از ارزش شما در نزد پروردگار بکاهد. هیچ چیز نمیتواند دادگری و مهرورزی «اهورامزدا» را به شما کم کند. ما انسان ها با دارا بودن این ذات پاک می توانیم به پروردگار ایمان داشته باشیم که اگر ایمان داشته باشیم، چون اهورامزدا ما را از بهترین ها به وجود آورده، آنچه موجب زبونی و ناتوانی می شود همانا آلودگیها و پلیدی های آنگره منینیو میباشد که با دوری جستن از آنها برای همیشه نیرومندی و توانمندی خود را به دست خواهیم آورد.

زمانی به آفریدگار بی همتا ایمان پیدا خواهیم کرد که پدیده های پلید و شوم، مانند. دروغ، خشم، کینه، حسد، انتقامجویی، دشمنی، رشک، تهمت زدن و فریب و مانند آنها را که شیوه های بد فرجامی است از خود دور نماییم که این پدیده ها هرگز در جوهر و خمیره انسانها وجود نداشته است بلکه به وجود اورنده آنها خود ما هستیم و نه چیز دیگری.

بشود که روزی اندیشه های پربار اشوزرتشت، آن تکدانه بزرگمرد تاریخ جهان از زیر بار کژ اندیشی و خشک اندیشی بیرون آید و در پرتو راستی، همگان با این اندیشه ها به سجایای انسانی خود پی ببرند.

Please follow and like us:

چکامه ای زیبا با نام تفاوت از کدبان عونی

چکامه ای بسیار زیبا از کدبان عونی که آن را به زرتشتیان هدیه کرده اند. از ایشان و کدبان رفیعی که این چکامه را برای ما ارسال کردند بسیار سپاسگزاریم و برای شما بهترین ها را آرزو داریم.


کتاب نغمه های زندگی
(ثبت در کتابخانه ملی ایران به شماره 882349 ح – 02/04/1388 – 36/و88/6768)

چکامه تفاوت:

خوشا آنکه دلی بیدار دارد
زبانی چون گل بی خار دارد

میان جمع یاران گر نشیند
بسی سنجیده او گفتار دارد

به اعمالش نظر کن تا ببینی
چه نیکو در عمل کردار دارد

درون پاک او از چهره پیداست
هر آنکس که نکو پندار دارد

همیشه خنده رو دارد جبین باز
به هر کس او چنین رفتار دارد

ولیکن در مقابل فرد نادان
زبانی تلخ همچون مار دارد

حقیقت را نمیداند از آن رو
همیشه او سر انکار دارد

دلی تیره چنان شبهای بی ماه
درونش او دلی بیمار دارد

اگر با او به مجلس در نشینی
سخن از یاوه ها بسیار دارد

سر حرف خودش دارد سماجت
سر حرفش بسی اصرار دارد

هر آنکس با خرد سنجد سخن را
یقین دان روشن او افکار دارد

نگر تا فرق انسان را ببینی
تفاوت هر گلی با خار دارد

Please follow and like us:

دین مزدیسنا در پیام زرتشت

آیین زرتشت

دیدگاه و نوشته های جهانگیر موبد گشتاسب اشیدری

 

 

بخش 2 – دین مزدیسنا در پیام زرتشت

 

طنین آوای ابرمرد تکدانه تاریخ، اشوزرتشت اسپنتمان از لابالای سده ها و هزاره ها و دورانها، از چهار گوشه جهان رساتر از همیشه به گوش میرسد. این آوای مانترا و قانون «اهورایی» است، این آوای راستی است، آوای اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک است، این آوای سپنتامینو است که آرام آرام شنیده میشود، این آوای نیکی هاست که مانند گوهری تابناک بر سینه جهان می درخشد.

بدون تردید دین زرتشت آیین امروز و فردای جهان است چون دین زرتشت دین یکتاپرستی و ایمان و عشق است و پایه های آن بر نیروی لایزال خرد انسانی بنا گشته نه بر جبر و زور به همین فرنود والاست که در هزارههای تاریخ هیچگاه به دنبال جار و جنجال نبوده و تنها به دنبال خوشبختی انسان ها از راه آزاد اندیشی و کار و کوششی بوده، اگر اندکی به سخنان و اموزش های خود زرتشت «گاتاها» گوش فرا دهیم و با شکیبایی و بردباری خردمندانه در پیرامون آنها بیندیشیم، در خواهیم یافت که کلام زرتشت اندیشه، گفتار و کردار نیک نمونه های والا و بی همتاست که تا پایان جهان نو بوده و به اعتبار خود پایدار و پابرجاست و مانند نقشی حکاکی شده بر سنگ از هر گزندی درامان است و هیچ کس مانند آن را نیاورده است چون در سرودهای زرتشت رمز خوشبختی و راهنمایی آدمیان به اوج رسایی و تکامل نهفته است.

این پیامها در سه هزار و هفتسد و اندی سال پیش از این سروده شده که هنوز تازگی دارد. در دین مزدیسنا «اهورامزدا» نه خدای بخشایش و آمرزش است و نه ترحم و شفاعت و نه خدای جبر و قهر و خشم.

بزرگترین شاهکار زرتشت، این تکدانه بینشمند و فرزانه، مبارزه با بنده پروری و خردستیزی بود که آن را با آهنگ رسا ندا داد در سراسر «گاتاها» برای نمونه یک بار هم از ایزد و یزدان و آفریدگاری جز «اهورامزدا» نامی برده نشده است. این اصلی شاید بزرگترین تفاوت دینهای دیگر با دین «اهورایی» زرتشت باشد.

«اهورامزدا» در دین زرتشت دادگر و مهربان است و فروغ راستگویی و پیمان شناسی است. آفریدگانش نیز چنین باید باشند، همان گونه که در بالا اشاره شد، اشوزرتشت پیام روشنایی بخش «اهورامزدا» را در غالب عبارت ملکوتی و جهان افروز سه واژه به همه جهانبان ارزانی می دارد و تنها این سه واژه و شش فروزه اهورابی را میزان انسانیت و اهمیت آدمیان قرار میدهد.

جای بسی سرافرازی است که کشور ما پس از گذشت هزاران سال و با دیدن روزگارانی بس دشوار و فرز و نشیبها و جنگ و ستیزهای گوناگون هنوز چون گذشته خود استوار و پابرجاست و ایرانیان به نیاکان بافر و جاه خود فخر میکنند و فرهنگ پربار ایران و زبان فارسی و پارسی را پاس می دارند و گسترش میدهند. امیدواریم تا زمان و مکان در گیتی پایدار است، ایران زمین «اهورایی» مان و فرهنگ پربارش جاویدان و پایدار و پاینده بماند و این بر پیمان تمام ایرانیان میهن دوست است که فرهنگ والای ایران را از یاد نبرند و در شکوفا نمودن و گسترش آن بکوشند و آنی غفلت نورزند چون انسانهای امروزه سخت به آن نیازمندند.

آنچه تا به امروز موجب شده که هویت مینوی آن میراث والا و فرهنگی، و آن ابداع فکری و فلسفی که ایرانی ها در مدت هزاران سال کوشش و تلاش و آفرینندگی پدید آورده است، بر جای بماند، همان فرهنگ باستانی ملی ایران است که راز بقای ایران و نجات بخش ان در لابلای کمرشکن تاریخ بوده است.

همین فرهنگ انسانی جهان بین و سازنده بود که از پشتوانهای سرشار از آفرینندگی و اندیشه و هنر مایه می گرفت. این فرهنگ همان فرهنگی بود که به جز قشریون ددمنش، دوست و دشمن از ان با احترام و ستایش یاد کردهاند.

این فرهنگ بیش از سه هزار و هفتسد سال است که به گفته روشنفکران و پژوهشگران و فیلسوفان خاور و باختر مشعل فروزانش از همان هنگامی که در سپیده دم تاریخ در افق ایران درخشیدن گرفت، تا به امروز هرگز خاموش نشده و در پرث و تابندگی مداوم آن، ایران توانسته است. یکی از شکوفاترین تمدنهای انسانی تاریخ را بیافریند.

امیدوارم روح آگاهی و خرد و میهن دوستی در همه ایرانیان ایجاد شود که ننها در ابن صورت بنای تربیت راستین «اشانی و اشوئی» استوار خواهد شد و ندای خوشبختی در فضای ایران «اهورایی» بار دیگر پر و بال خواهد گشود تا آرمان های از دسترفته خود را بازیابیم و آنچه را در سر و دل می پرورانیم به دست بیآوریم.

 

فرهنگ چیست؟

فرهنگ یک ملت عبارت است از گرد آمده های رفتارها، اندیشه ها، آئینها، باورها، پسندها و آزمودههای آن ملت. مانند چامه سرایی، موسیقی، نگارگری، پیکرتراشی، جشن ها، شیوه های خانواده داری، سنتها و اداب و رسوم، شیوه های کشورداری و به گونه کی همه چیزهایی که یکایک هموندان یک ملت از اغاز زایش تا پایان زندگی با آن سر و کار دارند.

فرهنگ زاده مکتب یک گروه انگشت شمار نیست. فرهنگ در یک روز و یک سال و یک زمان معین ساخته نشده بلکه تراوش اندیشه انسان در سده ها و هزاره هاست که یک ملت به گونه زنجیری نسل به نسل به آیندگان خود سپرده است. یک ویژگی دیگر این است که فرهنگ را نمی توان به آسانی دگرگون کرد.

فرهنگ یک ملت درون مایه ای است که یکایک هموندان آن ملت را به یکدیگر پیوند میدهد و با این درونمایه و با باور به فرهنگ خویش زندگی می کنند. بسیاری از انسانها فرهنگ را با تمدن یکی میدانند و میپندارند ملتی که دارای تکنولوژی پیشرفته ای است با فرهنگ تر است. اگر تمدن شکل و ریخت بیرونی و ظاهری آدمیان است، ولی فرهنگ ارزش های درونمایه افراد است. فرهنگها هر چه کهن تر باشند بارورتر و نیرومندترند. با این شناخت، بر ماست که به فرزندانمان بگوییم تنها چیزی که توانسته است پس از سالهای دراز و سده ها و هزاره ها هنوز ملت ها و ایران را در جهان زنده نگه دارد، همانا فرهنگ ارزشمند و استوار و کهن ایران است، بنابراین نشانه هستی او، اندیشه اوست که در هر پوسته ای جایگزین خواهد شد. کتابهای تاریخی بیانگر آنند که آموزش های اشوزرتشت سراسر اندیشه های پاک و شاد «اهورایی» است که سرچشمه آیینها و باورهای گوناگون در زمان ها و مکانهای مختلف شده است. در زمانی که زرتشتیان و دیگر شیفتگان دین زرتشت رسم و آیین باستان را پاس می دارند، پژوهشگرانی نیز وجود دارند که به ژرفای سخنان این تکدانه بینشمند بزرگ آریایی ارج مینهند.

بنابراین باید از این موهبت «اهورایی» که به آنان ارزانی شده است، به شایستگی پاسداری کنند. برجسته ترین کارکرد پاسداری، نگهداری دست نخورده «گاتاها» ست که به گواهی پژوهشگران نامدار چون گوهری تابناک سده های فراوان پنهان و پوشیده بر جای مانده و تازه در سده بیستم رفته رفته ارج و اموزشی راستین خود را نمایان ساخته است و این بر پیمان همه ایرانیان به ویژه ما زرتشتیان است که باید از این پاسداران سپاسگزار باشیم که چنین گنجینه گرانبهایی را برای جهانیان در درازای زمان سینه به سینه و دست به دست به یادگار گذاشته اند و به پاس برخورداری از موهبت خویشکاری شما همکیشان است. که در شناساندن «گاتاها» که امروز به بیشتر زبانهای زنده دنیا ترجمه شده، و در شناساندن آموزش های راستین اشوزرتشت از هیچ گونه کوشش و پیگیری و دهش و بخشش مالی دریغ نورزید.

همین رسانه ها هستند که در دیار غربت با عزمی راسخ و گامی استوار نوشته های ارزشمند و روشنگرانه نویسندگان و پژوهشگران را که به دل تاریخ رفته و راستها را می نویسند و با اراده توانا و شهامت در برابر یاوه گویان به روشنگری میپردازند، گردآوری نموده و در برابر دید خوانندگان قرار میدهند. آنها برای خود چیزی نمیخواهند. تنها و تنها برای سربلندی و پایداری جامعه زرتشتیان است که مانند کوهی استوار پابرجا ایستادهاند. باید از هیچ گونه کمک و یاری دریغ نورزید تا این چراغهای روشن خاموش نشوند و به ایست نرسند.

Please follow and like us: