دو نوشتار از سرور گرامی جهانگیر موبد گستاسب اشیدری

جهانگیر موبدگشتاسب اشیدری

به نام اهورا مزدا

خوانندگانگرامی پیام زرتشت سرشار از امید و خوش بینی و نوید بخش پیروزی نیکی بر بدیاست امید است که آموزشهای فلسفی ، علمی و اخلاقی و کرداری همانگونه که در (گاتها) سخنان سپنتایی زرتشت آمده است راهنما و راه گشای مردم امروزی برایرسیدن به شاهراه انسانیت بوده باشد . بنابراین مردم امروزی در جستجوی دینیهستند که با زمان همساز باشد . دینی که در آن دادگری باشد نه قانونهای دست وپاگیر . دینی که در آن شرافت انسانی از هر جهت لکه دار نشود ، دینی که باخرد و دانش هماهنگ و سازگار باشد نه اینکه بر پایه وهم و خیال و وحی و حدیثو روایت و معجزه و امدادهای غیبی گزاشته شده باشد ، دینی که پاسدار ومسئول تنها در یک واژه انسانیت بوده باشد . کسی که به راستی گراید بهروشنایی و شادمانی خواهد رسید و کسی که به دروغ گراید تا دیرگاه زندگی رادر تیرگی و کوردلی و آه و افسوس به سر خواهد برد . تنها خرد پاک پناهگاهامن انسانها میباشد و آن به ما رسائی و جاودانگی خواهد بخشید و تنها از اینراه نیک منشی و ایمان پاک به دست خواهد آمد . با یک نگاه کوتاه بهپژوهشهائی که درباره دین و آئین زرتشت انجام گرفته است ، دیدگاههائی کهپژوهشگران راستگو و بینشمند درباره آئین زرتشت داده اند چنان شور و شادی وغروری در آدمی می آفریند که از توان بازگوئی بیرون است . ناگفته نماند کهبرخی هم از روی کینه جوئی سخنانی بر زبان آورده و دسته ای هم از روی لغزش وپی نبرد به درونمایه ها دیدگاههائی را نمایانده اند . بیشتر بررسیها ونوشتارهای تاریخ نویسان در زمان داریوش بزرگ هخامنشی انجام شده است که خودکلیدی برای کاوشهای پسین تر دیگر نویسندگان شده (فیثا غورث ) این دانشمندیونانی کسی است که بارها به ایران و بابل آمده و از نزدیک با دانش و اندیشهایرانی آشنا شده است . نوشتاری دارد به نام ( تاریخ فلسفه ) که از اندیشههای زرتشت سخن میگوید . او مینویسد که زیر پوشش اندیشه ایرانی بوده که همهجا راستی را بر همه چیز دیگر برتری داده و از ( اهورا مزدا) چنان یاد کردهاست که پیکره او از فروغ تابان و روشنائی و روانش گرایشی بسوی راستی ودرستی و رویگردانی از زشتی و دروغ است . این همانی است که همواره در گاتهااز آن یاد شده. به دنباله آموزشهای راستینی که فیثا غورث از اندیشه زرتشتگرفت که همه زندگی اش را در پاک منشی و درستی و دوری از گناه و زشتی و دروغو بدی گزراند . فیلسوفان بنام دیگر یونانی که مانند فیثاغورث به خواندن وپژوهش پیرامون آئین و اندیشه زرتشت پرداخته اند ، در نوشتارهای خود بازتابداده شده و به ستایش خردگرائی این بینشمند یزرگ ایرانی آریائی پرداخته اند وهمه جا از او با ارج نام میبرند . فرهنگ ایران مانند رودخانه ای است که ازسرزمین های همسایه همچون جویبارهائی بهم پیوسته و آنرا گسترش داده اند وآن ویژگی خود را داشته و دارد و در درازای زمان دست کم از هشت هزار سال پیشدر گردش بوده و رسائی و کمال یافته است . فرهنگ ایران جهان بینی گسترده وپیوسته ای میباشد که باورهای دینی اشوزرتشت بخشی از آن است چه بسا مردمانسرزمینهائی که در گزرگاه تاریخ بوده اند ولی از میان رفته اند و فرهنگ آنهابه فراموشی سپرده شده است اما فرهنگ ایران پس از آنهمه فراز و نشیب ها ویورش ها و تاخت و تازهای بیگانگان چنان توانمند بوده است که پس از هشت هزارسال پیش تاکنون بدون اینکه گسسته گردد پا برجا و استوار مانده است . دریغاکه ایرانیان ناگزیر در خانواده ای مسلمان زاده شده اند و دین اسلام بهآنها هویتی داده شده است ، آنها خود برنگزیده اند ولی امروز بسیاری به راهخرد آمده و پی برده اند که این اندیشه بیابانی بزور شمشیر به آنها قبولاندهشده ، از این رو میخواهند و بر آنند که به اندیشه پاک ایرانی نیاکان خودروی بیاورند . سخن من آنست که زرتشتیان چرا این دیوار هراسناک را بدور خودکشیده اند و نمیگزارند ایرانی به ایرانی بودن خود برگردد. این کار از هرگناهی بالاتر است من همه کسانی که چشمها را بسته و گوشها را گرفته و بهدردها نمی خواهند آگاه شوند و در را به روی هم میهنان خود که آغوش به رویاندیشه ایرانی باز کرده اند و آنها را نمیپزیرند ، گناهکار میدانم . جوانانایرانی ما دارند از دست میروند اینان چرا در اندیشه فرزندان ایران نیستند ؟تا کی میخواهند سرها را در لاک هایشان فرو کنند ؟ بسیاری به مسیحیت گرویدهاند که گرچه نه دهم آن ایرانی هستند ولی چرا نباید به آئینی بگروند کهسددرسد ایرانی است؟ کسانی که در را به روی ایرانیان بسته اند دشمن دستور واندیشه زرتشت بزرگند که فریاد می زند بوسیله این دین جهان را به سوی رسائی وآبادانی و نوجوئی و نوگرائی به پیش ببرید

—————————————–

 

نوشتاری از سرور گرامیجهانگیر موبد گستاسب اشیدری

به نام اهورا مزدا

خوانندگانگرامی، اهورا مزدا را با دلی پاک و نهادی بی آلایش ستایش میکنیم و به شمافرزانگان کانون اروپائی برای آموزش جهان بینی زرتشت و شیفتگان و دلباختگانآئین راستین اشو زرتشت درود و سپاس فراوان پیشکش می نمائیم که در راه پاککردن زنگار از فرهنگ والای ایران زمین بپا خاسته اید و تلاش می کنید راهروندگان بزرگی مانند زنده یاد فردوسی توسی و زنده یاد استاد پور داود را پیبگیرید سپاس می گویم به بنیان گزراران این کانون که در کشوری بیگانه دردشوارترینشرایط به دستیابی به کار نویسندگان ، دانشمندان و پژوهشگران برگزیده وبیاری نوشتارهای تاریخی و فرهنگی دیگران را آگاه می سازند . این کار بسیاربا ارزش است زیرا که شاید از هزاران نفر ایرانی ده تن تاریخ کهن ایران رانداند تنها با دانستن تاریخ و فرهنگ کهن ایرانی است که تن هر ایرانی پاکسرشتی بار دیگر می تواند از زنگار آلودگیها پاک شود و به ایرانی بودن خودسرافراز گردد باید با گامهای تند به پیش بروید که با کوشش و پیگیری شمازنان و مردان بزرگ نیک اندیش و با بزرگواری هموندان مایه دار با نگارشهایآگاهی بخش گامهای پیروزمندانه ای بردارید و با یاری و کمک نویسندگان وپژوهشگران و دانشمندان ایران تبار آدمیان را به والائی آئین بهدینی آشناسازید.

شمانور چشمان ایرانیان فرهیخته و والاگرید ، شما امیدهای فروزندگی فرهنگایرانی هستید وماندگاری و پایندگی فرهنگ پویا و شادی بخش ایرانی و بهدینیدر گرو کوشش و همت شماست. پا.ینده و تلاش گرباشید تا بتوانیم دوباره سروری ووالائی از دست داده خویش را در جهان به دست آوریم . ما هیچ چیز از دیگرانکمتر نداریم بلکه فراوان تر داریم زمانی که آنها در غارها زندگی می کردند وهمدیگر را جلو شیر درنده می انداختند یا زنان و دخترانشان را زنده به گورمیکردند ،ما اشوزرتشت کوروش و داریوش و آتوسا را به جهانیان پیشکش نمودیمکه بی گمان پایه ریز تمدن باختر بودند هشیارباشید ناپاکدلان و کور دلان ازخیزش و آگاهی یابی شما در بیم و هراسند از آگاهی شما نسبت به تاریخ پر شکوهنیاکانتان زیان خواهنددید ولیشما فراوانید شما از تبار متهوران و بی باکان تاریخ هستید.

اگرهمه باهم باشیم و به پایندگی و جاودانکی آئین اشوزرتشت بیندیشیم هیچنیروئی را تاب ایستادگی در ما نیست. چرا؟ برای اینکه آئین بهی چیزی را ازکسی به عاریه نگرفته است حسنت باتفاق ملاحت جهان گرفت آری به اتفاق می شودجهان گرفت = یا به نوشته زنده یاد حمید مصدق
چهکسی می خواهد من و تو ما نشویم = خانه اش ویران باد = من اگر ما نشومتنهایم = تو اگر ما نشوی خویشتنی ازکجا که من و تو شوری از عشق و جنون بازبر پا نکنیم = از کجا من و تو مشت رسوایان را وا نکنیم = من اگر بنشینم تواگر بنشینی چه کسی بر خیزد= من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه بر می خیزند = بنابراینما در لحظه ای که به هیچ روی بهدین مجاز نیست در آن بی تفاوت بماند لحظهای که هر بهدین باید وضع خود را نسبت به آنچه در دورو برش میگزرد روشن کند .و اعلام دارد که در کشاکش تعارض های موجود در کجا ایستاده و چه آینده ایرا برای آئین و دین خود آرزو می کند باید بیندیشد که من یک نفر بهدینزرتشتی هستم حقیقت تاریخ فردای همه اینهاست خود را هوادار حقیقت بدانید درجلوه تاریخ مشخص در زمان و مکان معین یک بهدین باشد در این لحظه ای که ازدید من لحظه ای است تاریخی روی سخنم با همه زرتشتیان است آبروی چندین هزارساله دین ما در گرو عمل کرد شماست بیائید مدافع آزادی و پیشرفت جامعه خودباشید نه حامی خود سری و واپسگرائی . ما باید نشان دهیم که زنده هستیم و دربرابر مشکلات و نا همواریها مانندکوهی از پولاد پا بر جا باشیم تا اینکهبتوانیم افتخارات گذشته خود را به دست بیاوریم
ایدون باد