زادروز و درگذشت اشو زرتشت را در گاهشمار رسمی ایران وارد کنید

زادروز و درگذشت اشو زرتشت را در گاهشمار رسمی ایران وارد کنید

Request to add the date of birth and death of Zoroaster to the official Iranian calendar

ما امضا کنندگان این برگه از نماینده زرتشتیان ایران در مجلس ، انجمن موبدان ایران در تهران و دیگر انجمن های زرتشتی در ایران و هر ایرانی که بتواند در این زمینه کاری انجام دهد درخواست می کنیم تا با تلاش و پیگیری، روزهای زادروز اشوزرتشت اسپنتمان (6 فروردین / خورداد روز) و درگذشت (5 دی / خور (خیر) روز) آن یگانه پیام آور ایرانی را در گاهشمار رسمی ایران که خواستگاه همه زرتشتیان است بگنجانند.

Enter   برای امضا وارد شوید

چگونه با هم ”گفتگو” کنیم؟

به بهانه ی فضای نادرست و آزارنده ی گفتگو و برخورد در میان برخی کنشمندان اجتماعی ایران دوست

چگونه با هم ”گفتگو” کنیم؟

موبد کامران جمشیدی

نخست این را بگویم که هر آنچه من نیز اینجا می گویم تنها برداشت و دیدگاه من است و شوند بیان آن در پیشگاه همگان تنها از این روی است که شاید بتواند راهی را نشان دهد و یا از راه هم پرسی گشایشی برای چنین دشواری هایی فراهم آید. من خو ندارم که زیاده چیز بگویم یا بنویسم و هر زمان می گویم تنها از برای یاری است و از سر مهر و دلسوزی. هیچ هم نمی گویم که بی گمان اندیشه هایم درست است اما اگر بفهمم و استوار شود که هر کجا درست نیست و راستی جای دیگری است بی گمان آن راستی را برمی گزینم و از پذیرش آن هم بیمی ندارم، زیرا که به ”اشم وهو وهیشتم استی” باور دارم، که ”راستی بهترین نیکی هاست و راست را باید از برای راستی برگزید و پسندید و پذیرفت”
در این سالهایی که گذشته است آزمون زندگی نشان داده است که بسیاری از دشواری ها و چه بسا درگیری های کوچک و بزرگ بر پایه ی هم نافهمی ها، کمبود آگاهی های درست و بسنده و سرانجام غرور و سرکشی های بیهوده و از سر ناآرامی های درونی بوده و هست. ناآرامی هم شوندهای گوناگون می تواند داشته باشد که خود جستاری است. اگر کمی شکیبایی باشد، خواست نیک برای هم فهمی در میان باشد و در جستارهای مورد گفتگو آگاهی های راست و درست و بسنده دریافت و پرداخت شود، بیم بروز چنین دشواری هایی بسیار کمتر خواهد بود.
هر زمان که از سختی ها و زخم زبان ها خسته شدید، کمی کنار بکشید، بیاسایید و با خود دوباره بیندیشید که چرا از آغاز پا در این راه گذاشته اید. اگر آرمان همچنان نیرومند است دوباره راه بیفتید. شاید این کار را چندین بار کرده اید اما از خود بپرسید که آیا بازگشته اید تا همراه و همازور پیداکنید، چه بسا و چه بهتر از میان دیگر کنشمندان و اندیشمندان و یا آمده اید که ”طرف را از میدان به در کنید؟!”

نخست کمی از ”گفتگو” بگوییم:
گفتگو همانا گفتن و شنیدن است! خوب این را هر کسی می داند! اکنون سخن بر سر این است که این گفتگو چه آماجی دارد و دو سوی گفتگو می خواهند به چه پیامدی و برآمدی برسند. اگر بخواهیم یک بخش بندی بزرگتر کنیم می توان گفت که دو گونه گفتگو وجود دارد: یکی برای پیدا کردن همانندی ها و هماهنگی هاست برای رسیدن به هم نیرویی و این هنگامی است که هر دو سو به یک راستا و هدف می نگرند (دورنمایشان یکسان یا همسان است) و خواستشان رسیدن به بهترین راه (ها) و رسیدن به دلخواه انجامین هر دو سو. به چنین گفتگویی می توان گفت هم پرسی / هم اندیشی و یا همان دیالوگ. گونه ی دیگر نیز وارون این است که خواست گفتگوکننگان پیروزی بر دیگری است و استوار کردن دیدگاه و نگرش خود که همانا نادرست نشان دادن دیدگاه سوی دیگر است. به چنین گفتگویی گفته میشود برخورد اندیشه ها و یا مناظره. اکنون اگر دو سوی مناظره نیز در پی راستی باشند و اخلاق نیز داشته باشند باز هم می توان مناظره را سودآور دانست.
در برخوردهای سیاسی/اندیشه ای/(غیر) اخلاقی که در میان برخی کنشگران و در فضای مجازی در کار روی دادن است مردم راستی جو (که در پی دریافت راستی ها/واقعیت ها برای داوری درست هستند) مانده اند که راستی ها کدامند و کجایند؟!

اکنون دو چگونگی یا هالت وجود دارد: ۱ـ یا یک یا چند تن از درگیران این برخوردها هدف و خواستشان گل آلود کردن آب برای به کژراهه کشاندن گفتگوها و گم شدن راستی هاست که البته نمی توان به سادگی از چنین گمانه ای گذشت آن هم با وجود اهریمن و اهریمنان (بداندیشی و بداندیشان). البته نمی توان نادیده گرفت که در بسیاری موردها این خود کسان نیستند که آب را گل آلود می کنند بلکه آن ”هواداران” اینان هستند که بیشترین سهم را در این گل آلود کردن دارند با سخنان زشت و ناسزاها و مانند آنها و اینان هستند که خواسته یا ناخواسته آب در آسیاب دشمن می ریزند.
۲ـ و یا اینکه می توان گمانید و خواست که همه ی درگیران براستی خواهان آزادی و آبادی ایران زمین و ایرانیان هستند و در پی رسیدن به چنین خواسته ی اهورایی اندیشه و دیدگاه خود را برای داوری در دید و اندیشه ی دیگران می گذارند و در آزادی و آزادگی در کار ساختن سامان و گردآوردن مردمان پیرامون دیدگاه هایشان می باشند.
ما برای سادگی کار، در این دم، گمانه ی نخست را به کنار می گذاریم و می گمانیم که خواست همه نیک است و هدف نیز رسیدن به بهترین راه (ها)ست و در این راستا نیز شناختن راه بندها و کندوکاو و واگشایی آن ها برای رسیدن به راه های رهایی از آن ها، فهمیدنی و از روی ناچاری است.
پس چه می شود که کار همیشه به برخورهای نامهربانانه و گاه براستی ویرانگرانه کشیده می شود؟ (یادمان باشد که خواست را بر نیک خواهی همگان گذاشته ایم). می توان چند شوند (دلیل) را برشمرد:
کمبود و نبود فضایی آرام برای گفتمان (باز هم پافشاری می کنم بر هنایش (تاثیر) آن گروه از ”هواداران” که همیشه آب را گل آلود می کنند)
کمبود و نبود آگاهی های بسنده و راست و درست
کمبود و نبود آرامش فکری و روانی شرکت کنندگان در گفتگو
کمبود و نبود ”اعتماد به نفس” که آنهم از کمبود آگاهی آمده و به کمبود آرامش می انجامد
کمبود و نبود منش و دانایی برای مدیریت درست فضای گفتگو
کمبود و نبود زمان بسنده برای کندوکاو بیشتر و ژرف تر در هر زمینه ای برای یافتن آگاهی بیشتر و در نتیجه داوری های زودرس
و شاید مهم تر از همه فراموش کردن این نکته که ما و شما همه ایرانی هستیم و دلسوز میهن و از یک تاریخ و فرهنگ گفتگو داریم و می ستاییم، پس باید که بتوانیم نکته های هماهنگ و مثبت نیز در هم ببینیم و بیابیم! اگر هر کس بپذیرد که پیش از هر خرده گیری منفی از دیگری یک سخن خوب و مثبت و انرژی بخش هم بگوید باز کمی ترازمندی یا تعادل نگاه داشته شده و سخن نیز کارآتر می شود. اگر نه که هر سخن منفی و خرده گیری بازتاب شتابان منفی در پی داشته و گفتمان به یک کلاف سردرگم و نیروگیر دگر می شود.
……

البته می توان شوندهای دیگری نیز برشمرد و باید گفت که این بدان چیم نیست که همه ی شرکت کنندگان همه ی این کمبودها را دارند بلکه یک یا چند تای آنها می تواند از جمله این شوندها باشند و هدف شناسایی آنها و از میان بردشتن آنهاست.

بدون اینکه در اینجا و به دلیل گسترده بودن جستار بیشتر وارد ریزه کاری ها شوم تنها می توانم، در جایگاه یک ایرانی دلسوز و خواستار دانستن راستی ها و شنیدن ”راه حل ها” پیشنهاد کنم که برای بهتر شدن کار:
۱ـ نخست آنکه هر کس از پایگاه مجازی خود، که می تواند تارنمای اینترنتی یا رسانه های دیگر باشد اما بدون دخالت دیگران، دیدگاه های خود را در دسترس دیگران بگذارند، کاری که همه نیز کم و بیش تا کنون کرده اند. اگر تا کنون چنین نکرده اید، شناسه و پیشینه ی خود را برای مردم به روشنی بازگو کنید. این حق همگان است تا کنشمندان اجتماعی ـ سیاسی خود را به درستی بشناسند.
۲ـ در گام نخست بهتر است که همانندی ها و همسویی ها شناسایی، بازگویی و بر آنها انگشت گذاشته شود.(بدون وارد کردن داوری و احساس)
۳ـ سپس پرسش ها و فراپرس هایی که در آنها ناهمرایی و اختلاف دید و برداشت وجود دارد نیز شناسایی و بازگویی شوند (بدون وارد کردن داوری و احساس)
۴ـ بویژه در مورد بند ۳ هر آنچه آگاهی در دسترس هست شناسایی و بازگو شوند (بدون وارد کردن داوری و احساس)
۵ ـ با همرایی و هم پرسی در مورد راستی و یا ناراستی سرچشمه های آگاهی ها پژوهش و ژرف نگری شود. آیا این سرچشمه ها قابل اطمینان هستند؟ اگر آری چرا؟ اگر نه چرا؟ (بدون وارد کردن داوری و احساس)
۶ ـ ….

می بینید که هر بار پافشاری کرده ام :(بدون وارد کردن داوری و احساس)، یانی آنکه ما می خواهیم در نخستین گامه تنها خود راستی ها را ببینیم و بشنویم و داوری خود را هم بکنیم بدون آنکه زیر فشار و شانتاژ رفتارها و بروزهای احساسی و بازیگرانه ی کس یا کسانی قرار بگیریم. نگرم هم به هیچ کس ویژه ای نیست و همگانی و بنیادین می گویم.

بدینگونه دستکم خویشکاری خود در جایگاه کنشگران اجتماعی/سیاسی را به درستی انجام داده اید، اعتماد مردم را به خود (رویهم کنشگران سالم، بااخلاق و فرهنگ دوست) بازگردانده و امیدوار کرده اید و در انجام نیز راه کارهای شایسته و کارآ خود را نشان خواهند داد که به خود شما و همگان نیز خشنودی بیشتری خواهند بخشید.

البته همه اینها که گفتم تنها آغاز کار است که اگر خشت نخست را، از نو نیز که شده، درست بگذاریم دیوارمان به ثریا کژ نخواهد رفت.
پاینده باشید

دل نوشته ای به مناسبت خور ایزد و دیماه

دل نوشته ای به مناسبت خور ایزد و دیماه ؛ سالروز درگذشت اشوزرتشت پیامبر

… به یاد  پیام آورم

در اوستای ستایش یکتا خداوند می خوانیم:

“درود بر پروردگار بسیار آگاهِ فروغمندی که فروهر ستودهء اشوزرتشت اسپنتمان را فرستاد تا با آشتی و مهر و دین و دانش و خرد سرشتی و خرد دریافتنی و شناخت همهء بودها و هستی ها و فرهنگ فرهنگ ها یعنی؛ سخن ورجاوند دل آگاهانه، مردمان را در گذرگاه نیکی و بدی از دوزخ بدی ها برهاند و به سوی بهشت خوبی ها که سرچشمهء خوشی و رامش و روشنایی است، رهنما باشد.”

اشوزرتشت اسپنتمان، کهن الگوی انسانی در جستجو و کاوش حقایق هستی به یاری توانایی های خداداده اش است.

اشوزرتشت اسپنتمان نمونهء واقعی بشری در یافتن راه راستی و پیمودن آن است.

اعجازش شیوایی بیانش و ثمره اش سخن ورجاوند دل آگاهانهء گاهان، که هنوز پس از هزاره ها اندیشه ها را صیقل می دهد و پیامی نو برای جستجوگران حقیقت دارد.

درود بر فروهر پاک و ستوده اش که در هات پنجاه بند ششم گفت: ” ای هستی بخش بزرگ! زرتشتِ دوستدار اشا با آوای بلند تو را ستایش کرده و چنین آرزویی دارد: پروردگارا همیشه زبانم را با گفتار شیرین و اندیشمند همراه ساز و خرد را راهنمایم کن. آفریدگارا در پرتو وهومن یا منش پاک، مرا از دستورهای اخلاقی برخوردار ساز و آنها را به من بیاموز.”

موبدیار دکتر راشین جهانگیری

چرادر این دوران اندیشمندان به منش زرتشت روی می آورند؟

 

چرادر این دوران اندیشمندان به منش زرتشت روی می آورند؟

 

نوشتارهایی از موبد کورش نیکنام

به سبب انگیزه های گوناگونی است؛ چون:

۱- اهورامزدا( : خداوند درپیام زرتشت) به چَم( : معنی) «دانش وآگاهی بیکران هستی مند» است.

۲- خداوندِ اندیشه زرتشت در آسمان ها جای نگرفته که گاهی به خشم آید وهرگاه اراده کند مَرتوگان( : مردم) را به رنج آورد.

۳ـ مَرتو( : انسان)، بنده و برده خدا نبوده که با ترس از او فرمان پذیرد، بلکه همکار وهمراه «مزدا» در پیشرفت وگسترش دانش وآگاهی است.

۴- منش وفلسفه اشوزرتشت بر پایه «اشا»( : هنجارراستی در هستی) استوار شده است.

۵- دروغ دراین دین نیست وبا فلسفه آن ناهمگون است به ویژه دروغ مصلحت آمیز جایگاهی ندارد.

۶- پیام ویژه این دین وآیین؛ پیروی از اندیشه، گفتار وکردار نیک است.

۷- جایگاه مَرتو یا انسان بر پایه ارزشمند «خردمندی» استوار شده است.

۸- منش زرتشت، گسترش دهنده دانش ودادگستری در جهان است.

۹- گزینشِ همه گزینه های زندگی، در راستای آزادی واختیار است.

۱۰- مَرتوگان را به جشن وشادمانی فرامی خواند، پس سوگواری (عزاداری) در این فرهنگ جایگاهی ندارد.

۱۱- کار وکوشش رابه همه سفارش می کند تا تنبلی وکاهلی درزندگی ناپدید گردد.

۱۲- آیین تازه شدن با دانشِ زمان بوده به همین روی پیروانش ازخرافه پرستی وپندارهای نادرست دوری می کند.

۱۳- نه تنها زنان ومردان یکسانند بلکه همه ازهرنژاد، تیره ورنگِ پوستی در این آیین با یکدیگر برابرند.

۱۴- پاسداری از آب، خاک، هوا وآتش را سفارش می کند تا زیستگاه همگانی آلوده و ناپاک نگردد.

۱۵- گزینش این دین از روی «آزادی» است بنابراین بیرون رفتن از آن نیز«مرگ آور» نیست.

۱۶- از بکن ها و نکن ها سخن نمی گوید بلکه گزینش بهترین راه زندگی را به خِرَد مَرتو ودانش روز واگذار کرده است.

۱۷- بهره گیری ازمرتوگان در جایگاه کنیز و برده را کاری ناشایست می داند.

۱۸- قربانی کردن وکشتار جانوران را کرداری نادرست می داند.

۱۹- کسی به شَوه( : دلیل) دگراندیش بودن، کشته ونابود نخواهد شد.

۲۰- چون تن جایگاه روان است که نباید آزرده شود، روزه گرفتن ونخوردن خوراک جایگاهی ندارد.

۲۱- این دین نه تنها ازجنگ وخونریزی پرهیز می کند بلکه سفارش دهنده آشتی، پارسایی وازخود گذشتگی است.

 www.kniknam.com

 

اشوزرتشت، نخستین پیام‌آور یکتاپرستی

اشوزرتشت، نخستین پیام‌آور یکتاپرستی

موبد پدرام سروش‌پور

«سراسر اندیشه و گفتار و کردار اشوزرتشت الهامی است از سوی خداوند یکتا که انسان را به سوی رسایی و خوشبختی راهنمایی می‌کند.»

یسنا، هات ۲۸، مقدمه‌ی گاتها

کتاب آسمانی زرتشتیان «گاتها» است که سرودهای آسمانی اشوزرتشت را در بر می‌گیرد. سرودهای معنوی که در سرتاسر آن، آفریدگار هستی، اهورامزدا به یکتایی نام برده شده است. اهورا مزدا از دو واژه «اهورا» به معنی «هستی بخش» و مزدا به معنی «دانای کل» شکل گرفته است و به عبارتی اشوزرتشت خدای یکتا را «دانای کل هستی بخش» می شناسد.

این سرودها که به زبان اوستایی کهن سروده شده است سالیان سال در دل کتاب اوستا که کتاب دینی و مقدس زرتشتیان است حفظ شده و از آنجایی که دیرینگی این کهن‌ترین بخش اوستا به نزدیک به چهار هزار سال پیش بازمی‌گردد، آن را «حکمت نخستین» نیز می‌نامند. کهن‌ترین اندیشه و نوشته‌ای که تا کنون به دست بشر رسیده و در آن آفریدگار هستی به یکتایی نام برده شده است.

«اوست نخستین اندیشه‌گری که با نور خود افلاک را درخشان ساخت و با نیروی خرد خویش قانون راستی بیافرید تا نیک‌اندیشان را یار و پشتیبان باشد. ای خداوند جان و خرد و ای کسی که همیشه و در همه حال یکسانی، با روح مقدست فروغ (ایمان) را در قلب ما برافروز.»

گاتها، هات ۳۱ بند ۷

اشوزرتشت همان‌گونه که خدای یکتا را خدای دانایی‌ها می‌نامد، ارزش و بزرگی و جایگاه انسان را نیز به واسطه‌ی اندیشه‌اش می‌داند. اندیشه‌ای که ذره‌ای از دانایی کل، «مزدا» است و انسانی رستگار است که بتواند این اندیشه را در راه سازندگی و پیشرفت ارتقا دهد تا به جایگاه وهومن (منش پاک) دست پیدا کند. چنان‌چه سهروردی نیز در برداشت خود از فلسفه ایرانیان باستان، بهمن (وهومن) را نزدیک‌ترین نور به نور خدا یا نور الهی می‌نامد:

«… پس ثابت شد که نخستین صادر از نورالانوار یکی بود و آن نور اقرب، نور عظیم بود که پاره‌ای از زرتشتیان آن را بهمن نامیده‌اند.» حکمه‌الاشراق

اشوزرتشت نیز برای نخستین بار از راه وهومن به آفریدگار یکتا پی می‌برد و آن‌گاه از سوی اهورامزدا برای راهنمایی و آموزش دیگران به پیامبری برگزیده می‌شود.

«ای خداوند جان و خرد، هنگامی که در اندیشه‌ی خود تو را سرآغاز و سرانجام هستی شناختم،

آن گاه با دیده‌ی دل دریافتم که تویی سرچشمه‌ی منش پاک،

که تویی آفریننده‌ی راستی و داور دادگری که کردار مردمان جهان را داوری کنی.» گاتها، هات ۳۱، بند ۸

حکمت نخستین از آن‌رو ارزشمند است که پیامبر راه دست یافتن به یکتایی خداوند را نیز در آموزه‌های خود برای آیندگان و خردورزان گیتی یادگار گذاشته است. چنان‌چه اشوزرتشت در گاتها، پیش از آموزش ستایش خداوند یکتا، گره از دو پدیده مهم یعنی نیکی و بدی و مهم‌تر از همه، سرچشمه‌ی آن‌ها می‌گشاید.

«این دو، هم‌زادی هستند که در عالم پدیدار شدند که یکی نیکی است و دیگری بدی که در اندیشه و گفتار و کردار آدمی نمود پیدا کرده و انسان خردمند از این دو، راستی (نیکی) را برخواهد گزید و فرد نابخرد به بیراهه خواهد رفت.» هات ۳۰، بند ۳

پس بدی آفریده‌ی خداوند نیست، بلکه به واسطه‌ی آفرینش انسان در اندیشه و گفتار و کردار او پدیدار می‌شود و اشوزرتشت در بند بعد، به روشنی بیان می‌دارد که با به هم رسیدن این دو گوهر همزاد، زندگی و نازندگی پدید آمد. این دو گوهر که در گاتها «سپنتامینو» به معنی خوی نیک و «انگره مینو» به معنی خوی بد است، در حقیقت دو خوی یا صفت هستند که با شکل‌گیری انسان در اندیشه و به تبع آن در گفتار و کردار او نمود پیدا می‌کنند.

اما چرا انسانی که آفریده‌ی ذات کمال الهی است می تواند پدیدآورنده‌ی بدی باشد؟ این به آن دلیل است انسان ذره‌ای از دانایی خداوند را به نام «من» در خود به ودیعه دارد و از جایگاه دانایی کل بهره‌مند نیست، اگرچه آرمان او در زندگی دست یافتن به این جایگاه است اما همواره چنین نخواهد شد. اگر انسان در راه سازندگی و سودرسانی به جهان هستی، منش و اندیشه‌اش، گفتار و رفتارش را به نیکی و کمال برساند نتیجه‌ی اندیشه، گفتار و کردار او در جهان هستی نیکی است اما اگر همین انسان در راه بدی‌ها، نابودی، خودخواهی و … گام بردارد بدی و شر در جهان هستی پدید می‌آید.

در گاتها سرچشمه‌ی بدی‌ها یا انگره‌مینو هیچ‌گاه در برابر اهورامزدا قرار نگرفته است، بلکه نیکی و بدی زاییده‌ی زندگی است و زندگی با آفرینش انسان در جهان شکل گرفته است. از طرفی پیامبر با این دیدگاه وجود بدی را توجیه نکرده است و اتفاقا فلسفه‌ی به پیامبری رسیدن خود را از میان بردن بدی‌ها در جهان می‌داند و در گاتها نیز خود را دشمن سرسخت دروغ می‌شمارد که به باور پیامبر ریشه‌ی همه‌ی بدی‌هاست.

«آن‌گاه چنین پاسخ دادم: من، زرتشت دشمن سرسخت دروغ و دروغ‌گویان هستم

و تا آن‌جا که مرا نیرو و توان است با آن‌ها پیکار خواهم کرد» هات ۴۳، بند ۸

باور زرتشتی نیز دو همزاد سپنتامینو و انگره مینو را یکی به عنوان گوهر پاک و دیگری گوهر پلید می‌شناسد؛ یکی نمود راستی و پاکی و زیبایی و نیکویی است و دیگری نمود دروغ و پلیدی و زشتی و بدی. جهان و زندگی صحنه‌ی پیکار همیشگی نیکی و بدی و امید به پیروزی نیکی بر بدی و روشنایی بر تاریکی است. اما خدای یکتا و هفت فروزه‌اش همواره در جایگاهی ورای این جای دارند.

به همین دلیل، افزون بر گاتها همه‌ی بخش‌های اوستا و فرهنگ کهن زرتشتی همواره تبلوری بوده از یکتاپرستی و ستایش و نیایش به درگاه خداوندی که تنها اوست که ازلی و ابدی بوده و تنها اوست که آفریدگار جهان هستی است. و تصویر نمادینی هم که از دیرباز از اشوزرتشت، این نخستین پیام‌آور یکتاپرستی برجای مانده مردی سفیدپوش است که انگشت دست راست خود را به نشانه‌ی یکتایی خداوند به سوی آسمان بلند کرده است.

و در پایان یادآوری می‌کنم بخشی از گفته‌های پروفسور میلز در مورد جایگاه اهورامزدا در گاتها

«نکته‌ای که در این سروده‌های آسمانی بیشتر از همه چیز دیگر توجه را به خود جلب می‌کند آن است که تمام قدرت در دست پروردگار توانایی است بنام “اهورامزدا” که دارای شش فروزه یا پرتوی است به نام امشاسپندان یا جاودان‌های مقدس.

ضمنا از دو نیرو یا دو مینو، به نام سپنتامینو و انگره مینو صحبت شده است که لازم و ملزوم یکدیگر بوده و خیر و شر در جهان هستی را به وجود آورده و در نتیجه موجب مکافات و مجازات شده‌اند. حقیقت آن است که بهشت و دوزخ به صورتی که مردمان روشن‌فکر امروز با آن آشنایی دارند و جنبه معنویت دارد، برای اولین بار در گاتها ذکر شده است. بشیر سالیان دراز مانند طفل از ترس و وحشت دوزخ و رنج و عذاب‌های گوناگون پس از مرگ بر خود می لرزید و از لذایذ و نعماتی که در بهشت برخوردار خواهد شد، شادی‌ها می‌نمود. در صورتی که زرتشت در روزگاران بسیار کهن این حقیقت را آشکار ساخت که پاداش بهشت و مجازات دوزخ امری درونی و معنوی است. او به مردم آموخت که مکافات و مجازات منشی و ذهنی است، و بهشت و دوزخ همان راحتی اندیشه و آسایش وجدان و ناراحتی فکر و عذاب وجدان می‌باشد. آموزش این نکته در تغییر عادات و روش فکری ایرانیان باستان بسیار موثر بود.»

سرچشمه: تارنمای خبری زرتشتیان ، امرداد

 

آبها را می‌ستاییم

اینک؛ آبـها را می‌ستاییم، آبهای فروچکیده و خوب‌کـُنشِ اهورایی را . . .


ایران، سرزمین کشاورزی است و کشاورزی پایه‌ی پیشرفت ایران است. خشکاندن زمین‌های باتلاقی و روان کردن آب بر زمین‌های خشک و بی‌حاصل و نشاندن درخت و ساختن پل و سد در اوستا از کارهای نیک شمرده می‌شود. ایـرانیان از دیرباز آب را گرامی می‌داشتند. آوازه‌ی نیک کرداری ایرانیان دربرابرِ «آب» تا آنجا گسترش یافته بود که «هرودت» می‌نویسد: «ایرانیان در آب روان تفو نمی‌اندازند، در آن دست نمی‌شویند و متحمل هم نمی‌شوند که دیگری آن را آلوده کند.» و یا «استرابونِ» جغرافیدان می‌نویسد: «ایرانیان در آب جاری تن نمی‌شویند، در آن لاشه و مردار نمی‌اندازند و آنچه ناپاک است در آن نمی‌ریزند

در روزگار کنونی(هنگامی‌که هنوز آب لوله کشی نبود)، زرتشتیان برای شستشوی پوشاک و آب را از جوی برداشته و به کناری می‌بردند و سپس از آن برای شستن استفاده می‌کردند و این، ارزش آب و آلوده نکردن آن را می‌رساند.

در فرهنگِ ایرانی نه‌نتنها آب که انسان وظیفه دارد، نسبت به همه عناصر طبیعت چون زمین و گیاه و جاندار و حتا باد، نگاه‌بانی کند، در بُندهش آمده، اگر یک زرتشتی از راهی می‌گذشت که در آن سگی خوابیده بود، باید آرام گام بردارد و از کنارش بگذرد تا آن سگ را بیدار نکرده و آسایش آن جاندار را نگیرد.

در این روزگارِ وانفسایی که میهن‌مان و حتا گیتی بدست انسان در آستانه‌یِ نابودی ست و زیستبوم کشورمان به خشکسالی افتاده، جانداران از دست انسان آزار می‌بینند، پساب‌هایِ صنعتی و شهری را به کاسپین و شاخاب پارس میریزانند، همه‌گیر شدن فرهنگِ باستانی ایران، می‌تواند راه گریز و رهایی برای روزگار ما باشد.. آیینی که بزرگداشت زیستبوم از اصول اصلی آن است یگانه راه نجات ایران و گیتی ست.

 

بیایید با هم چند کار ساده برای بهینه کردن مصرف آب را مرور کنیم:

> موقع مسواک زدن شیر آب تصفیه شده را باز نگذارید

> هنگام استحمام در فاصله بین شستن بدن و سرشویی، لزومی ندارد که شیرآب به طور پیوسته باز باشد

> برای آب دادن به درختان، درختچه ها، بوته ها و گلها، از روش آبیاری قطره ای استفاده کنید

> برای دوش گرفتن در حمام، زمان بگیرید و آن را به کمتر از 5 دقیقه برسانید، با این روش ماهیانه حدود 4000 لیتر آب صرفه جویی خواهد شد

> بهتر است برای شستن سبزی ها ابتدا آنها را در ظرفی بخیسانید و سپس آب بکشید

> ازجریان آب به منظور آب شدن یخ گوشت یا دیگر مواد غذایی منجمد استفاده نکنید

> فرزندان خود را در مورد نیاز به حفاظت از آب آگاه کنید. از خرید اسباب بازی ها و سرگرمی هایی که به یک جریان ثابت آب نیازدارند، خودداری نمایید

> هنگام استفاده از دستشویی شیر آب را به طور مداوم باز نگذارید چون جریان دایم آب موجب هدر روی آن می شود

> اگر دوش حمام شما در طی کمتر از 20 ثانیه یک ظرف چهار لیتری را بتواند پر از آب کند در آنصورت حتماً آنرا با یک سر دوش کاهنده مصرف تعویض کنید

> برای نظافت حیاط به جای مصرف آب بهتر است از جاروب استفاده شود

> تمام شیلنگ ها، اتصالات و شیرها را به طور مرتب کنترل کنید تا از نشتی آب جلوگیری شود

> ضروری است برای اطمینان از سلامت لوله ها و شیرهای آب؛ آنها مرتباً کنترل شوند

> لوله های آب گرم را عایق بندی کنید تا برای رسیدن آب گرم به شیرآب، لازم نباشد آنرا بی جهت بازبگذارید

> هرگز آبی را که می توان به مصارفی نظیر آبیاری و یا شستشو رسانید، فاضلاب حساب نکنید

> یک بطری پر از آب یا یک کیسه نایلونی پراز شن و کاملاً در بسته را در مخزن توالت فرنگی و یا فلاش تانک قرار دهید تا مصرف آب را در هربارکشیدن سیفون کاهش دهید

> آب خنک مورد مصرف خود را همواره دریخچال نگهدارید تا مجبور نباشید شیر آب را برای مدتی بازبگذارید تا آب خنک شود

> به کودکان آموزش دهیم تا با بستن بموقع شیر، از هدر رفتن آب جلوگیری نمایند

> می توان از آبی که برای شستن سبزی ها و دست و صورت استفاده می شود، به وسیله لوله کشی و هدایت آن به سمت فلاش تانک، هدایت در توالت استفاده نمود

> فلاش تانک هایی که نشتی دارند، آب را به داخل کاسه توالت هدر می دهند

> به جای شستن اتومبیل با شیلنگ آب، از یک سطل آب هم می توان استفاده کرد

> درحالی که کمبود آب در شهر احساس می شود، لزومی به شستشوی پیاده روی مقابل مغازه و منزل نیست

> هنگام احداث ساختمان از کارگران ساختمانی بخواهید از آب تصفیه شده استفاده نکنند

> زمانی که سرگرم آب دادن باغچه و گلهای منزل هستید با شنیدن صدای زنگ تلفن یا زنگ در بهتر است ابتدا شیر آب را ببندید و بعد به آنها پاسخ دهید

> نصب کولر در سایه و با استفاده از پوشش مناسب و جلوگیری از نشت آب کولرهای آبی، باعث صرفه جویی زیادی در مصرف آب می شود

> زمانی که به مسافرت می روید، ضروری است شیر فلکه بعد از کنتور آب را ببندید. تا از وقوع هرگونه حادثه پیشگیری شود

> در مراکز آموزشی و مدارس به اطفال و دانش آموزان محدودیت منابع آب و روش های صرفه جویی آن را آموزش دهیم

> کارکرد کنتور در زمانی که همه شیرهای آب بسته است، دلیل تلف آب از لوله های داخل ساختمان می باشد که در نتیجه آن، مقدار زیادی آب به هدر رفته و هزینه گزاف آن را شما خواهید پرداخت

> هرگونه اتلاف قابل توجه آب، شکستگی لوله ها و هدر رفتن آب در هر نقطه را به مرکز ارتباطات مردمی (تلفن 122) اطلاع دهید

> تعویض واشر شیر آب برای جلوگیری از چکه کردن آب کار دشواری نیست

 

آیا زمان آن فرا نرسیده است!

آیا زمان آن فرا نرسیده است تا از این خود به خواب زدگی بیدار شویم و از آموزشهایی که اشوزرتشت برایمان آورده بهره ببریم! بیایید آزادانه اندیشه کنید و این تعصبات پوچ و ترس هایی که بیابانگردهای تازی بر ما تحمیل کرده اند را از خود برانیم. بندهای اسارت فکری و پیکری را پاره کنیم و با نور اندیشه نیک راه زندگی را روشن کنیم. شاد باشیم و به دیگران نیز شادی و خوشبختی دهیم، سر از سرنگون ماندن بر خاک های بیگانه برآریم و سوی روشنی برگردیم، سوی خویشتن، سوی فرهنگ و تمدن، سوی زرتشت.

آرمین


آیین سدره پوشی در آلمان

برگزاری آیین سدره پوشی در آلمان

انجمن بزرگ بازگشت با همازوری انجمن زرتشتیان آلمان بزودی یک آیین سدره پوشی برگزار مینماید.


برای آگاهی‌بیشتر با انجمن بزرگ بازگشت پیوند سازید

atashkadeh@bozorgbazgasht.com

تلفن


0047-944-334-51


ایران ، سرزمین مادری زرتشتیان

ایران ، سرزمین مادری زرتشتیان

هزاران سال گذشته، امروز ما هستیم و سرزمینی که بزرگترین افتخار ماست. روزگار با تمام پستی و بلندی هایش درسهای زیادی به ما آموخت، گاه از خودی خوریدم و گاه از ناخودی! گاه بیگانگان بر ما تاختند و گاه همسایگان ، همزبانان !.. کشتند، سوزاندند، ویران کردند، چپاول و غارت کردند، نه ، نشد، بازهم نتوانستند این کهن ریشه در خاک پاک را برکنند. هزاران سال دیگر هم نتوانند. ایران ، زرتشت ، زرتشتیان ، ایرانیان راستین، همه یکی هستند، در تار و پود هم هستند، در هم همیشه یکی و پیوسته هستند! از آن پیر چهره در آفتاب سوخته که با دست های پینه بسته اش کویر را آباد کرده تا نوزاد تازه چشم بر این گیتی گشوده، همه نگاهمان به توست و دل به مهر تو بسته ایم، و چه خوش گفت فردوسی پاکزاد که چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد! آری ، ایران سرزمین مادری و ابدی ماست، که اهورامزدا نگاهدارش باد.

آرمین ، رام روز از اسفندماه 3753 زرتشتی