بازگشت زرتشت

به خشنودی اهورامزدا

 

بازگشت زرتشت

 

هزاران سال از پیام پاک زرتشت گذشته، ما کجا ایستاده ایم؟

در دوران پیش از زرتشت ؟

و یا جهان نوینی که زرتشت خواستار ساخت آن بود را ویران کرده ایم؟

پاسخش بسیار سخت است و بیانش سخت تر !

آیا غیر از این است که جوامعی بی پیشینه ولی پیشرفته که امروزه ادعای تمدن می کنند هنوز هم نتوانسته اند به آنچه زرتشت هزاران سال پیش گفته بود برسند؟!

ما کجا ایستاده بودیم و اکنون کجاییم ؟ چاره در چیست؟

آیا زرتشت باید بازگردد تا پیامش را دوباره برایمان بازگو کند؟

چرا خودت کاری نمی کنی؟

 

بیایید دوباره شروع کنیم، همانند روزی که زرتشت هزاران سال پیش همچون آموزگاری شکیبا شروع به راهنمایی مردم کرد.

من و تو ، همه در این فرایند شرکت کنیم و همانند او شویم!

 

نخستین پیام او، سختی ها، مخالفت ها، نخستین پیروان اندک، ولی زرتشت از پای ننشست و به راهش ادامه داد.

زرتشت هر آنچه پیش از او بد و ناشایست بود کنار نهاد و رسم مهر، خوبی و نیک بودن را زنده کرد.

 

زرتشت اندیشه نیک را بنیاد زندگی نهاد و با گفتار نیک ذهن های تاریک را روشن ساخت و با کردار نیک به نیکی جامه ی عمل پوشانید.

زرتشت خدایان پنداری را نادرست خواند و نخستین دین یکتاپرستی را به جهانیان به ارمغان آورد، دینی که با وجدان پیوند خورده و اهورامزدا هستی بخش بزرگ و دانا خدای اوست، او به مردان و زنان برابری داد و تبعیض ها را کنار زد، جنگ و کشتار و خونریزی را به هر منظوری ناشایست دانست و از آن پرهیز خواست، پیام کار و کوشش داد تا جهانی زیبا و آباد و خرم داشته باشیم تا همه در رفاه و آسایش باشند.

زرتشت خشم و نفرت را ناشایست دانست و صلح و دوستی و آشتی را خواستار شد.

زرتشت دروغ را ویرانگر زندگی بشریت دید و مبارزه در برابر دروغ و ظلم و همچنین راهنمایی گمراهان را وظیفه هر زرتشتی دانست.

زرتشت انسان را از همه بکن و نکن ها و بندهای ساخته دست بشر رهانید و آزادی و اختیار همراه با اندیشه نیک را جایگزین آن کرد.

اندیشه زرتشت تنها شامل انسان ها نشد و گیاهان و جانوران (جانداران) و به بیانی دیگر زمین و زیستگاه ما را نیز در برگرفت!

 

چطور می شود پیرو چنین اندیشه ای نشد و نبود و باور به چیز دیگری داشت ؟!

مگر از نا آگاهی و گمراهی و یا سودجویی و خودخواهی !

که نشانگر سنگینی خویشکاری و وظیفه ماست در زدودن آن.

 

پس بیایید ما نیز همچون زرتشت باشیم !

راه راستی و اشویی را بجوییم و در گسترش پیام زرتشت بکوشیم، همانند روز نخست که زرتشت شروع کرد.

 

آری ، بازگشت زرتشت یعنی بازگشت تو به زرتشت و این بازگشت به آینده است.

راه در جهان یکی است و آن راه راستی است.

وهمن روز از ماه بهمن 3753 زرتشتی. آرمین.

Please follow and like us:

پرسش و پاسخ (بین انسان و خدا در دین زرتشتی و در مذاهب ابراهیمی)

پرسش و پاسخ (بین انسان و خدا در دین زرتشتی و در مذاهب ابراهیمی)

جوینده و پرسنده: کامران جمشیدی


در تورات نخستین پرسش را یهوه از آدم می کند. از سنجش این نخستین پرسش، با نخستین پرسش (در هادخت نسک اوستا) که انسان از خدا می کند می توان به ویژگی های دو فرهنگ سامی و ایرانی پی برد.

آدم و حوا، پس از آنکه از میوه درخت ممنوعه خورندند و نافرمانی کردند “چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که برهنه اند. پس، از برگهای به هم دوخته پوشش برای خویش ساختند و آواز خداوند را شنیدند که در هنگام وزیدن نسیم بهار در باغ می خرامید و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند در میان درختان باغ پنهان کردند و خداوند آدم را ندا داد و گفت: کجا هستی؟ ادم گفت: چون آواز تو را در باغ شنیدم ترسان گشتم، زیرا که برهنه ام. پس خود را پنهان کردم …” سفر خروج، باب سیم

انسان خودش را از بیم خدا، در پی نافرمانی که کرده، می پوشاند.

اکنون به هادخت نسک بازمی گردیم، آنجا که (روان) انسان خدا را “برهنه” در برابر در برابر خود می یابد. در وزش باد، دین وی به پیکر دوشیزه ای بر او نمایان می شود، دوشیزه ای زیبا، درخشان، سپیدبازو، نیرومند، خوش چهره، برزمند، نیکوتن، آزاده و نژاده که پانزده ساله می نماید و پیکرش همانند همه ی زیباترین آفریدگان زیباست. آنگاه روان اشون روی بدو کند و از وی بپرسد که: کیستی ای دوشیزه ی زیبای جوان؟ آنگاه دین وی بدو پاسخ می دهد: … “من دین توام”.

اینجا انسان خدا را برهنه در پیش خود می یابد و از زیبایی اندام او به شگفت می آید، و شیفته ی زیبایی او می گردد. و نخستین پرسش انسان درباره ی زیبایی اوست. “ای زیباترین زیبا تو کیستی”؟

در تورات، انسان از روی شرم و بیم از خدا، خود را در برابر چشم خدا می پوشاند. اینجا تجربه خدا، تجربه قدرت و بایستگی فرمانبری از اوست، و در رسیدن به آگاهی (معرفت، میوه ی درخت ممنوعه) لخت بودن را در برابر خدا، بد می شمارد. و یهوه در وزش باد، پدیدار نمی شود (برهنه نمی شود)

در هالی که در هادخت نسک، دین، همان دیدن خدا در برهنگیش است. خدا یک پنداشت و خیال نیست بلکه “آنچنان است که در چشم انسان می نماید”. و خدا به انسان می گوید که درست “آنچنان که من در چشم تو می نمایم” هستم. چشم انسان خدا را در اوج پیدایی یا برهنگی می بیند. خدا در وزش باد، پیدا می شود.


این نخستین پرسش و پاسخ بنمایه تجربه ایرانی از دین را می نمایاند. زمانی که یهوه می پرسد که آدم کجایی؟ این یک پرسشِ تهدیدی است. انسان از ترس نافرمانی و ترس از قدرت بی اندازه ی خدا، خود را پنهان می سازد. ولی در اوستا انسان از خدا می پرسد که تو کیستی که اینچنین زیبایی؟ خدا می گوید که من، دین توام. خدا، در فرمان و ترس از فرمان تجربه نمی شود. خدا، خودِ دین در انسان است. خدا به انسان می گوید که “من توام”. من نیروی آفرینندگی توام. این خداست که در پی تلنگر پرسش انسان، گوهرش را برای او پدیدار می سازد.

هر چند بررسی “نقش پرسش در این دو استوره” نیاز به گفتگویی گسترده دارد ولی چند اشاره کوتاه بسنده است که نکته هایی ژرف را برایمان روشن سازد. باید دید که یک پرسش، در تاریخ اندیشه، چه پاسخ هایی یافته است تا نقش آن پرسش را در آن فرهنگ دریافت. تاریخ اندیشه، تاریخ پاسخگویی به چند پرسش بنیادی است. این پرسش در فرهنگ این مردم چه نقش هایی بازی کرده است؟

ولی اکنون می پرسیم که چرا این پرسش، تاریخ پاسخ گوییهایش را در تاریخ ایران ندارد؟ چگونه شد که راه پاسخ دادن به این پرسش در سراسر تاریخ ما بسته شد؟ آیا مردم این پرسش را فراموش ساخته بودند؟

در استوره آدم در تورات، یک قدرتمند یا مرجع مطلق قدرت، از انسانی که با او برابر نیست (در هادخت نسک خدا برابر و دوست انسان است) می پرسد، و با آن پرسش براستی “نخستین بازجویی و تفتیش و محاکمه انسان در دادگاه عدل الهی” آغاز می گردد. محاکمه قضایی انسان در برابر خداوندی که نقش قاضی را دارد، از همان بهشت آغاز می شود!

نخستین پرسش، در نخستین محاکمه قضایی است. برای رهایی از گناه و جرمی که کرده ای چه دلیلی داری؟ و انسان، از جرمش و کیفر آن بی اندازه می ترسد که خود را از روی ناچاری، از خدایی که نمی توان خود را از او پنهان ساخت، کودکانه پنهان می کند. از اینجا می توان دید که پرسش همانا جستجوی جرم و مجرم است. پرسش، حق و امتیاز قدرتمند برای روشن کردن جرم و کیفر آن است. و آدم ناچار است که به آن پاسخ گوید. خدا نباید به کسی پاسخ بدهد و به آسانی پروانه پرسیدن از خود را به کسی نمی دهد. پرسش، با جرم و گناه، و ناتوانی و لغزش انسان کار دارد. و خدا که به اختیار خود رفتار می کند، قدرتی پرسش ناپذیر است.

خدا با همان پرسش “آدم کجایی؟” خود را فراسوی هر پرسشی می گذارد. خدا می داند که آدم چرا خود را پنهان کرده است. کیفر و خشم او هراسناک است. و این پرسش، خود سرآغاز همان کیفر و خشم است. این پرسش خود بدترین کیفر است. آدم پاسخ نمی دهد که در کجا خود را پنهان کرده است، بلکه پاسخ می دهد که چرا خود را پنهان کرده است، تا از خشم و کیفر بکاهد. و جرم را به گردن ابلیس و زنش می اندازد!

بدینسان در اینجا فرمان خدا در نخوردن از درخت ممنوعه مورد پرسش قرار نمی گیرد. با این پرسش تهدیدآمیز خدا، پرسش بنیادین که “چرا این درخت ممنوع شده است؟” پرسش ناپذیر می شود. در هادخت نسک، این انسان است که “حق” پرسش از خدا را دارد. انسان در اینکه می پرسد که “تو کیستی؟” خدا را نادیده و ناشناخته می گیرد. اینکه انسان، بودنِ خدا را در نمی یابد، برای خدای سامی، بزرگترین توهین و کوچک شماری بود.

این بسیار مهند است که نخستین پرسش از کیست. در همبود، این مهند است که نخستین پرسش از مردم و ملت باشد، نه از حاکم و قاضی! این مهند است که نخستین پرسش، از انسان باشد نه از خدا. این مهند است که، که و چه زیر پرسش می رود و پرسش پذیر می شود. خدا در استوره ایرانی زیر پرسش می رود. تو کیستی؟ در پرسش یهوه از آدم، که آدم کجا هستی؟ با نخستین پرسش، حق پرسش انسان از آغاز و بن، گرفته می شود. تو کیستی که چنین می پرسی؟ از کجا حق محاکمه و بازپرسی داری؟

در استوره ی ایرانی، انسان می تواند از خدا بپرسد و خدا پاسخ می دهد! آنکه پاسخ می دهد، همان خودِ انسان زاینده است، چون خدا می گوید من همان دین تو (روند زادن آگاهی تو) هستم. پس خدا، سرچشمه آگاهی در ژرفنای انساناست.

با یک نگرش کوتاه به گاتاها می توان دید که چگونه (اشو) زرتشت از اهورامزدا می پرسد. از گاتاها می توان نقش پرسش های زرتشت از اهورامزدا را بازشناخت. آیا هیچگاه در گاتاها، اهورامزدا به زرتشت پاسخ می دهد؟ و آیا بیشتر پرسش های زرتشت، در خود، پاسخ هم نیستند؟

و این شیوه ی پرسش و پاسخ، یک گفتگوی درونی انسان و خدا در ژرفنای اوست. اهورامزدا همان دین زرتشت است، همانا همان روند زایش آگاهی در او. و چنین است که در فرهنگ بنیادین ایرانی دین و خدا یکی و یکسانند.

Please follow and like us:

30 آذرماه در سالنمای رسمی ایران روزی است که

30 آذرماه در سالنمای رسمی ایران روزی است که:
آیین زرتشت دین رسمی ایران شد
ابتکار جشن «زادروز» از ایرانیان است


21
دسامبر 233 میلادی و در شب چله، اردشیر پاپکان در مراسمی به اینمناسبت، آیین زرتشت را دین رسمی ایرانیان اعلام داشت و خواست که همه آتشکدههای خاموش روشن شوند، مجموعه اوستا (آموزش های زرتشت) تکمیل و در دسترسقرارگیرد. [بلاش یکم، شاه اشکانی در نیمه دوم قرن یکم میلادی دستور جمعآوری آموزشهای زرتشت را در یک مجموعه داده بود که تا زمان اردشیر این کارپایان نیافته بود]. ایننخستین بار بود کهایران دارای دین رسمی می شد. اردشیر در این مراسم همچنین تاکید کرد کهایرانیان باید زادروز خودرا جشن بگیرند تا گذشت زمان را از یاد نبرند ونیکی کنند. وی گفته بود که نیکان ما ـ جشن تولد را مرسوم داشتند تا بستگانجمع شوند و اتحاد فامیل سست نشود. روز چله هم زادروز خورشید است. [یلدا = میلاد = زادروز یک واژه آرامی ـ سریانی است]. هرودوت در کتاب یکم خود نوشتهاست که پارس ها زادروز خودرا جشن می گیرند و در این روز لباس نو می پوشند،مهمانی می دهند و شادی می کنند. مولف برهان قاطع، ماکس مولر، کریستنسن،مری بویس و تقریبا همه شرق شناسان ابداع جشن زادروز را به ایرانیان نسبتداده اند که بعدا از طریق روم به اروپا انتقال یافت.
برگرفته از تارنمای دکتر انوشیروان کیهانی زاده

Please follow and like us:

اشوزرتشت و دین زرتشتی در کنار نوشتارهای پسین از او، “پهلوی/ساسانی”

اشوزرتشت و دین زرتشتی در کنار نوشتارهای پسین از او، “پهلوی/ساسانی”


 
موبد کورش نیکنام


“گردآوری شده از دیدگاه های موبد کورش نیکنام در پاسخ به برخی که نوشتارهایدوران پس از زرتشت را به نام اشوزرتشت به دیگران معرفی می کنند و بیشترمایه گمراهی و سردرگمی می شوند.


معجزه و کارهای شگفت انگیزی که درزندگی زرتشت اشاره شده است هیچکدام در باره این آموزگار روی نداده است بلکهابتکار پیشوایان پس از ساسانی بوده و یا یونایان دشمن فرهنگ ایران که میخواستند ا معجزه هایی زرتشت را بالاببرند!! بینش زرتشت را دریابیموبه خواستاران آن آموزش دهیم بهتر است تا نسک های آنچنانی را معرفی کنیم کهمشتاقان را به شعبده بازی و کارهای شگفت آور زرتشت آشنا کرده باشیم..


زرتشت آموزگاری است که آنچه را در بینش خویش داشته است و سبب رستگاری انساندر هر دوران خواهد شد، در سرودهای خویش “گات ها” آورده است. او نیازی بهتفسیر کننده گان و نام آوران هزاران سال پس از خود و در زمانی که حکومتساسانی مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار داشته است نمی باشد. ادبیات پهلویبرای یادآوری زمان خود و فشار و زوری که بیگانگان بر مردم زرتشتی داشتهاند، مناسب بوده و به همین روی تاریخ و ادبیات با ارزشی می باشند ولی باآنها نمی توان به جایگاه ارزشمند فلسفه زرتشت اشاره کرد.

 

روایت ها و شگفتیهایی مانند رفتن «اردای ویراف» به جهانی دیگر و بیان چگونگی بهشت و دوزخ یااحکام آنچنانی در روایت های پهلوی، در اندیشه زرتشت نبوده است . بینشآموزگاری که آیین او بر «خردگرایی و دانش» استوار است، بیگمان از کارهایمعجزه آسا و آنچنانی ابتکار شده در زمان ساسانی ودر برخی از نوشته های آنهمخوانی ندارد.


این که بخواهیم ادبیات پهلوی را برای بیان دیدگاه زرتشتبه خواستاران تزریق کنیم! به این دلیل که دانشمندان کنونی هیچ نمی دانند وتنها در زمان پهلوی دانش دین (زرتشتی) را درک کرده اند. شایسته نبوده وبرپایه جهان بینی زرتشت نیست. آشکار است که آموزه های زرتشت با ادبیاتپهلوی تفاوت دارد پس باید جداگانه بررسی و به خواستاران رسانده شود.

Please follow and like us:

زندگی ـ خدا

زندگی ـ خدا

موبد کامران جمشیدی

زندگی پیامد و برآمد خواست شما برای آن است. همانخواست، نیروی پیش برنده ی آفرینش در زندگی شماست. بسیار مهند است دریابیمکه زندگی چیزی جز نیرو (انرژی) نیست ، یک نیروی سامان یافته (اهوـ اشا). وچه کسی این نیرو را سامان می بخشد؟ ما!

زندگی نیروی نابی است که بهخود بازمی گردد، روندی است که به خود سوخت می رساند، خودبسنده است، برپایخود ایستاده و خودآفریننده است. زندگی به خودوابسته است و با نگریستن بهخود، به خود می گوید که بروز و نمود پسینش چگونه می تواند باشد.

و این در همه رده ها و اندازه ها جریان دارد، در جهان برین (کهکشان) وجهان ما، مردمان، شهرها … و کسان، هر کدام در اندازه های خود. بدینگونههمه ی این رده ها برای خود تصمیم می گیرند.

زندگی از راه روند خود زندگی، در مورد زندگی، به زندگی آگاهی می رساند.
آگاهی زندگی، زندگی را پیکر می بخشد. در رده ی تنی، آگاهی شما، شما راپیکر می دهد. شما همواره در کار آفریدن و بازآفرینی خود هستید. براستی کارزندگی بازآفرینی شما در هر دم است.

و این با گزینش شماست که این فرگشتبه سوی بزرگتر شدن، والاتر شدن و زیباتر شدن شما باشد (فرشوکرتی همیشگی بهسوی رسایی ـ خردادامرداد) و یا وارون آن، فرورفتن و کاستن.

و این فشرده ی همه ی آن چیزی است که هست. این آن چیزی است که در کار روی دادن است.

همه مردمان در این روند هستند. ما در همه امور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی،هازمانی، نژادی، جنسیتی و مینوی چنین می کنیم. این همه ی کاری است که میکنیم.

این کاری است که خدا می کند. خدا، همواره و در هر دم خود را تازه می کند.
و زندگی خداست در هال انجام این کار. زندگی، خداست در کار بیان و نمایشخویش در بینهایتی از گونه ها و دیسه ها. و شما، یکی از این گونه ها هستید.
شما، همه ی شما، آگاهی خدا هستید، همانا خدا در کار شکل گیری، در کار خودآیی.

 

Life – God


Life proceeds out of your intentions for it. This is the fuel that drives the engine of creation in your life.

It is important to understand that life is nothing but energy. It is energy organized. (Ahu-Ashâ) And what does the organizing? US.


Life is pure energy that circles back into itself. That is, life is a self-fueling, self-sustaining, self-determining and self-creating process. It depends on itself, relies on itself, looks to itself what the next expression of itself shall be.


This is true universally, globally, nationally, locally and individually. It is merely a matter of proportion. And so we see all of these levels deciding about themselves.


Life informs Life about Life through the process of Life itself.


Life’s information creates life in formation. At the most personal level, your information creates you, in formation. You are constantly creating and recreating yourself anew.

Indeed, the function of life is to create yourself anew in each golden moment of now.


And it is up to your choice which determines that this evolution goes upwards, forward and makes you more beautiful (Ever frasho-kereti towards Khordâd-Amordâd) or the other way around, downwards and backwards.
That’s all of it, in a nutshell. That’s what’s going on here. All of humanity is engaged in this process. We are doing it politically, economically, culturally, racially, socially, sexually and spiritually. This is all we are doing and we’re not doing anything else.


This is what God is doing. God is creating itself anew in the single and only moment called-NOW- and life IS God, doing this. Life is God expressing itself in all endless multiplicity of forms. You are one of the forms of God. You are, all of you, God’s information, and thus Gods in formation!

Please follow and like us:

ویژه کودکان

به خشنودی اهورامزدا

کودکان بخشی از جامعه ی ما و آینده سازان ایران هستند، بخشی که فردا از آنان خواهد بود تا سکان پیشرفت و آبادانی کشور را به دست گیرند و بر ماست تا در زمینه آموزش و پرورش این نونهالان کوشا باشیم.چراکه به هر اندازه که ظرفیت و توانایی کودکان تقویت شود، به همان اندازه در آینده موثر و کارآمد خواهند بود. خانواده ی خود و فرزندان خود را بگونه ای پرورش دهیم تا آینده ای روشن داشته باشند، در این راه نه تنها باید آگاهی های خود را بالا ببریم بلکه باید زمینه آموزش و پرورش درست فرزندمان را نیز فراهم کنیم. فراموش نکنیم که فرزند ما تنها فرزند ما نیست بلکه فرزند ایران است ! فرزند این خاک پاک پر گوهر که تمدن ، دانش ، فرهنگ و هنرشان از باستان تا کنون بر همگان آشکار بوده و هست و اکنون فرزندان ما وارثان آن هستند پس بیایید وارثانی لایق پرورش دهیم که در خور همه ما ایرانیان باشد و فردا سرافکنده کودکانمان نباشیم.


این بخش می تواند نه تنها برای کودکان

بلکه برای کسانی که می خواهند دین زرتشتی

را درست و از پایه فراگیرند نیز سودمند باشد.


در این بخش تلاش خواهیم کرد تا شما را با برخی منابع و سرچشمه هایی را که می توانند ما را در این راه یاری رسان باشند آشنا سازیم.


نسک های آموزشی دین زرتشتی برای نوآموزان و کودکان:


 به زبان پارسی:

نسک های درسی زرتشتیان از دبستان تا دانشگاه

آموزش دین دبیره

خرده اوستا ویژه دانش آموزان زرتشتی


به زبان انگلیسی:

In search of my GOD


داستان ها ، چکامه ها و ادبیات ایرانی باستانی

شاهنامه به زبان ساده


گاهنامه های ویژه کودکان


به زبان پارسی :

 

پارس نامه کودک

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44

 

به زبان انگلیسی:


به روز رسانی خواهد شد …

Please follow and like us:

دین بهی زرتشتی

دین بهی زرتشتی

دین بهی ، بنیادی برای گسترش دین بهی زرتشتی


نگاهی به دین


آیین سدره پوشی


زرتشتی شدن

زرتشتی

 


نسک ها


جشن ها


نیایش ها، آداب و

 

آیین های زرتشتی


گات ها


تاریخ زرتشتیان


گاهشمار زرتشتی

 

 


خرده اوستا


آموزش


ویژه کودکان

 

 


آتشکده آنلاین


مکانهای سپند و آتشکده ها


چم ها و واژگان

 

 


انجمنهای زرتشتی


پرسش و پاسخ


نوشتار ها

 

 


آیین نامه ها و


شاهنامه


دسته بندی

آساها

نوشتارها


چفته زدایی(در برابر


آواها


نماها

تهمت های ناروا)

 


درباره ما


پیوند ها


نگارخانه

 

 


پیوند با ما


هموندی


ورود

 

 


فیس بوک


خبر خوان


خبرنامه

 

 


توییتر


گوگل پلاس


اینستاگرام

 

 


یوتیوبی


تلگرام


فلیکر

 

 


بالاترین


Deutsch


English

   

انجمن زرتشتیان آلمان

دریافت برنامه
 

http://amzn.to/2lqbsEk

 

 

Please follow and like us:

فراخوان همگانی برای بازگشت به دین زرتشتی

فراخوان همگانی برای بازگشت به دین زرتشتی


این یک فراخوان همگانی از همه ایرانیان است برای زرتشتی شدن، برای آنکه به اصل خوشتن خویش بازگردند، مهم نیست که کجا زندگی می کنید مهم انتخاب شما از روی آگاهی است، این تنها راه نجات ما است، دینی که آزادی را در برابر اسارت، آزادگی را در برابر بندگی، آزادی اختیار را در برابر اجبار، اندیشه را در برابر تسلیم، زندگی را در برابر مرگ و سیاهی، صلح و دوستی و آرامش را در برابر جنگ و خونریزی ، شادی و سرور را در برابر غم و اندوه و زاری و خیلی موارد دیگر که در این کوتاه سخن نمی گنجد به جهانیان ارائه می کند. آیا اینها خواست و نیاز انسان و انسانیت نیستند؟

 

پرسشهای بیشماری دریافت می کنیم که اگر زرتشتی شویم مرتد می شویم ، گناه کبیره ! مجازات مرگ و … پاسخ این است که یک مذهب مزدور تا چه اندازه می تواند حق انتخاب را از شما بگیرد یا این خود شما هستید که چنین اجازه ای به آن می دهید!

و یا اینکه مگر می شود بدون آیین سدره پوشی هم زرتشتی شد؟ بله ، زرتشتی شدن ، شدنی نیست بلکه بودنی است ، باید برابر آموزشهای اشوزرتشت زندگی کرد ، آنگاه زرتشتی هستید و این چیزی نیست که یک آیین ویژه به شما بدهد هرچند این آیین ها و سنت ها هستند که در زنده نگاه داشتن دین و فرهنگ زرتشتی ما را یاری می رسانند پس بهتر است تا زمانی که شرایط شرکت در آیین سدره پوشی در ایران وجود ندارد شکیبا باشیم و در اولین زمان ممکن آن را انجام دهیم.

فراگیری و اجرای آموزشها و پیام اشوزرتشت نیازی به گواهی و کارت ندارد نیاز به پشتکار و خویشکاری ما دارد و اینکه تا چه اندازه بر باورهای خود پایبند هستیم. با شرایط موجود جای گله هم نیست که چرا نمی شود در جشن ها و آیین های زرتشتیان در ایران شرکت کرد، خوب مگر شما خودتان ایرانی نیستید و دین زرتشتی را انتخاب نکرده اید پس خود شما نیز می توانید آنها را فراگیرید ، گرامی بدارید و انجام دهید همانند دیگر جشن های ما ایرانیان از شب چله گرفته تا نوروز و دیگر جشن های ریز و درشت که در فرهنگ ایرانی بسیار زیادند و و آنها را گرامی می داریم و انجامشان می دهیم.

در بین خودتان کتابخانه های زرتشتی درست کنید و در اختیار دوستان و دیگر دوستاران قرار دهید نا گفته پیداست که هر نویسنده و انتشاراتی را نمی شود انتخاب کرد، خوشبختانه موبدان و زرتشتیان نویسنده و پژوهشگر کم نداریم و بهتر از همه آنکه کتابها را از انتشاراتی ها و کتاب فروشی های زرتشتیان فراهم کنیم. هر آگاهی و حرفی درست نیست چه بسا که در مورد دین زرتشتی دروغهای نا روایی زده اند که از روی دشمنی و ترس از گسترش دین زرتشتی است پس باید آگاهی های شایسته را از سرچشمه های درست کسب کنیم و فراگیریم، پرسش و پاسخ کلید و راهگشاست ولی باید از دانای آن پرسید ، طبیعی است که هیچ کسی برای درمان درد دندان پیش آهنگر نمی رود!

بیایید اندیشه را در زندگی خود دوباره راه دهیم و از روی آزادی اختیار دین زرتشتی را برگزینیم و در گسترش آن کوشا باشیم. با اندیشه ، گفتار و کردار نیک راه راستی را برگزینیم و خود را از خرافات و نادانی که بر ما تحمیل شده است رهایی بخشیم.

 

از خودمان شروع کنیم ، خانواده خود ، دوستان و آشنایان و … .

برای فرزندان خود نامهای ایرانی انتخاب کنیم چه بسا اگر خیلی از ایرانیان می دانستند که معانی نام های عربی که بر فرندان ایرانی خود می گزارند چیست و چه کوچک و تحقیر آمیز است هرگز چنین کاری با فرزندان خود نمی کردند.

تعصب و خرافات را از خودمان دور کنیم و یک ایرانی اصیل باشیم. بیایید یک بار برای همیشه دین زرتشتی را انتخاب کنبم و آینده بهتری برای فرزندانمان بسازیم. دین زرتشتی تنها یک دین نیست بلکه راه و روش برای بهتر زیستن است چه برای ما و چه برای جانوران و گیاهان.

نخستین دین یکتا پرستی و پیامی که اشوزرتشت 1768 سال پیش از میلاد همراه با سرودهای نیایشگونه خود در گات ها (کتاب دینی زرتشتیان) به ارمغان آورد نه تنها امروز بلکه در آینده نیز روشنی بخش راه و زندگی ما خواهد بود.

با دانش و اندیشه نیک آن را برگزینیم و با گفتار و کردار نیک برابر با آن زندگی کنیم.

ایدون باد.

زامیاد روز از ماه آذر 3753 زرتشتی. آرمین.

——————————————————————–

زرتشتی شدن

http://dinebehi.com/pe/index.php/2012-05-27-20-18-12

Dine Behi دین بهی   ,   #DineBehi

Please follow and like us:

گاهنامه های زرتشتی

گاهنامه های زرتشتی


تنها دریافت نکنیم، بخوانیم، اندیشه کنیم، فراگیریم و آموزش دهیم

 

گاهنامه های زرتشتی فرهنگی ایران


امرداد، هفته نامه فرهنگی خبری زرتشتیان

بر اساس شمارگان بدست آمده

28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42  43: 1 | 2  / 44: 1 | 2  / 45: 1 | 2   / 46: 1 | 2   / 47: 1 | 2   / 48: 1 | 2   / 49: 1 | 2   / 50: 1 | 2  / 51: 1 | 2   / 52: 1 | 2   / 53: 1 | 2   / 54: 1 | 2   / 55: 1 | 2  / 56   / 57  / 58: 1 | 2   / 59: 1 | 2   / 60: 1 | 2  / 61: 1 | 2   / 62: 1 | 2   / 63: 1 | 2  / 64: 1 | 2 | 3 | 4   / 65: 1 | 2   / 66: 1 | 2  / 67: 1 | 2   / 68: 1 | 2  /  69: 1 | 2  / 70: 1 | 2   /  71: 1 | 2   / 72: 1 | 2   – 73: 1 | 2   / 74: 1 | 2   / 75: 1 | 2   / 76: 1 | 2   / 77: 1 | 2  / 78: 1 | 2  /79: 1 | 2  / 80 / 81 / 82: 1 | 2   / 83: 1 | 2   / 84 / 85: 1 | 2   / 86: 1 | 2   / 87: 1 | 2  / 88: 1 | 2| 3 | 4   / 89: 1 | 2   / 90: 1 | 2 | 3   / 91: 1 | 2   / 92: 1 | 2  / 93: 1 | 2   / 94: 1 | 2   / 95: 1 | 2  / 96: 1 | 2   / 97: 1 | 2   / 98: 1 | 2  / 99: 1 | 2   / 100: 1 | 2  / 101: 1 | 2   / 102: 1 | 2  / 103: 1 | 2

ماهنامه زرتشتیان کالیفرنیا

بر اساس شمارگان بدست آمده

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 262728 – 29 – 30

چهره نما ، نشریه مرکز زرتشتیان کالیفرنیا

بر اساس شماره های نشریه که به دستمان رسیده

143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175176177178179 – 180 –

پارس نامه

بر اساس شماره های نشر یاقته

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 7980818283848586878889 – 90

ویژه : اشوزرتشت موبد شهزادی هند

ماهنامه اینترنتی برساد دانش آموز، ویژه کودکان و نوجوانان زرتشتی

پیش شماره – 1 – 2 – 3 – 4

پارس نامه کودک

بر اساس شماره های نشر یاقته

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44

مجله هوخت

(یکی از نحستین نشریه های زرتشتیان؛ 1329 تا 1363 ، 35 سال انتشار پیوسته ولی شوربختانه تنها چند نمونه از آن در دست است، اگر شمارگانی از این مجله دارید خوشحال می شویم که برای ما نیز ارسال کنید. با سپاس info@dinebehi.com )

بر اساس آنچه در دسترس است

16: 2 6 7 8 10 11 12

Hamazor, Publication of the world Zoroastrian organisation

2004: 123 4 / 2005: 12 3 4 / 2006: 1 2 3 4 / 2007: 1 2 3 4 / 2008: 1 2 34 / 2009: 1 2 34 / 2010: 1 2 3 4 / 2011: 1 2 3 4 / 2012: 1 2 3 4 / 2013: 1 2 34 / 2014: 1 2 3 4 / 2015: 1234 / 2016: 123 – 4 / 2017: 1 – 2 – 3 – 4 /

ویستا ، مجله داخلی انجمن زرتشتیان اصفهان

بر اساس آنچه بدستمان رسیده

39 41 42 43 – 44 – 45

امرداد نامه

بدون ترتیب

pre 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34

ویژه : مهرگان آذرگان بهمنگان دیگان چهار شنبه سوری آبانگان

مانتره سپند


 

Please follow and like us:

نور، آتش، آتشكده در آیین زرتشت

نام كتاب: نور، آتش، آتشكده در آیین زرتشت

نویسنده: موبد دكتر جهانگیر اوشیدری

چاپ: اول

سال انتشار: 1379

ناشر: مؤلف

شمارگان: 2200 نسخه

تعداد رویه: 64

ارزش: 4500 ریال

این كتاب كه یكی از آخرین یادگارهای موبد بزرگوار و دانشمند روانشاد دكتر جهانگیر اوشیدری است، اگرچه رویه (صفحات) زیادی ندارد، اما بسیار پرنكته و سراسر آموختنی است.

نور و آتش پدیده‌های رازآمیزی به شمار می‌روند كه چرخه حیات بی وجود آنها متصور نیست و نمی‌توان قومی را سراغ كرد كه در مجموعه فرهنگ و باورهای آیینی خود جایگاهی درخور به این دو موجود گریزان و جنبان نداده‌باشد. كتاب حاضر باورهای آیینی مربوط به نور و آتش نیز تاریخچه آتشكده را از نگاه آیین زرتشت‌، با اشاره‌هایی به نگرش اصحاب عقاید دیگر، برمی‌رسد.

یكی از ویژگی‌های كتاب، دیباچه‌ای است كه موبد اندیشمند و گرانقدر روانشاد موبد رستم شهزادی بر آن نگاشته‌است. در این دیباچه كوتاه، اما سراسر پند و آموزه‌های سودمند، آمده‌است:

«گفته‌اند فرهنگ و تمدن هر قومی زاییده محیط زندگی و نوع آب و هوا و خوراك و پوشاك آن قوم است. هرگاه محیط زندگی ملتی سرد و یخ‌بندان باشد، خوراك و لباس و آشامشان با قومی كه در محیط گرم و سوزان زندگی می‌كنند متفاوت بوده و این اختلاف محیط حتی بر فكر و اندیشه و نوع برداشتشان از طبیعت و خدا و دین اثر گذارده‌است.

قوم آرین در ابتدا در جایی بسیار سرد زندگی می‌كردند كه بنابر نوشته وندیداد ده‌ماه از سال زمین مستور از یخ و برف و فقط دو ماه هوای آن ملایم بوده‌است. در نتیجه نور خورشید و آتش از عوامل بسیار سودمند و حتی قابل احترام و ستایش تصور می‌شد، زیرا بدون نور و گرما زندگی برایشان سخت و دشوار بود؛ به‌طوری كه در آن محیط یخ‌بندان و سرد بهشت را جایی تصور می‌كردند كه حرارت و نور خورشید و آتش موجود باشد و برعكس دوزخ را جایی می‌دانستند كه سرد و یخ‌بندان و تاریك باشد. از این جهت در اوستا بهشت را جایی روشن و گرم و دوزخ را سرد و تاریك می‌دانستند. همین اختلاف محیط زندگی باعث به وجود آمدن تمدن‌های مختلفی شد كه قرن‌ها انسان‌ها بر سر آن با ملل دیگر به جان هم افتند و مردم دیگر را پلید و خدانشناس و كافر به‌خوانند و به‌كوشند تا فرهنگ خود را بر دیگران تحمیل كنند، ولو با جنگ و خونریزی باشد.

زمانی كه اسكندر مقدونی به ایران حمله كرد ملت ایران دارای تمدنی بسیار عالی و دین توحیدی بود، در صورتی‌كه یونانی‌ها هنوز در شرك و بت‌پرستی به سر می‌بردند. ولی تا آنجایی كه توانستند كوشیدند تا دین و فرهنگ و زبان خود را بر ما تحمیل كنند ولی عاقبت چه شد؟ معلوم است كه در پایان، گرچه ما با شمشیر سربازان اسكندر مغلوب شدیم ولی دشمن خود را با فرهنگ خود شكست دادیم و برعكس، دین و فرهنگ و تمدن خود ما به وسیله همان یونانی‌ها در كشور هلن یا یونان آن‌زمان گسترش یافت. با وجود این همه تاخت و تاز و كشتار و خونریزی باز هم می‌بینیم كه مردم روزگار از تاریخ درس عبرت نگرفته‌اند و هر ملتی می‌كوشد تا برتری تمدن و فرهنگ خود را به رخ دیگران كشد و آنان را به پذیرش مسلك و مرام و آیین خود وادارد. اینك كه خوشبختانه موبد دكتر جهانگیر اوشیدری مشاور عالی و عضو انجمن موبدان تهران و نویسنده آزموده و باسابقه فرهنگ و تمدن و دین نیاكان، در پی بازنمود و شرح ویژگی‌های آن برآمده، امید است دانشمندان فرهنگ و تمدن بین‌المللی به این نكته توجه بیشتری مبذول دارند و اجازه ندهند اگر موضوعی برخلاف آداب و رسوم ملی و فرهنگ آنان است در معرض بدگویی و اهانت دیگران قرار گیرد، زیرا به قول معروف؛ عقلی است در هر پیرهن – مغزیست در هر استخوان.»

كتاب افزون بر اشاره و دیباچه دارای چند فصل از جمله؛ شرحی درباره نور و فروغ و روشنایی و اخگر فروزان، آتشكده‌های پیش از زرتشت، آتشی كه جاویدان بود و نمی‌سوزانید و نگاه دیگران است.

فصل‌ها هر یك دارای بندهای گوناگون است كه در آن به مطالب مرتبط با آن فصل پرداخته شده‌است.

در بخشی از فصل «نور و فروغ و روشنایی و اخگر فروزان» آمده‌است:

آتش در اوستا نمودار فروغ خدا است. آتش اشوزرتشت، بیش از همه «مینوی» است. در یسنا (هات 7 بند 11) از پنج‌گونه آتش یاد شده و به هر یك جداگانه درود فرستاده شده‌است.

1-آتش برزی سَوَنگهه=بزرگ سود و آتش بهرام است.

2-آتش وُهُوفریان، آتشی است كه در بدن انسانی است (گرما و آتش غریزی).

3-اُروازیشت و آن آتشی است كه در رُستنی هاست.

4-آتش برق كه وازیشت است.

5- سِپِنیشتَه و آن آتشی است كه در گرزمان (گرودمان) جاویدان و خانه سرود پرتوافشان است.

اگر زرتشتیان رو به سوی نور دارند و آن را پرستش‌سو می‌دانند، برای نزدیك شدن به اهورامزدا، پروردگار و آفریننده كل است كه خود سرچشمه همه نورها (نورالانوار، شیدان‌شید) است.

آتشی كه در آتشكده‌ها‌، در مهرها، آدریان‌ها و آتش بهرام‌ها، چه در ایران و چه در هند و پاكستان فروزان است، یادگاری از فرهنگ و تمدن چندین هزارساله است كه نیاكان ما، با همه ناملایمات روزگار، آنها را تا به امروز فروزان نگه‌داشته‌اند، برای نمونه آتشی كه در آتش بهرام «اودوادا» در حدود یك‌صد كیلومتری بمبئی روشن است و ایرانشاه نامیده‌می‌شود، همان آتشی است كه ایرانیان پس از ساسانیان با خود به هندوستان بردند و پس از چند بار جابه‌جایی در «اودوادا» تخت‌نشین كردند.

نگهداری آتش و ایجاد آتشگاه و جایگاه نگهداری آتش یك سنت آریایی است و پیش از اشوزرتشت نیز رایج بوده‌است.

آتشكده‌های تهمورس، فریدون، تور، آدُرگشسب و كیخسرو از جمله آتشكده‌های پیش از اشوزرتشت به شمار می‌روند.

نور كه زاییده آتش است‌، نزد همه اقوام گرامی است. در بیشتر كتاب‌های آسمانی، خدا نور محض، نور حقیقی و یا نورالانوار است. انوار مادی و جهانی، نمونه و مظهری از نور حقیقی است. این است كه ایرانیان باستان، نور را پرستش سوی خود قرار دادند و رو به نور، نیاش اهورامزدا را به جا می‌آورند، تا به نور حقیقی نزدیك‌تر شوند.

قابل توجه این كه پرستش سوی (قبله) نور است نه آتش! و این تجلی نوركل است كه دل را گرما و روان را صفا می‌بخشد.

همه پاك نهادان و یكتا‌پرستان دنیا خداوند را نورالانوار می‌دانند.

در بخشی از فصل «آتشی كه جاویدان بود و نمی‌سوزانید» هم شرح بیشتری درباره انواع آتش و آتش زرتشت نوشته شده‌است:

به موجب روایات پهلوی و بندهش، «نور» و «آتش» كه منبع آن است، برای ادامه حیات جهان مادی از عالم مینوی به جهان مادی فرو فرستاده‌شد و حرارت غریزی و آتش درون مردمان، از آن است كه پس از خاموشی پیكر جاندار، به سردی گراید و حیات قطع شود.

 

در گاتها در سرود 42 بند 4، اشوزرتشت می‌فرماید:

«دهنده آرزوهای نیك ما، اهورامزدا است، و به وسیله آتش، یعنی ذهن روشن و پاك، و اشا، روح نظم و راستی، از وهومن، عقل یا وجدان می‌یابیم.» یعنی به آرزوهای نیك، به وسیله آتش و نور و آن‌چه كه پیرو آن آید، خواهیم رسید.

در نظر بیاورید، عده‌ای نمازگزار كه در آتشكده گرد آمده‌اند تا اعلام وفاداری خود را به دین بهی تكرار و تأیید كنند. آتش و نور تابناك آن، چون قبله‌ای روشن در برابرشان فروزان است. او مظهر سِپنتامینو، صفت آفریدگار است. نمودار روشنایی ازلی و ابدی است كه خداوند برای پیشرفت آفرینش آفریده است. همه باشندگان از روی جان و دل و خرد، خدای دانا را نماز می گزارند.

 

به دوران اوستایی برگردیم

«در عصر اوستا، آتش مظهر و نشانه پاكی و طهارت بود و مردم آن‌را گرامی می‌داشتند. این یك سنت و رسم و روش قوم آریا بود كه به اجاق خانواده و روشن نگه‌داشتن آن اهمیت می‌دادند و اگر آتش اجاق سرد می‌شد آن را بدشگون می‌دانستند، كه بعدها آتشكده‌ها در آن آتش اجاق صنوف و دسته‌های گوناگون با هم یك‌جا جمع شده، خود «قبله» و «پرستش سوی» مردم شد و نور فروزان و تابناك آن، خود نموداری از نور كل، یعنی خداوند بود.

پنج نوع آتش: در پیش از پنج نوع آتش به كوتاهی یاد شد كه مشروح تر آن چنین است:

نخست- كه عالی‌ترین است بنام سپنیثتَ، آتشی است كه در عرش اعلی در گرزمان یا گرودمان فروزان است كه آتش معنوی و درونی و نور كل است، نه آتش مادی كه با هیزم می‌سوزد.

دوم- بِرِزی سَوَنگهَه كه به بلند سوت (بزرگ سود) ترجمه شده، و آن آتشی است كه در جمادات، در سنگ و آب نهان است و به اسم عمومی آتش بهرام خوانده شده‌است.

سوم – وُهوفریان- آتشی است كه در كالبد انسانی وجود دارد و همان حرارت غریزی است و نشان حیات است.

چهارم – اُوروازیشت – آتشی است كه در رستنی‌ها و چوب‌ها موجود‌است و سبب شادابی و بالندگی آنها می‌شود.

پنجم- وازیشته – كه در همه ذرات و رعدوبرق هم وجود دارد و نتیجه دو نیروی همستار یا ضد (هم‌چون مثبت و منفی) است.

این‌ها، آتش معنوی‌اند كه خداوند در دل آفریدگانش به ودیعه سپرده است‌. جا دارد از یك نوع آتش دیگری كه به شكل فّره یا خَوَر ناگویند و به موجب اوستا «فَرَ» موهبتی است اهورایی كه به قلب هركه بتابد بر همگان برتری یابد.

آتش دیگری كه خارج از پنج نوع آتش‌های یاد شده‌است، آتش معمولی است كه با چوب و هیزم می‌سوزد و جز جنبه مادی و فیزیكی جنبه دیگری ندارد، مگر آن‌كه فروغش ما را به فروغ بیكران و جاودانی اهورایی رهنمون شود. بر هر زرتشتی واجب است تا دل خود را به نور اندیشه و گفتار و كردارنیك روشن سازد تا با صفت سپنتا‌مینویی بر انگره‌مینو و نیروهای اهریمنی پیروزی یابد.

این كه اشوزرتشت ما را به توجه به نور و سوی آن توصیه فرموده، برای آن است كه نور سوی و طرف ندارد. ماه و خورشید را در آسمان نگاه كنید، نورشان به همه سو پراكنده شده و پرتو افشانی می‌كند و شمال و جنوب و مغرب و مشرق ندارد و در همه‌جا تابان است و این گردش افلاك است كه ما صبح خورشید را در طرف مشرق و نیمروز در بالای سر و شامگاهان در غرب می‌بینیم كه مربوط به حركت وضعی زمین در فضا و بدور خود و خورشید است.

 

آتش زرتشت

در پیش اشاره‌ای به این آتش شد. در روایت است كه زرتشت آتشی به همراه داشت كه بی دود بود و كسی را آزار نمی‌داد و برگنبدی نشانده به خودی خود افروخته‌بود و زوال نداشت.

این نكته اولاً كنایه از آتش حقیقت است كه دین مازدیسنی باشد، كه ابداً تیرگی و دود و آلایش در آن نیست و برای فروزش آن آلات و ادوات مصنوعی لازم نمی‌آید و «فروغ بخشی» آن‌را كاری نمی‌باشد. سراسر تابش، حقیقت و نور معرفت است و بر هر فرد زرتشتی و دین‌دار واجب است كه آن آتش را برفراز گنبد قلب خود روشن كند و خویش و بیگانه را به جاده حقیقت شناسی دلالت كند. ثانیاً آتش معنوی، همان آتشی است كه ضمیر انبیاء و پیامبران را چون خود تلطیف و روشن ساخته‌است كه توانسته‌اند دور از غوغای مادیات پیام‌آور وحی و الهام‌های اهورایی باشند. وجود آدمی و موجودات و جمله ‌كائنات هر یك به فراخور خود آتشی دارند كه موجود حیات آن‌ها است و اگر این آتش در وجود ایشان نباشد مرگ آنها در پیش است. عقل و شورمندی و علاقه، شعور، فهم، فراست و كیاست، اندیشه، غیرت، هوش و… اینها كه وجود و صورت ظاهری ندارند، با آتش درون كار می‌كنند. اینها قوای لطیفه‌اند. اینها نیروهایی هستند كه بشر را به مقام عالی و مراتب بالا و روحانی می‌كشانند و رهبری می‌كنند. به عبارت دیگر، آتش درونی وجود انسان، تولید آتشی دیگر كه همان آتش حقیقت باشد، می‌كند و سعادت و نیك‌بختی می‌آورد. بدین‌ترتیب است كه می‌فرماید: «مس و وه و پیروزگرباد، دادار اورمزد رایومند و خروهمند و هروسف آگاه.»

سرانجام معرفی این كتاب سودمند را با شرح كوتاهی از زندگی‌نامه روانشاد موبد اوشیدری به پایان می‌بریم كه پشت جلد كتاب را زینت داده‌است.

موبد دكتر جهانگیر اوشیدری، مولف اثر حاضر، در سال 1299 در خانواده‌ای كه پشت در پشت موبد بودند زاده شد و تحصیلات خود را تا دریافت دانشنامه دكترای دامپزشكی ادامه داد. سپس به موازات اشتغال رسمی در نیروی زمینی ارتش كه تا زمان بازنشستگی با درجه سرتیپی در سال 1351 ادامه داشت‌، به تحقیق در امور فرهنگی و دینی جامعه زرتشتی سرگرم بود و همچنان در این زمینه فعال است.

از آثار وی، جز كتاب حاضر و صدها مقاله در زمینه‌های دینی و فرهنگی و حرفه‌ای، می‌توان از كتاب‌های دانشنامه مزدیسنا، تاریخ زرتشتیان، یادداشت‌های ارباب كیخسرو، اسب در فرهنگ ایران‌، تاریخچه دامپزشكی و نتایج هجدهمین كنگره بین‌المللی دامپزشكی (3جلد) نام برد.

Please follow and like us: