به ما بپیوندید                 

جایگاه فرشته در دین زرتشت



 

 در گاتهای زرتشت، از فرشته (ایزد) سخنی نرفته است هر چند از «سروش»، «آذر» و «اشی» نام برده شده است بدون آنکه آنها را فرشته (ایزد) بخواند. تنها در نوشته های پس از گاتها عنوان «ایزد» به آنها داده شده است. در نوشته های دینی بعد از گاتها از ایزدان بسیاری نام برده شده است و شاید شمار آنها از هزار فزون تر باشد و حتی نیایشهایی برای برخی از آنها نوشته شده است. گروهی از دانشمندان باور دارند که «موضوع فرشته از دین زرتشت وارد سایر ادیان از جمله دین یهود شده و از آنجا به دیگر ادیان ابراهیمی راه پیدا کرده است» دکتر فرهنگ مهر اعتقاد دارد که این ادعا حقیقت ندارد. او به هانری کربن نیز در این خصوص اعتراض دارد. هانری کربن معتقد بود که فرشته شناسی مهم ترین بخش دین زرتشت است. فرشتگان در اوستای جوان تر آمده اند و «ایزد» خوانده می شوند که به معنای شایسته نیایش است. در چگونگی ورود آنها در اوستای جوان تر، دیدگاه های چندی وجود دارد. بیشتر ایزدان، خدایان پنداری هستند که آریاییان ایرانی پیش از اشوزرتشت، آنها را می پرستیدند. اشوزرتشت که یکتاپرستی را آموزش می داد، حتی نخواست نامی از خدایان پنداری درگاتها ببرد. از این رو می بینیم که حتی از «میترا» که یکی از خدایان مهم پیش از زرتشت بود، نامی در گاتها برده نشده است. پیش از زرتشت، مغان، پاسداران دین و پسران خدایان پنداری بودند. پس از گامیابی اشوزرتشت به گسترش یکتاپرستی، بازار مغان از گرمی افتاد. به نظر می رسد که در سده های بعدی، این خدایان پنداری با پایین آمدن پایگاهشان به نام ایزادان (فرشتگان) آفریده اهورامزدا در نوشته های دینی وارد شدند و به صورت پاسداران عناصر طبیعت، نگاهدارنده و میزان ارزشهای اخلاقی اهورایی و داور رفتار آدمیان، انجام وظیفه می کردند. و این به خودی خود، کار زیبایی بود. هر چند «فرشته» دربیشتر دینها هست ولی طبیعت و کار آنها در دینهای مختلف، متفاوت است. بنابراین بهتر است در دین زرتشتی از «ایزد» گفت و گو کنیم و نه از «فرشته» تا اشتباهی پیش نیاید. اگر ایزدان را در معنای تاریخی و فلسفی آنان بپذیریم، باید به ژرف بینی و دورنگری خردمندانی که با پافشاری بر تقدس طبیعت و عناصر آن، در نگاهداری محیط زیست کوشیده اند، درود بفرستیم. بی خود نیست که امروز دانشمندان، از دین زرتشت به عنوان نخستین دینی که به حفظ محیط زیست توجه کرده است یاد می کنند. «ایزد» درگاتها نیست و ساخته نوشته های پس از اشوزرتشت است که در نوشته های دینی راه می یابد و شماره آنها با گذشت زمان افزون شد و از هزار بالاتر رفت.

 

تقسیمات ایزدان

ایزدان را بنا به اهمیت به بزرگ و کوچک بخش می کنند. برای نمونه میترا (مهر) ایزدی بزرگ ولی اشی (پاداش نیکی) ایزد کوچکی است. از دیدگاهی دیگر، ایزدان را به دو گروه مینوی و مادی بخش کرده اند. ایزدان مینوی پاسداران رفتارها و چیزهای مینوی هستند مانند رشن (راستی )، ورهرام (پیروزی)، و آخشتی (صلح و آشتی)، دانا (وجدان یا دین)، چیستی (دانش)، رتا (دهشمندی) و ایزدان مادی پاسداران چیزهای مادی هستند مانند هوخشترا (خورشید)، منگها (ماه)، ونت (ستاره)، تیشتر (باران)، زم (زمین). مهر (میترا) از مهم ترین خدایان آریایی است که جای خود را با نام ایزد (فرشته) در فرهنگ زرتشتی استوار کرده است. درازترین یشت در نیایش مهر سروده شده است. او نیرومند، کوشا، درست، باشکوه و بدون گذشت است. از نظر اخلاقی، میترا پاسدار راستی (از این بابت همکار رشن) و پاسدار پیمان (قرارداد) است. هر کس پیمان شکنی کند، مورد باز خواست میترا است و تنبیه می شود. از نظر دنیایی، میترا پاسدار نور (از این بابت همکار ایزد هورخشئتا یا خورشید) و نگهبان کشتزارهاست. سروش، آموزگار و پیام آور دین است. او گوش جهانی همه نیکوکاران (اشوان) و آورنده پیامهای اهورایی برای آنهاست. زرتشت آرزو می کند که مردمان آن گونه رفتار کنند که سروش با همه ی آنها در ارتباط باشد. در اوستا ایزدانی منسوب به وجدان و دین (دانا)، دانش (چیستی)، بخشندگی (رتا)، صلح و آشتی (آخشتی)، پیروزی (ورهرام یا ورترغنه)، تندرستی (آریامن)، پاداش نیک (اشی) و شادمانی زندگی (رمان)... هستند.

 

اهورا مزدا

با آنچه درباره ایزدان گفته شده و با همه زیاده رویهایی که در نیایش برخی از آنها شده است، (در تیریشت اهورامزدا از ایزد تشتر درخواست می کند که به میزان باران بیافزاید!) سنت نیایش ایزدان با دانستن اینکه آنها فروزه و آفریده خداوند هستند پسندیده و پذیرفتنی است. خلاصه آنکه اشوزرتشت به یک آفریننده و نگاهدارنده جهان باور داشت. آفریننده و نگاهدارنده ای که بر همه چیز دانا و توانا و در خور ستایش است. او در همه جا هست. او بی کران، جهان برونی، جهان درونی و اهورایی است. او کلی است و همه هستیها از اوست. او دست اندرکار «هستی» است، او آغاز و انجامی ندارد. آدمی که جزئی است، نمی تواند کلی (اهورامزدا) را ببیند و یا آن را به درستی تعریف کند. اهورامزدا را تنها از راه فروزه هایش می توان شناخت. او دهنده خوبیهاست و بدی در آستان او راه ندارد. او سازنده است و ویرانی نمی شناسد. او از هستی خود می دهد و پدید می آورد. او گوهر و دهنده خرد، راستی و داد، آرامش و مهر، نیروی برگزیده و شهریاری اهورایی، رسایی و فراگیری، جاودانی و بی مرگی است. آفرینندگی، دهندگی و سازندگی یک فراگرد پویا و در فروزه سپنتامینیو همیشه با اهورامزدا بوده و هست. نظام هستی و پیشرفت بنابر قانون دگرگونی ناپذیر اشا پیوسته در جریان است. آدمی در تصویر (شبه اخلاقی) اهورامزدا پدید آمده و دارنده پرتوی از فروزه های اهورایی است و این امر آدمی را همکار اهورامزدا می کند تا با کاربردن آزادی خود، با بهره بری از خرد، وجدان، بینش و کارکردن، طبق قانون اشا، جهان را پیشرفت داده و خود به سرمنزل شادی و روشنایی برسد. آنان که به دروغ و بدکاری بگروند، به اندوه و افسوس دچار می شوند. از خود و خداوند بیگانه می گردند. اهورامزدا جهان و آدمیان را در خرد (وهومن) پدید آورد، در وجدان (دانا) شکل داد، در سازندگی (سپنتامینیو) نمود خارجی بخشید و در راه راستی و داد (اشا) پیشرفت داد، با آرامش و مهر (آرمیتی) هم آهنگی بخشید تا با نیروی اهورایی و خوبی (خشترا) به رسایی (هاروتات) و جاودانگی (امرتات) برسند.

 

برگرفته از کتاب دیدی نو از دینی کهن

http://californiazoroastriancenter.org/Professor_Mehr/viewer2.htm

 

اطلاعات اضافی