فتوا در دین زرتشتی

فتوا در دین زرتشتی


انجمن موبدان تهران با انتشار پیامی به بررسی فتوا در دین زرتشتی پرداخته است.

در ادامه مطلب دیدگاه انجمن موبدان تهران در مورد وچر، کارکرد و انواع آن را بخوانید:

به خشنودی اهورامزدا 

از سوی انجمن موبدان تهران به تمام گرامی اعضای ارگا ن های رسمی هازمان زرتشتی و همه همکیشان ارجمند و فرهیخته    

با درود به فر اشوزرتشت اسپیتمان و همه موبدان و بخردان و دین باوران و دین یاوران زرتشتی که در درازای تاریخ پرافتخار و پر از گرفتاری زرتشتیان از این دین و فرهنگ اهورایی به بهترین نحو ممکن پاسداری کردند. و با درود بر فرد فرد جامعه زرتشتیان امروز، از پیر و جوان و خرد و کلان، که در هر پست و مقامی که هستند، در راه درک درست دین و پاسداری از همه ارزش های کیش زرتشتی، با تمام توان کوشش می کنند، تا به بهترین شکل ممکن این امانت چند هزار ساله را، بهتر و پاکتر و پربارتر از همیشه، به آیندگان بسپارند و این آخرین حلقه زنجیر محکم چهار هزار ساله را به زنجیر نسل آینده به درستی و با دقت پیوند دهند.  

از آنجا که هر جامعه متمدنی برای اداره امور داخلی خویش، به مدیریت یکپارچه نیاز دارد، هر بخشی از امور اجتماعی را تحت  مدیریتی واحد، به ارگانی ویژه اختصاص داده تا هر کدام بر اساس دانش و تخصص و ویژه گی های  مادی و مینوی خویش، بتوانند  آن بخش از امور جامعه را به راستی و درستی، بر پایه عرف و اساسنامه و قانون، اداره نمایند و در نتیجه هر جامعه با فرهنگی، بتواند بر پایه ارزش های مدنی، به وحدت  مدیریت سازنده و پیشرو و قوانین اجتماعی استاندارد شده، دست یابد.

جامعه زرتشتیان ایران نیز که از فرهنگ و تمدنی چند هزار ساله  برخوردار می باشند. از باستانی ترین دوران، اداره امور بخش مینوی جامعه زرتشتیان را به انجمن مغان سپرده است. و در ایرا ن امروز بر اساس عرف و قانون انجمن موبدان تهران «تنها مرجع   عرفی و رسمی و قانونی مینوی(دینی و فرهنگی) جامعه زرتشتیان ایران» می باشد که وظیفه اصلی آن پاسداری از اصول دین و فرهنگ زرتشتی و یاری به آموزش و افزودن دین داری و دین یاری در بین مردم و جلوگیری از دین بازی و دین سازی می باشد.  ازاین رو چه از دیدگاه عرفی (فرهنگی) و چه مدنی (قانونی)، دیدگاه نهایی و رسمی انجمن موبدان تهران که پس از بررسی  کارشناسی و دقیق، پس از تصویب و ثبت در دفتر هیات مدیره و بر روی سربرگ انجمن موبدان و با امضای رییس و در صورت نبودن رییس، معاون انجمن و مهر انجمن با ثبت در دفتر اندیکاتور و شماره و تاریخ، توسط دبیر گرامی به فرد یا ارگان پرسش گر،   به اطلاع عموم می رسد، از نظر عرفی و دینی و رسمی و قانونی «وچر» نامیده و شناخته می شود که هر چند با واژه «فتوا» درادیان دیگر مشابهت دارد ولی از نظر مفهومی در دین و فقه زرتشتی دارای ویژه گی های می باشد که برای اطلاع عموم در زیر کوشش می شود که به دقت توضیح داده شود:

اول: وچرهای حقوقی: که به جنبه عمومی و زندگی اجتماعی زرتشتیا ن مربوط می شود و روابط قانونی جامعه زرتشتیان را که  کاملا حقوقی  است و باید بر اساس حفظ اصول و موازین دین و فرهنگ زرتشتی و با توجه به زمان و مکان صادر شده و جنبه قوانین حقوقی فقهی جامعه زرتشتیان است و «بایست و نابایست های قانونی» دین زرتشتی را تعیین می کند و جزیی از قوانین تکمیل کننده احوال شخصیه زرتشتیان می باشد که چون زرتشتیان نیز همانند سایر اقلیت های مذهبی تابع احوال شخصیه و قوانین  مذهبی خود می باشند، قانونا برای مراجع قضائی محترم کشور جمهوری اسلامی ایران نیز برای زرتشتیان  لازم الاجرا بوده و می باشد. مانند اینکه «زرتشتی قانونا حق ندارد که بیش ازیک زن اختیار کند» یا «ارث پسر و دختر زرتشتی برابر است» و یا «در دین زرتشتی طلاق اختیاری نیست» و سایر مفاد قانونی دین زرتشتی که در احوال شخصیه زرتشتیان آمده و در موارد ضروری     باز هم به آن ملحق خواهد شد. که اگر بهدینی خلاف آنرا انجام دهد به اصطلاح بهدینان، «گناه گیتوی» انجام داده و مستوجب   پادافره گیتوی است. 

ثانیا » وچرهای مذهبی یا دینی فرهنگیدین زرتشتی مردم را صاحب خرد(من) و وجدان(دائنا) می شناسد. بنابراین در مورد زندگی شخصی و امور خصوصی زرتشتیان، کوشش داشته و دارد که دخالت مستقیم نداشته باشد. بلکه «بایست و نابایست و  شایست و ناشایست دینی فرهنگی یا مذهبی» که هم میهنان مسلمانمان این دسته از امور را «معروف و منکر» می خوانند و کاملا    جبنه دینی و مذهبی در دامنه زندگی خصوصی زرتشیان را دارد و رعایت کردن کامل آن برای هر بهدینی که دین زرتشتی را برای  خود برگزیده است، از روی خویشکاری(تکلیف) لازم الاحترام و لازم الاجرا می باشد. که در این موارد نیز انجمن موبدان بر پایه دین و فرهنگ زرتشتی، «وچرهای» کارشناسی با ذکر دلائل دینی و مذهبی و علمی و منطقی صادر می نماید. در این موارد   انجمن موبدان تهران و هیچ موبد و موبدیار و هیچ بهدینی و هیچ ارگانی نیز حق ندارند که مردم را به اجرای این چنین وچرهایی مجبور کنند. بلکه انجمن موبدان و بقیه موبدان و موبدیاران و آموزگاران دینی و سخنرانان دینی و مسئولین اجتماعی جامعه بهدینان، خویشکاری(تکلیف) دارند که مردم را با ایراد سخنرانی و نوشتار و برپایی جلسات دینی ومذهبی و توصیح علمی و کارشناسی خردمندانه(علمی و اخلاقی) در ارتباط با آن وچر، به لزوم اجرای این چنین دیدگاه هایی که جنبه خصوصی و فردی زرتشتی زیستن دارد، آگاهی دهند و بهدینان را به اجرای هر چه بهتر این گونه وچرها و عمل کردن درست و خردمندانه آنها ترغیب و تشویق نمایند و هرگز حق ندارند که ضد آن باورها را در بین جامعه ترغیب و تبلیغ نمایند. که ما زرتشتیان از دوران باستان باور داشته ایم که اگر بهدین به این چنین وچرهایی توجه کرده و انجام دهد، «کرفه(ثواب)» دارد و اگر توجه نکرده و عمل ننماید «گناه مینو» انجام داده و روان بهدین پادافره آن را دریافت خواهد کرد: مثلا «لزوم پوشیدن سدره و کشتی» یا «نه انداختن سفره به نام بی بی سه شنبه یا شاه پری» یا «لزوم نخوردن گوشت در روزهای نبر». یا «لزوم  پنج وعده نماز خواندن». «یا نگفتن دروغ به هربهانه ای» و غیره. از این روست که همواره گفته شده و می شود که ما زرتشتیان «توصیه به معروف و توصیه به منکر داریم» ولی «امر به معروف و نهی از منکر نداریم» یعنی به بهدینان امور شخصی و خصوصی زرتشتی زیستن را توصیه می کنیم ولی امر و نهی نمی کنیم و در این موارد این خود شخص بهدین است که با آگاهی و احساس مسئولیت در برابر خدای خود و وجدان و اخلاق فردی و اجتماعی، مسئول و پاسخ گو باشد.    

 ثالثا: وچرهای قراردادی: وظیفه اصلی انجمن موبدان تهران پاسداری ازاصول دین و فرهنگ زرتشتی است و هرگز نباید به خود اجازه دهد که وچری غیر از اصول و فروع دین دهد که مثلا «راه در جهان یکی نیست.» یا «اندیشه و گفتار و کردار هم نیک نشد، عیبی ندارد» و یا مثلا روز زایش یا درگذشت اشوزرتشت. یا روز زن، یا روز جشن مهرگان یا جشن سده و غیره، را که ریشه در تاریخ چندهزار ساله این دین و فرهنگ اهورایی دارد. یا اصول سنت ها و آداب ها که مشخصه و شناسه دین زرتشتی است و این گونه باورهای دقیقا دینی و فرهنگی را که جزیی از اصول باورهای زرتشتیان است، را عوض کند و حتی کوچکترین تغییری دهد. ولی در مورد چگونگی اجرا یا تغییر مواردی که قراردادی است و نمی تواند و نباید جنبه ثابتی داشته و همواره به همان شکل  گذشته که با زندگی آن روز بهدینان هماهنگی داشته است، به اجرا درآید و باید بسته به زمان و مکان و شرائط اقتصادی و اجتماعی زرتشتیان امروز به روز شود. بر اساس عرف و قانون انجمن موبدان تهران خویشکاری دارد که برای ایجاد وحدت  مدیریت در بخش مینوی جامعه زرتشتیان، کتبا و رسما نظر کارشناسی دینی بدهد.  که براستی این  از  خصوصیات ویژه و مهم و شاخص دین و فرهنگ ما زرتشتیان می باشد که اشوزرتشت در گاتاها کتاب آسمانی زرتشتیان، از هیچ شریعت ویژه ای جز حرام کردن قربانی و چند دیدگاه مهم و اساسی «انسانی زیستن» دیگر، دستوراتی شرعی نداده است. و از آغاز دین زرتشتی، انجمن مغان را که در حدود چهل سال خود اشوزرتشت، ریاست آنرا به عهده داشت سپرده است. بنابر این اصل، انجمن موبدان تهران مثلا در مورد حذف برخی سنتهای وارداتی که مغایر با اصول دین و فرهنگ زرتشتی است و تغییر چگونگی اجرای سنت ها متناسب با زمان و مکان و وضعیت اقتصادی و اجتماعی زرتشتیان امروز و به روزکردن آنها بر اساس حفظ اصول و اندیشه های پشت آن سنت ها». و یا «انتخاب برخی روزهای بیادماندنی که در تقویم از دوران باستان نبوده است و امروزه لازم است که با توجه به اینکه   همه جهانیان بر آن هستند که هر روزی از سال را به مناسبتی به مسئله ای مهم در اجتماع اختصاص دهند و سخنرانان را برانگیزند که در آن روز به آن موضوع اجتماعی مهم بیشتر توجه شود و مردم را بیشتر به مفاهیم آن روز ویژه آشنا کرده و به لزوم توجه به پایبندی و اجرای آن مفهموم ویژه و رعایت کردن آن موضوع و فرهنگی شدن آن، دعوت کنند. این روزها را می تواند و از نظر عرفی و قانونی، خویشکاری دارد که، بسته به زمان و مکان و با توجه به اصول دین، پس از بررسی کارشناسی انتخاب و پس از تصویب نهایی در دفتر انجمن ثبت و آنگاه «برای نظر خواهی نهایی به افکار عمومی» می گذارد. این گونه وچر سوم، چون یک وچر دینی و مذهبی نیست. بلکه یک وچر کاملا قراردادی و اجرایی است. پس از هم اندیشی به بهدینان و دفاع از دیدگاه انجمن موبدان تهران به رای صاحب نظران(و نه هر فردی از افراد زرتشتی که در آن رشته نه تخصصی دارند و نه تبحری و نه نظری  کارشناسی) انتخاب می کند. طبیعتا این نوع وچر نهایی هم امری نیست که قابل تغییر نباشد و می تواند که انجمن موبدان بعدی اگر لازم دید آنها را باز هم بسته به زمان و مکان و شرائط روز به طور کارشناسی و خردمندانه عوض کند. چرا که یک مسئله کاملا قراردادیست و تغییر آن مانع دینی و فرهنگی ندارد و به کسی هم نباید بر بخورد. چرا که اصولا در دین زرتشتی انجمن موبدان تهران که متولی پاسداری از ازرش های دینی و فرهنگی چند هزارساله است، در ارتباط با وچر دادن می باشد، در این گونه موارد نیز همواره مهم ترین مسئله، حفظ منافع دینی و مصالح کل جامعه زرتشتیان، می باشد. 

چکیده: حال برای روشن شدن بیشتر موضوع، بطور بسیار خلاصه باید گفت که پرسش هایی که از انجمن موبدان می شود و پاسخ  رسمی که انجمن موبدان تهران بر روی سربرگ انجمن و با مهر انجمن موبدان صادرمی کند سه نوع است:  

1.      پرسش های حقوقی دینی که انجمن موبدان تهران پس از بررسی کارشناسی دینی و فرهنگی، و اگر لازم بود با مشاوره با کارشناسان  حقوقدان زرتشتی، دیدگاه نهایی خود را بصورت رسمی بر روی سربرگ و با ذکر دلیل به مراجع زی صلاح یا پرسش گر اعلام می نماید.(مثلا در مورد «مرگ مغزی». «تلقیح مصنوعی». «سن شرعی کبیرشناخته شدن دختر و پسر زرتشتی» و غیره. این نوع پاسخ ها وچر دینی شناخته شده و تکمیل کننده احوال شخصیه زرتشتیان به حساب می آید و همیشه مراجع محترم قانونی کشور نیز   دیدگاه رسمی انجمن موبدان تهران را حجت دانسته و رسما به عنوان تکمیل کننده احوال شخصیه به اجرا گذارده و می گذارند.  که  بنا به پیشنهاد جناب آقای دکتراختیاری، همه ساله به نماینده محترم زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی ایران اعلام می گردد تا آنها را از طریق مراجع رسمی، قانونی کرده و به احوال شخصیه اضافه نمایند.

2.      پرسش های مذهبی زرتشتیان همانند «نیانداختن سفره به نام شاه پری یا بی بی سه شنبه». یا «نرفتن سر گور، پس از غروب آفتاب» وغیره، این نوع پرسش ها بطور رسمی و با ذکر دلائل کارشناسی داده می شود که از نظر دینی نیز وچر شناخته می شود. و در اختیار بهدینان گذارده می شود تا همگی تکلیف دینی و مذهبی خود را بدانند و همانگونه که زرتشتیان خویشکاری دارند که به جزئیات آن پای بند باشند و عمل کنند، هیچ کس و هیچ ارگانی حق ندارد، این دیدگاه را به زرتشتیان تحمیل کنند.    

3.      پرسش های تغییر شکل اجرای برخی سنن و آداب بسته به زمان و مکان و موقعیت اقتصادی و اجتماعی زرتشتیانیا انتخاب روزهای قرادادی مانند روز حمایت از پرندگان. روز حمایت از حیوانات. روز بزرگداشت پدر. روز گرامیداشت آب. روز گرامیداشت آب یا آتش وغیره، که انجمن موبدان پس از بررسی لازم و کافی و تصویب آن درجلسه رسمی و ثبت در دفتر که همه اعضاء باهم با دلائل کافی به یک نتیجه رسیدند، به افکار عمومی ارجاع داده می شود تا پس از مشورت با صاحب نظران بهدین، به نتیجه قطعی رسیده و به افراد یا ارگان های مربوطه رسما اعلام نموده و ارجاع  دهد.

به هرحال در مورد وچر نوع(حقوقی) اول، برای جامعه زرتشتیان و دادگاه های سراسر کشور لازم الاحترام و الزام الاجرا بوده و می باشد. در مورد وچر نوع دوم(فقهی)، از بهدینان انتظار می رود که همانند همه پیروان ادیان و مکاتب دیگر در جهان، به مدیریت مینوی جامعه خویش احترام گذارند و به انجام رسانند ولی چون یک مسئله شخصی است، اجباری در کار نبوده و نباید باشد. فقط از دیدگاه دینی، گناه مینوی محسوب می شوند و روان بهدین چه در این جهان و چه در جهان واپسین باید پاسخ گو باشد. در مورد وچر نوع سوم، (وچرهای مذهبی در زمینه قراردادهای اجتماعی زرتشتیان) هر چند که بر استدلال های منطقی علمی و دینی منطبق است،  ولی چون یک مسئله قراردادی و اجتماعی است و هدف آن پاسداری از ارزش های دینی و فرهنگی و اموزش و تبلیغ نیکی و راستی در بین جامعه زرتشتیان می باشد، هر زمان که براستی دلیلی قوی تر از آن پیدا شد، قابل تفسیر و تغییر می باشد. 

بدیهی است که وچرهای انجمن موبدان تهران برای اعضای انجمن موبدان و سایر موبدان و موبدیاران گرامی و سخنرانان و آموزگاران دینی سراسر کشور، عرفا و قانونا و بر اساس قسم نامه و تعهدی که داده اند و پیمانی که بسته اند، در تمام موارد فوق، لازم الاجرا می باشد. از انجمن ها و ارگان های زرتشتی نیز انتظار است که در تمام  موارد قانونی، که باید به نوعی با قوانین دینی و مذهبی زرتشتیان برابری و هماهنگی داشته باشد را، لطف فرموده و تنها به انجمن موبدان تهران ارجاع دهند، تا وحدت مدیریت مینوی بطور کامل در جامعه زرتشتیان هر چه بیشتر استحکام یابد و هرگز اختلاف رای و نظر رسمی و قانونی برای بهدینان درهیچ موردی پیش نیاید. به یاری اهورامزدا.

از اهورامزدا، خداوند جان و خرد می خواهیم که توفیق خدمت گذاری هر چه بیشتر، به همه اعضای ارگان های زرتشتی  و از جمله هموندان انجمن موبدان تهران بخشش بفرماید تا بتوانیم همه بهدینان به آن دانایی و آن خردمندی برسیم که همگی بتوانیم، بر پایه مدیریتی یک پارچه، به همه مسئولیت های خویش عمل کنیم.

ایدون باد. ایدون ترج باد. 
با سپاس بی کران: موبد دکتر اردشیر خورشیدیان. رییس انجمن موبدان َتهران. آدینه ماه ایزد و آذرماه 3747 دینی زرتشتی- 6/9/88
(پخش مجدد در جشن فرخنده زایش اشوزرتشت. بین همکیشان زرتشتی ساکن یزد. خورداد و فروردین ماه 3748 دینی زرتشتی. 6/1/89هجری شمسی)

برگرفته از تارنمای برساد

تمکین در کیش زرتشتی

تمکین در کیش زرتشتی


انجمن موبدان تهران در پاسخ به پرسشی مربوط به تمکین در کیش زرتشتی دیدگاه خود را به صورت مکتوب عنوان نموده است.

متن کامل دیدگاه انجمن موبدان را در ادامه مطلب بخوانید:

به خشنودی اهورامزدا 

اشوزرتشت پیامبر ما زرتشتیان درکتاب گاتاها کتاب آسمانی ما زرتشتیان به دختران می آموزند که در زندگانی مشترک، « در نیک منشی و مهرورزی ازیکدیگر سبقت جویند.»
بادورد و احترام   

درپاسخ به نامه شماره1114/41 سالمه1/3/89 که درمورد گرامی نامه شماره 88/802 تاریخ 29/10/88  درارتباط به التزام به تمکین در کیش زرتشتی به آگاهی می رساند که:

همانگونه که سردفترشماره 81  اشاره کرده اند، دراحوال شخصیه زرتشتیان، همه موارد تمکین نکردن اشاره شده است  و تصمیم نهایی در این ارتباط که حق با کدامیک از ذوجین بوده و مقصرکیست، با دادگاه صالحه کشوراست که با استناد است که به موارد تمکین نکردن دراحوال شخصیه زرتشتیان، داوری کرده وحکم نهایی را صادرفرمایند. 

باتوجه به اینکه کار قوانین حقوقی اینست که، اخلاق را برپایه باورهای هردین و مذهبی، تعریف دقیق کرده واستانده و مدون کند و دادگاه های صالحه نیز بر پایه مفاد همین قوانین  که دراحوال شخصی زرتشتیان امده است، داوری کرده، حکم نهایی صادر می نمایند. دراینجا به چند مورد از اصول کیش سپندینه زرتشتی که می تواند دراین گونه داوری ها که طرفین دعوا، زرتشتی کیش هستند، یاری رسان باشد، جلب می نماییم. به امیداینکه تصمیم گیری نهایی درمورد امر تمکین درکیش زرتشتی، برای دادگاه محترم صالحه، آسان ترگردد. درکیش سپندینه (مقدس ) زرتشتی: 

1.      همه انسان هاصاحب خرد و وجدان شناخته می شوند و دارای حق و حقوق برابرمی باشند و درانتخاب عقیده، شغل و همسر و سایر مواردی که جنبه شخصی و خصوصی دارد و پی آمدعمومی دربرندارد، آزادی کامل دارند و کسی را نمی توان به این گونه کارها مجبورکرد.   

2.      حق وحقوق زن و مرد یکسان است. یعنی هرحقی مرد دارد، همان حق راهم زن دارد و بالعکس. تنها یک استثناء وجود دارد که اگر مرد زرتشتی به عللی که دراحوال شخصیه آمده است، به شرط رعایت تمام موارد حقوقی که درهمان احوال شخصیه زرتشتیان آمده است، می تواند همسردوم انتخاب کند. ولی زن نمی تواند و باید نخست از شوهراول خود  طلاق گیرد و آنگاه همسرجدید دیگری انتخاب کند. یعنی مرد دو زنه تحت شرایط بسیار ویژه، قابل پذیرش است ولی زن دوشوهره به هیچوجه قابل پذیرش جامعه زرتشتی نمی باشد. 

3.      درهنگام گواه گیری(عقد ازدواج)، روحانی زرتشتی (موبد) درحضور حضار که حداقل هفت نفر زرتشتی کیش بالاتر از سن 25 سال می باشند، ازعروس و داماد می پرسد که آیا ذوج خود را به «هم تنی وهم روانی وهمسری» می پذیرند و پس ازدریافت پاسخ مثبت(بله)، این ازدواج رسمی می شود و هر دو طرف ذوج و ذوجه از نظر شرعی و قانونی وعرفی تکلیف دارند و وظیفه پیدا می کنند که از نظر هم تنی وهم روانی با یکدیگر تمکین کرده و در راه ایجاد هم سری به معنای کامل کلمه، به یکدیگر یاری رسان باشند. و حق طرفین است که اگر نسبت به ذوج خود به اندازه معقول و مورد قبول، هم تنی وهم روانی انجام می دهند، ازطرف مقابل نیزهم تنی وهم روانی خواستار گردند. 

4.      درهنگام گواه گیری (عقد ازدواج) حداقل هفت نفر و در هنگام ثبت ازدواج در دفتر رسمی ازدواج زرتتشیان پنج نفربه عنوان شاهد، امضاء می دهند که این ازدواج مورد تایید و گواهی ایشان نیز می باشد. و از آن پس حداقل این پنج نفرعرفا و شرعا و قانونا تکلیف دارند که درهنگام ایجاد اختلاف بین ذوجین که خود قادر به حل آن نیستند، داوری کرده و آنها را ارشاد و راهنمایی کنند و در راه تحکیم پیوند زناشویی بین ذوجین یاری رسان باشند.  

5.      و از آنجا که امر ازدواج یک امر کاملا روحی وعاطفی است و اگر طرفین به هر دلیلی که به خودشان مربوط و برای خودشان محترم است، مایل نبود که تمکین کند، به شرطی که ذوج مقابل، موارد تمکین را به انجام می رساند و در انجام وظایف تنی و روانی خود کوتاهی نمی کند، باید خسارت وارده و تاوان قانونی وعادلانه آن را به پردازد، تعیین میزان خسارت بسته به داوری دادگاه با توجه به مفاد احوال شخصیه زرتشتیان می باشد.

6.      در دین سپندینه زرتشتی ازدواج یک امر بسیار مقدس شناخته می شود و زندگی زناشویی بسیارارزشمند و گرامی شناخته می شود و دارای حرمت و کرامت ویژه می باشد و تحکیم خانواده از مهمترین پایه های استواری جامعه شناخته می شود که نه تنها ذوجین، بلکه همه افراد خانواده و هفت نفری که گواه این  گواه گیری بوده اند، شرعا ملزم به رعایت تمام موازین اخلاقی وقانونی هستند. از اینرو طلاق در دین زرتشتی کاری پسندیده نیست، یعنی ذوج و ذوجه نمی توانند بی دلیل تقاضای طلاق کنند. از این رو در احوال شخصیه آمده است که طلاق اختیاری نمی باشد و تنها در صورتی هر یک از ذوجین، زن یاشوهر حق دارند و می توانند تقاضای طلاق کنند که شرائطی که در احوال شخصیه آمده است برایشان فراهم شود، که درصورت اثبات در دادگاه، حکم طلاق توسط دادگاه صالحه صادر خواهد شد. 

7.      دراحوال شخصیه زرتشتیان، امده است که در هنگام عقد ازدواج «مهریه ذکرنمی شود» به این معنی که ما زرتشتیان مهریه داریم و هر گاه که تمام تدابیری که به ادامه پیوند کوشش دارد، منجر به شکست شد و ادامه زندگی مشترک برای ذوجین فراهم نشد و طلاق محرز گردید. میزان مهریه توسط «کمیسیون حقوقی انجمن زرتشتیان»، باتوجه به وضعیت مادی و مینوی  شوهر و رعایت تمام موازین انسانی و قانونی و اخلاقی تعیین و بر روی سربرگ و مهر انجمن زرتشتیان، به دادگاه محترم صالحه کشور، اعلام خواهد شد.   

نتیجه: چون همانگونه که گرامی سردفتر شماره81 ذکرنموده اند، تمام موارد تمکین چه درهنگام گواه گیری(عقد و ازدواج) بطورشفاهی وهم دراحوال شخصیه به طورمدون قانونی آمده است. و ذوجین التزام به تمکین در حد و اندازه  قوانین موجود در این کتاب قانون، را دارند و نیازی به وچر(فتوا)ی جدیدی دراین مورد نمی باشد. 

 ضمن سپاسگذاری از ریاست محترم دادگاه تجدید نظراستان یزد که درطرح این پرسش کوشش کرده اند به حقیقت بیشتردست یابند. به آگاهی می رساند که به نظرانجمن موبدان تهران که تنها ارگان عرفی و قانونی امور مینوی (دینی وفرهنگی) جامعه زرتشتیان می باشد، شایسته است که دادگاه محترم، ازپنج نفرشاهد که دفتر ازدواج ذوجین را امضاء نموده اند، دعوت کنند که به همراه اعضای کمیسیون انجمن زرتشتیان محل، به عنوان هیات منصفه، به داوری نشینند و سخنان ذوجین را به دقت گوش دهند و کوشش کنند که حقیقت را درک و با کدخدامنشی این پیوند را مستحکم کنند وتنها درصورت عدم موفقیت به آشتی بین ذوجین، نظرنهایی خود را به آن دادگاه محترم اعلام دارند. تا بردادگاه معلوم گردد که کدامیک از ذوجین مقصراست و بتواند عادلانه، حکم نهایی بر پایه قوانین موجود دراحوال شخصیه را صادرکند.          

باسپاس بی کران: انجمن موبدان تهران 

برگرفته از تارنمای برساد

نگاهی به اساطیر پیدایش آتش نزد ایرانیان باستان و ملل دیگر

نگاهی به اساطیر پیدایش آتش نزد ایرانیان باستان و ملل دیگر


به باور پژوهشگران و اسطوره‌شناسان، در میان اسطوره‌های آفرینش جهان و جهانیان، افسانه‌هایی که پیرامون پیدایش آتش به وجود آمده، بسیار بیشترند.

 

در اساطیر ژاپن، آتش از وصلت ایزانامی و ایزاناگی (الهه آسمان و زمین) زاده می‌شود؛

در یونان باستان «پرومته» آتش را از زئوس می‌رباید و به انسان هدیه می‌کند، اما خود به عقوبت این گناه بر صخره‌ای زنجیر می‌شود و عقابی هر روز جگرش را می‌درد؛ در اساطیر ودایی «ماتَریسوَن»، که تشخص و جلوه انسان‌نمای آذرخش است، آتش را بر روی زمین می‌افروزد و در واقع آتش از آسمان به زمین آورده می‌شود؛ آسمان به عنوان موطن اصلی آتش، در نظر یهودیان و مسیحیان نیز مطرح است.

تمامی این اساطیر به دورانی از زندگانی بشر اشاره می‌کنند که او آتش را خود نمی‌افروزد، بلکه آن را از جایی (مثلا آذرخش آسمانی یا آتشفشان) می‌گیرد و استفاده می‌کند، در این اسطوره‌ها معمولا جایگاه آتش در آسمان است و یا در اثر پیوند آسمان و زمین به وجود می‌آید.

اما اساطیر دیگری هم درباره آتش وجود دارند که به دوره‌ای اشاره می‌کنند که انسان، خود افروختن آتش را می‌آموزد؛ مثلا در اساطیر ژاپنی، کاهنی بزرگ با ساییدن دو قطعه چوب یا کوفتن قطعه‌ای آهن بر سنگ، آتش مقدس را می‌افروزد؛ در اسطوره‌ای هندی می‌خوانیم: شاه، آتش را از آسمان به دست آورده و آن را در جنگلی پنهان می کند و بعد وقتی به دنبال آن می رود، می‌بیند که به جای آن درخت انجیری روییده است، او با ساییدن دو قطعه چوب آن درخت، می‌تواند آتش را شعله‌ور سازد.

نکتۀ دیگری که در همه این اساطیر با وجود تنوع ظاهریشان، مشترک است، این است که آتش سوای صورت ظاهری‌اش دارای مینویی است که در همه موجودات هستی وجود دارد و همین گوهر بالقوه است که وقتی بالفعل می‌شود، باعث افروخته شدن آتش می‌گردد.

در اساطیر ایران باستان، آفرینندۀ مینو و گوهر آتش، اهورامزدا است؛ اما افروزندۀ آن بر روی زمین انسان است که در داستانی منطقی و خردپذیر، با برخورد دو سنگ به یکدیگر موفق می‌شود آتش را از دل سنگ تیره بیرون کشیده و به جهان هدیه کند.

«جشن سده» جشنی است که به یاد پیدایی و کشف آتش به وسیله انسان برگزار می‌شود؛ یعنی دوره‌ای که انسان توانست به جای استفاده از آتشی که به کمک طبیعت آن را به دست می‌آورد، خود آتش را بیفروزد. این دوره که آغازگر تحولی مهم در زندگی انسان بود، در اساطیر ایرانی با دورۀ پادشاهی هوشنگ شاه بیان شده است.

اما این آتش زمینی، صورتی مینویی و آن‌جهانی نیز دارد که آن را اهورامزدا آفریده و در همه پدیده‌های هستی یعنی آسمان، آب، زمین، گیاه، جانور و انسان به جای نهاده است. ایرانیان باستان به یاد آفرینش گوهر و مینوی این آفریدگان و آتشی که در میان آنها است، گاهنبارها و جشن رپتون را بر پا می‌کنند.

صورت مینوییِ آتش زمینی، در بندهشن، «روشنی بیکران» و «جای اورمزد» خوانده شده است:

«… به همان‌گونه نیز آفرینش مادی را به هفت بخش آفرید: نخست آسمان، دیگر آب، سدیگر زمین، چهارم گیاه، پنجم گوسفند، ششم مردم، و هفتم آتش که درخشش او از روشنی بیکران، جای اورمزد است، او آتش را در همه آفرینش چنان پراکند و فراز آفرید، بمانند خانه‌خدایی که چون در خانه شود اندر هیمه آتش نهد» (بهار 1369، ص48).

برگرفته از تارنمای برساد

بهمن، آشتی‌بخش و گستراننده صلح و آرامش

بهمن، آشتی‌بخش و گستراننده صلح و آرامش

 

در بندهشن  آمده است که یکی از خویشکاری‌(وظیفه) های بهمن امشاسپند (در زبان اوستایی: وُهومَنَه) آشتی‌بخشی است:

 

بهمن نیک نیرومند آشتی‌بخش. او را نیرومندی این که سپاه ایزدان و نیز آنِ آزادگان چون آشتی کنند و بیفزایند، به سبب بهمن است که به میان ایشان رود…

آشتی چیست که فرشته بزرگی چون بهمن خویشکاری گسترانیدن آن را دارد؟ آشتی چه معنای بزرگ و  والامرتبه‌ای است که برای برقراری آن باید به مقام وهومنه رسید؟

آیا  والاتر از انسانی که آرمانش برقراری آرامش و آشتی در جهان هستی است، وجود دارد؟ چنین کسی در آموزه اشوزرتشت «سوشیانت» نامیده شده است.

«به راستی سوشیانت‌ها  کسانی هستند که در انجام وظایف خود، از اندیشه نیک  پیروی می‌کنند و کردارشان از راستی سرچشمه گرفته است و برابر با آموزش‌های توست. ای مزدا، این‌ها به راستی برای درهم‌شکستن خشم و برقراری صلح و آشتی تعیین شده‌اند» (گاهان، هات 48 بند12).

در آموزه‌های زرتشتی گسترانیدن صلح و آرامش در جهان، چیزی بیش از واژه‌هایی ساده و رسیدن به آرزوهای دنیوی و خواسته‌های کوتاه‌مدت مادی است.

آشتی میوه درخت عدالت و برگ و بار جامعه‌ای آرمانی است که به سوی پیشرفت و آبادانیِ همه هستی حرکت می‌کند. جهانی که همه موجوداتش از خردترین گیاهان و جانوران تا انسان دانا و خردمند در هاله نورانیِ وهومنه می‌کوشند تا اَشه را گسترش دهند، راستی را و قانون را، راستی مطلق را؛ و اشوزرتشت خود قهرمان بی‌نظیر این راه است، راه برقراری آشتی در جهان.

هات 29 گاهان داستان توانایی و پیروزی  اشوزرتشت بر خشم و ستیز و زور و بی‌عدالتیی است که روان جهان را آزرده است و این اشوزرتشت است که دست در دست بهمن به اهورامزدا و سرچشمه دانایی رسیده و به سبب همین برتری، برگزیده می‌شود تا آرامش و آسایش را در جهان اهوراآفریده برقرار کند و بگستراند.

شما ای اهورامزدا و اشا به اینها (زرتشت و پیروانش) نیروی مینویی و توانایی بخش. ای وهومنه (تو نیز به زرتشت) آن را ارزانی دار تا در پرتو آن آرامش و آسایش بخشد (گاهان، هات 29 بند10).

 

ای داداراورمزد یکتا،

آیا به راستی سوشیانتی خواهد بود تا بار دیگر همچون اشوزرتشت سپیتمان آشتی و آرامش را در جهانِ تو برقرار کند و به ما بیاموزاند که خوشبختی و آرامش خود را باید در خوشبختی و آرامش انسان‌های دیگر جستجو کنیم !

برگرفته از تارنمای برساد

فرودٌگ و راه و رسم میهمان‌نوازی زرتشتیان

فرودٌگ و راه و رسم میهمان‌نوازی زرتشتیان


در تقویم زرتشتی اولین ماه سال و نوزدهمین روز هر ماه فروردین نام دارد و روز فروردین از ماه فروردین، جشن فروردیگان یا «فرودُگ» نامیده می‌شود. فروردین یعنی منسوب به «فرورد» یا فروهر  روزی است که زرتشتیان به یاد فروهر آدمی و به ویژه فروهر درگذشتگان آیین‌هایی را برپا می‌دارند زیرا باور دارند این روز به فروهرها یا نورانی‌ترین بخش وجود آدمی تعلق دارد.

در اندیشه زرتشتی وجود انسان شامل بخشهای مادی و مینوی مختلفی است که تن، جان، روان، بوی، دین و فروهر نام دارد. فروهر عالی‌ترین و نورانی‌ترین بخش هستی انسان است، نیرویی که با سرچشمه همه نورها، با مزدا پیوند دارد و در واقع شعاعی از آفتاب عالم هستی در انسان است. اصل این جهان هم در حقیقت همان جهان فروشی‌ها است. در بندهشن آمده است که اهورامزدا نخست و پیش از آفرینش عالم مادی، عالم فروهرها را آفرید و همراه با آنان اندیشید که برای نابودی بدی‌ها و کاستی‌های آفرینش، تنها راه این است که فروهرها با صورتی مادی آفریده شوند و با نیروی اهورایی خود برای نابودی دروغ بکوشند(1). 

بنابراین در حقیقت این ماییم که چند روزی میهمان عالم فروشی‌ها هستیم و به رسم میهمان‌نوازی باید میزبانان بزرگوار خود را عزیز و گرامی بداریم. روزهای فروردین از هر ماه، به ویژه روز فروردین از ماه فروردین بهترین زمان برای یادآوری و بزرگداشت فروهرهاست.

زرتشتیان در این روز، مخصوصاً از فروشی‌هایی یاد می‌کنند که دیگر تنی مادی میهمان ایشان نیست، بنابراین به آرامگاه‌ها می‌روند و تلاش می‌کنند با نیایش، دادودهش و بوی خوش میوه، خوراک‌ها و کندری که بر آتش می‌سوزد، هدیه‌ای که در حد توان مینوی است، برای فروهرها فراهم کنند.

کسانی که هنوز یک سال از درگذشت خویشاوندشان نگذشته است، سفره‌ای سفید می‌گسترند و لباس سفید بر تن می‌پوشند، با این امید و آرزو که روان فرد درگذشته نیز سپید و پاک از همۀ آلایش‌ها  باشد، از موبد سپیدپوش می‌خواهند با زمزمۀ آفرینگان، بر تمام نیکی‌های عالم و سرچشمه همه پاکی‌ها آفرین بفرستد و با ایجاد فضایی پر از بوهای خوش، به آرزوی بهشتی سرشار از نور و خوشی برای فرد درگذشته می‌اندیشند.

به همه فروشی‌های پاک و نورانی درود و آفرین باد. 

برگرفته از تارنمای برساد

آشنايی با سنتها و آيين پنجه

آشنايی با سنتها و آيين پنجه

 

بامداد پنجه وه است هوا هنوز تاریک است ، نسیمی آرام می وزد وشعله ی فانوسِ روشنِ بر  بام را می لرزاند. گلدانی پر از مورد سبز، کاسه ای آب ، سینی ای پر از میوه های رنگ رنگ ، کپه ای هیزم فروزان وبوی خوشِ آتش زوهر است که در هوا می پیچد ، شعله های زیبای آتش در هوا میرقصد ، زیبا وبا شکوه. آتش بر بام ها یک به یک روشن می شود و با هر آتشِ نمایان از دور ونزدیک ، دلمان لبریز از شوق می گردد نوای خوش اوستا به گوش میرسد حس زیبایی است گویا فروهر نیاکان به همراهی ما شتافته اند واهورامزدا را نیایش می کنند.

  درایران باستان سا ل دوازده ماه سی روزه داشت که در جمع 360روزمی شد به آخرماه هشتم(آبان ماه)وبعد ها به آخر ماه دوازدهم(اسفند ماه) پنج روزاضافه می کردندتاسال کامل(365روز)شود که این پنج روز را پنجه مینامیدنداین پنج روزبه نام های اهنود،اشتود،سپنتمد،وهوخشتر،وهیشتوایش نامیده میشودکه همان پنج بخش گات ها است. نام های دیگری که به این روزها داده اند: فروردگان، فرورد جان، گاه، اندر گاه، روزهای گات ها، اندر گاهان، وهیجک، بهیزک، پنجه، فنجه،پنجک،پنجی، فنجی، پنج روزی، پنجه گزیده، ایام المسترقه، ایام المختاره، پنجه فضل السنه وبالاخره پنجه کبیسه که زرتشتیان همان پنجه را به کار می برند. در این پنج روز گهنبار چهره ششم یعنی همس پت میدیم گاه یا برابری روز وشب برگزار میشود. پنج روز مانده به این گهنبار یعنی از روزاشتاد تا اهنود را پنجه کوچک می نا مندو پنج روزآخر سال پنجه بزرگ نامیده میشود. در گذشته  مردم در پنجه کوچک به تمیز کردن خانه و کاشانه می پرداختند و همه چیز را برای برگزاری هر چه باشکوه ترگهنبار پنجه و نوروز آماده می کردند. گهنبار همس پت میدیم گاهِ آفرینش انسان است. بنا بر ادبیات دینی اهورامزدا جهان وموجودات را در365 روزو شش گهنبار آفریده است. و در پایانِ هر آفرینشی به پاسداشت آن جشنی بر پا میشود و چون شش آفرینش وجود دارد شش جشن نیز در طی سال برگزار میشود این جشن های شش گانه را گهنبارمیگویند.

میدیوزرم: به معنای میان بهار است. این اولین گهنباراست که از چهل روز پس ازآغاز بهارتا چهل وپنجمین روز بهار گرفته می شود.نخستین آفرینش ، آسمان بوده که آفرینشش از اول فروردین تا نهم اردیبهشت ماه به تقویم امروزین  وبا پنج روز درنگ مجموعا تا14 اردیبهشت ادامه داشته است.

میدیوشهم: به معنای میان تابستان است. این دومین گهنبار است وفرا رسیدن آن را به مدت پنج روز ازصدو یکمین تا یکصدو پنجمین روز سال جشن می گرفتند. دومین آفرینش آب است وبنا به تقویم امروزین ما آفرینش آن از 15 اردیبهشت تا 12 تیر ماه ادامه داشته است.

پیته شهیم: به معنای (پایان تابستان) این سومین گهنبار است که آن را از یکصدو هفتاد وششتمین تا یکصدوهشتادمین روز سال جشن می گرفتند.سومین آفرینش زمین است و بنا به تقویم امروزین ما از 13 تیر ماه تا 20 شهریور و با پنج روز درنگ تا 25 شهریور ادامه داشته است .

 ایاسرم: به معنای (بازگشت به خانه)است و منظور از آن آغاز پاییز است. این چهارمین گهنبار را از دویست و ششمین تا دویست ودهمین روز سال جشن می گرفتند. چهارمین آفرینش گیاه است و بنا به تقویم امروزین ما از26 شهریور تا 19 مهر و با پنج روز درنگ تا 24 مهر ادامه داشته است.

مید یاریم: به معنای (میان سال ) است این پنجمین گهنبار را از دویست وهشتاد وششمین تا دویست ونودمین روز سال جشن می گرفتند .  که این جشن زمستانی را میان سال می خوا نندمعرف تقویمی است که آغاز آن اول تابستان بوده است . پنجمین آفریده جانوران هستند و بنا به تقویم امروزین ما از 25 مهر تا 9 دی و با پنج روز درنگ تا 14 دی ادامه داشته است. 

همس پت میدیم: به معنای (حرکت همه سپاه) است ودر اصل مربوط به فرود آمدن گروهی فروهر مردگان به روی زمین بوده . این گهنبار درواقع یاد بود مردگان به شمار می آمده. ششمین گهنبار را از سیصدوشصت و یکمین تا سیصدوشصت وپنجمین روز سال جشن می گرفتند. ششمین آفریده انسان بوده وبنا به تقویم امروزین ما از 15 دی تا 24 اسفند و با پنج روز درنگ تا 29 اسفند ادامه داشته است.این گهنبار به فروهرها اختصاص دارد. در ایران باستان برای انسان قائل به وجود تن و چند گونه نیروی مینوی بودند این نیرو های مینوی بنا به اوستا عبارتند از اهو(جان) ، دئنا (وجدان) ، بئوذه (هوش و ادراک) ،اورون(روان) و فروهر. در آیین زرتشت عمر جهان چهار دوره سه هزار ساله است در سه هزار ساله ی نخست فقط فروهرها وجود داشتند وجهان بری از ماده بود . در سه هزار ساله دوم به خواست اهورامزدا فروهرها پیکر گیتییایی نیز یافتند و انسان و جهان مادی پدید آمد . از این پس فروهرها نگهبان پیکر گیتییایی(قالب مادی) خود شدند. در هیچ موجودی نیست که گوهر فروهر وجود نداشته باشد حتی اهورا مزدا که خود آفریننده ی بود و نبود است نیز دارای فروهر می باشد(در میان همه آن فروهر های نخستین ، اکنون آن فروهر اهورامزدا را می ستاییم که بزرگترین و بهترین و زیباترین و استوارترین و خردمندترین و خوش اندام ترین ، بنا بر راستی (اشه) والاترین است.)  فروردین یشت بند 80

امشاسپندان وایزدان نیز مانند اهورامزدا دارای فروهر هستند. فروهر در اوستا فروشی و در فارسی باستان فرورتی و در پهلوی فروهر است وبه معنای پیش برنده می باشد. در گات ها واژه ی فروهر وجودندارد ونخستین بار درهفت هات(بند سوم یسنای 37) ازآن نام برده شده ( ما اهورامزدا وفروهرهای مردان وزنان نیک رامی ستاییم )

با مرگ ، تن و جان ازبین می روند در حالیکه روان و فروهر فنا ناپذیرو ماندگارمی مانند. فروهر غیر از روان است روان پاسخگوی اعمال این جهانی انسان و کیفر پذیر است اما فروهر بدون کوچکترین آلودگی به مبدا خود اهورامزدا بر می گردد. فروهرهادرقوه وقدرت با هم برابر نیستند فروهرهای نخستین آموزگاران دین قویترین شمرده شده اند و پس از آن فروهر هایی که هنوز به قالب جسمانی در نیامده اند وآن فروهرهای سوشیانت هایی هستند که با ظهور خود به جهان جانی نو خواهندداد.

نیاکان ما بر این باور بودند که در این ده روز پایان سال فروهر درگذشتگان به دعوت باز ماندگان به میان آنان ودر خان ومان خود فرود آمده وبه بازماندگانی که آنها رابه یاد داشته ومراسمی بر پا می کنند خیرو برکت هدیه وتندرستی شان را از اهورامزدا درخواست می کنند چنانچه در فروردین یشت آمده :

بند 49 : فروهرهای سود بخش نیرومند پاکان را می ستاییم که در همس پت میدیم از جایگاه خود بیرون می آیند و ده شبانه روز برای کمک در اینجا به سر میبرند و آگاهی بدست می آورند .

بند50 : چه کسی ما را می ستاید؟ چه کسی نیایش بجا می آورد؟چه کسی سرودهای دینی میسراید؟ چه کسی نماز بجا می آورد؟ چه کسی پذیرا می شود ؟ با در دست داشتن خوراک و داشتن پوشاک ، با نماز راستی افزا نام کدامیک از ما را در اینجا خواهد خواند؟ روان کدامیک از ما را خواهد ستود؟ برای کدامیک از ما او دهش خواهد کرد؟از آنچه که هست خوراک گوارای تازه برای همیشه و جاودان.

بند 51 : آنگاه کسی که که او از روی راستی ستایش بجا می آورد با در دست داشتن خوراک و داشتن پوشاک و با نماز راستی افزا، فروهرهای ناآزرده نرنجیده ی توانای پاکان با خشنودی برای او نیایش بجای می آورند[چنین] :

بند 52 : این چنین باشد در این خانه زندگی با گروه دلاوران باشد اسب تندرو و گردونه ی  استوار باشد هرآینه نیرومند سرور انجمن که ما را از روی راستی بستاید با دردست داشتن خوراک و داشتن پوشاک با نماز راستی افزای.

بند 156 : فروهرهای بسیار نیرومند وپیروزگرپارسیان وفروهرهای نخستین آموزگاران دین وفروهرهای پیامبران بشود که دراین خانه خشنود بخرامند. 

بند 157 : بشود که از این خانه خشنود گشته جزای نیک ورحمت سرشار درخواست کنند. بشود که از این خانه خشنود برگردند. باشد که آنان سرودها و مراسم را به آفریدگار اهورامزدا و امشاسپندان رسانند. مبادا که آنان گله کنان از این خانه و مزدا پرستان دور شوند.

یکی از سنت های معمو ل پنجه روشن کردن آتش بر روی بام ها است که در پگاه پنجه وه انجام می پذیرد و با انجام آن به پیشواز نوروز وآغاز سال نو وماه فروهرها ( فروردین ) می روند. این پنج روز به شوند نیکو داشتن فرود فروهرهای نیاکان وپاسداشت آفرینش انسان وبر خود داشتن نام پنج بخش گاهان و پیش درآمد نوروز وسال نو وبرابر شدن روز وشب بسیار سپندینه وپاک انگاشته شده است.

برگرفته از تارنمای برساد

سپندارمزد نماد بردباری و سازگاری اهورامزدا

سپندارمزد نماد بردباری و سازگاری اهورامزدا


می ستاییم این زمین را، می ستاییم آن آسمان را،
می ستاییم روان های جانوران سودمند را،
می ستاییم روان های مردان پیرو راستی را،
می ستاییم روان های زنان پیرو راستی را،
در هر سرزمینی که زاده شده باشند،

مردان و زنانی که برای پیروزی آیین راستی کوشیده اند،
می کوشند و خواهند کوشید.
(اوستا – فروردین یشت – بند 153 و 154)

بهار نزدیک می شود و در تدارک آمدنش یک بار دیگر جهان را با همه ی تلخی ها و سیاهی هایی که بر آن گذشته به جشن زندگی دعوت می کند که بر اساس گاهنامه ایران باستان روز پاسداشت زن و زمین روز مهر و فروتنی که از جلوه های مادر ایرانی است جشن اسفندگان نامیده می شود.

در میان امشاسپندان سه امشاسپند سپنته آرمیتی ، هئوروتات ، و امرتات از نظر لغوی مادینه اند هسته ی اصلی این سه امشاسپند مهرورزی  ، عشق بی آلایش ، زایندگی ، از خود گذشتگی و پروراندن است و نشانگر اهمیت زن و مادر در اندیشه و باور ایرانیان باستان  است. از همین خاستگاه است که عبارت های زیبا و دل انگیز ” زبان مادری” ” مادر طبیعت” “مام میهن” و سرزمین مادری به وجود آمد و فراگیر شد.همچنین در باورهای ایرانی نخستین زن و مرد به نام مشی و مشیانه از ریشه گیاهی در دل زمین بوجود آمده و آفریده شدندو در واقع زمین یا سپندارمذ مادر نسل بشر دانسته شده .سپندارمذ واژه مرکب است از سپنته به معنی پاک و مقدس و آرمئیتی به معنی فروتنی و بردباری نیک و مقدس . این واژه در پهلوی به گونه سپندارمت و در فارسی سپندارمذ و اسفند گفته می شود. در شکل مینوی نماد بردباری و سازگاری اهورامزدا و در جهان مادی و خاکی نگهبان زمین است بنابر این اهمیت بسیار او برای مردمان ایران باستان که پیشه چوپانی و برزگری داشتند قابل درک است.اشوزرتشت در گاتها بارها از او یاد کرده است برای زندگی پاک برای آرام بخشی به کشتزاران چراگاه جانوران برای پیدایی یک فرمانروای نیک و برای کمک به پورچیستا در گزینش شوی خویش به یاری فرا می خواند اسفندگان در ایران باستان روز گرامی داشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان پارسا بوده است.

برگرفته از تارنمای برساد

زن نماد زندگی

زن نماد زندگی

 

سپندارمزد روز پنجم از هر ماه و ماه دوازدهم سال است. به سپندارمزد در پهلوي سپندارمت، در اوستا «سپنته آرمئيتي» و در فارسي سپندارمزد، اسپندارمد، اسپندامذ و سفندارمز و اسفند مي گويند. واژه «سپنته آرمئيتي» از دو قسمت تشكيل شده «سپنته» يا «سپند» به معني پاك و مقدس و «آرمئيتي» به معني فروتني و بردباري پس «سپنته آرمئيتي» به معني فروتني پاك است. سپندارمزد چهارمين امشاسپند است و در عالم مينوي نماد مهرباني و بردباري و فروتني است و در دنياي مادي نگهبان زمين است و خويشكاري دارد كه هميشه زمين را خرم و آباد و با روز نگه دارد. مانند خود زمين اين ايزد شكيبا و بردبار است. ايزدان آبان، دين و ارد از همكاران و ياران اين امشاسپند هستند. ديو «ترومئيتي» يعني ناخشنودي و خيره سري همستار و دشمن بزرگ سپندارمزد است نيز بيدمشك گل ويژه ي اين امشاسپند است.

در روز پنجم اسفند به دليل برابر شدن نام روز با نام ماه چشني با آداب و رسوم و تشريفات ويژه برگزار مي شده است كه به آن جشن «مردگيران» يا «مژدگيران» مي گفتند و اين جشن ويژه ي زنان بوده و به مناسبت تجليل و قدرداني از زنان برپا مي شده است. ابوريحان بيروني درباره ي جشن اسفندگان مي نويسد، «اسفندارمزد ماه روز پنجم آن روز اسفندارمزد است و براي اتفاق دو نام آنرا چنين ناميده ايند و معناي آن عقل و هلم است و اسفندارمزد فرشته ي موكل بر زمين است و نيز بر زن هاي درستكار و عفيف و شوهر دوست و خيرخواه موكل است و در زمان گذشته اين ماه، به ويژه اين روز، عيد زنان بوده و در اين عيد مردان به زنان بخشش مي نمودند (هديه مي دادند) و هنوز اين رسم در اصفهان و ري و ديگر بلدان پهله باقي مانده و به فارسي مردگيران مي گويند.»

هنوز هم جشن مردگيران در بعضي از روستاهاي ايران برگزار مي شود. برگزار شدن چنين جشني در ايران باستان نشان دهنده ي اهميتي بوده كه آيين زرتشت براي زن قائل بوده است. آنچه كه در اوستا براي زن و مرد آمده است نشان دهنده ي برابري آنهاست. سرود «ينگهه هاتام» يادآور اين برابري است.

«يِنگهه هاتام آئَت يسنه پَئتي وَنگهو مزداو اهورو وئتا اشات هَچا يا انگهامچا تانسچا تاوسچا يزه مئيده»

«از بين زنان و مردان كسي كه برابر آيين راستي ستايشش بهتر است اهورامزدا از آن آگاه مي باشد اينگونه زنان و مردان را مي ستاييم» يسناي 27 بند 15

اين برابري زن و مرد آنچا خود را نيك نشان مي دهد كه در ايران باستان زن مي توانست در مقام قضاوت نيز قرار گيرد. در كتاب دينكرد هم به اين مطلب اشاره شده است و زناني كه تحصيلات حقوقي داشتند بر موبداني كه اين تحصيلات را نداشتند ارجحيت داشتند. ارجمندي مقام زن تا بدانجا بود كه او را «بانو» خطاب مي كردند بانو به چم درخشان و برابري با مرد آنجا مشخص مي شود كه او را سرا و خانه كدبانو مي ناميدند و معناي واژگان مادر و دختر نقش بزرگ زن را در اقتصاد خانواده بيان مي كند.

در ادبيات اوستايي آناهيتا ايزدبانو كه از هيبت و شكوهي آرماني بهره مي برد نشان از بزرگي و شان زن و فرهنگ آريايي دارد. او ايزد فزوني و بركت و آب و آباداني و باروري و حاصلمندي است.

در تاريخ ايران باستان كه مي نگريم مي بينيم زنان ايراني در دلاوري و رزم مانند مردان بودند و گاهي حتي فرهنگ ها هم شركت داشتند از جمله آنها زني است به نام گردآفريد كه در رزم با سهراب از خود دلاوري ها نشان داد. فردوسي بزرگ در شاهنامه درباره او چنين مي سرايد:

بدانست سهراب كاو دختر است                     سر و موي او از در افسر است
شگفت آمدش گفت از ايران سپاه                   چنين دختر آيد به آوردگاه
سواران جنگي به روز نبرد                       همانا به ابر اندر آرند گرد
زنانشان چنينند ايرانيان                            چگونه اند گردان و جنگ آوران

و آرتميس يا آرتميز فرمانده ي نيروي دريايي خشايارشاه در جنگ با يونانيان بوده كه با خردمندي خود باعث شكست سپاه يونان مي شود.

«گردويه» خواهر بهرام چوبين بود كه در دلاوري و جنگاوري مانند برادر بود او پس از برادرش فرماندهي سپاه را بدست مي گيرد و سپاه خاقان چين را شكست مي دهد. حكيم بزرگ فردوسي درباره او چنين مي سرايد:

همه لشكر چين بر هم شكست                           بسي كشت و افكند و چندي به خست
سراسر همه دشت شد رود خون                         يكي بي سر و ديگري سرنگون
چو پيروز شد سوي ايران كشيد                          بر شهريار دليران كشيد
به روز چهارم به آموي شد                             نديدي زني كو جهانجوي شد

«يوتاب» خواهر آريوبرزن سردار دلير داريوش سوم در جنگ با اسكندر بود كه فرماندهي بخشي از سپاهيان برادر را داشت و به اندازه اي از خود پايداري و دليري نشان داد كه همراه برادر كشته شد و نامي جاويد از خود باقي گذاشتند.

«آرتادخت» زني است كه وزير دارايي اردوان چهارم اشكاني بوده و بدون اينكه باج و خراج را افزايش دهد و به مردم فشار بياورد از طريق جلوگيري از هزينه هاي بيهوده ي درباريان و گرفتن خراج از ثروتمندان، كشور را به توانگري رساند.

زن زرتشتي در طول تاريخ هر گاه لازم بوده دلاوري ها و فداكاري ها از خود نشان داده و در حفظ خانواده و دين از خود گذشتگي ها نموده است و در درازناي اين تاريخ پرفراز و نشيب با وجود محدوديت زيادي كه داشته است همواره كوشيده كه اصول دين به همراه استواري در دين را به كودكانش بياموزد و به گونه اي آنها را بپرورد كه رهرو نياكان خود باشند و انديشه و گفتار و كردار نيك را هميشه سرلوحه ي زندگي خود قرار دهند. باشد كه زن امروزين زرتشتي نيز همچنان باورمند بكوشد و مرد و فرزندان خويش را پشتوانه اي نيك باشد و با آموزش درست و به هنگام فرزندان آنان را مددكار و امانت دار شايسته امانت نياكان خردمندمان قرار دهد.

ياري نامه:
شاهنامه فردوسي     حكيم ابوالقاسم فردوسي چاپ مسكو
جشن هاي ايراني     پرويز رجبي
زن در ايران باستان   هدايت الله علوي

برگرفته از تارنمای برساد

جشن زنان ، روز مادر

جشن زنان ، روز مادر

شاید در میان جــــشن های ایــــران باستان،برای هیچ جشنی به اندازه ی اسفندگان،از واپسین جشن های ماهانه،دست پژوهنده خالی نباشد. 
پرداختن به اسفندگان بیشتر از این روی دارای اهمیت است،که این جشــن،جشــــن زنـــــــــــــــــــــان  است.
اسفند در آیین زرتــــــــــشت نماد بردبـــــاری و فروتنی اهـــورامـــزدا است و تخصیص اسفند روز و اسفند ماه به جــشن (روز زن)زن ایرانی باستان، گویای توجه ایرانیان باستان و پیامبرشان به زنان است.

جــــــایگاه زن در آیین زرتـــشت:

اشاره شد ،که اسفندگان جشن زنان است و به سخن دیگر پنجم اسفند در ایران باستان روز زن بوده است. بنابراین توجه به نقش زن دارای جایگاه والایی است .

پس می پردازیم به جایگاه زن  :

در سراسر ادبیات مزدیسنا همواره زن مورد توجه ویژه بوده است و آنچه که تا کنون به دست آمده است ،هیچ مورخی نمی تواند سخن از برتری معنوی مرد بر زن به میان آورد .و اگر در میدان استوره های ادبیات مزدیسنایی،پهلوانان نامدار قلمروی زندگی مادی را مردان درست می کنند ،یلان زندگی غیر مادی ،بیشتر ایزد بانوهای بسیار ارجمندی هستند که ستایش آن ها و توانایی هایشان ، زیباترین برگ های غنایی ادبیات مزدیسنایی را به خود اختصاص داده اند. 

ایزد بانو میــــــترا و ایزد بانو آنــــــاهیتـــــا ،اگر هم پیش از بر خاستن زرتشت، از خدایان نیرومند ایرانیان بودند ،پس از زرتشت -گذشته از ملاحظه های سیاسی و اجتماعی به خاطر احترام مردم به اینان ،از سوی آیین زرتشت پذیرفته میشوند و با چهره هایی دلپذیر و ستودنی ، در قلمرو آیین ،بر اریکه های پر حرفی تکیه میزنند !

تنها حرمت به زن است ،که میتواند از میــــتــــرا و آنــــاهیــــتا چهره هایی بسازد،که مهر یشت و آبان یشت به دست میدهند .

در مهریشت در رابطه با ظاهر  ایزد بانو میــترا تو ضیحات زیادی آمده که همه ی اینها نشانگر ارجمندی وتوانایی  این ایزد ارجمند است و از صفاتش آمده که می گوید در میان چالاکان ،چالاک ترین و در میان ناشناسان ،ناشناس ترین و در میان دلیران ، دلیر ترین است و کسی که پسران را بخشد .کسی که زندگانی بخشد .کسی که خوشبختی بخشد.کسی که فراوانی روزی بـــخشــد.

ودر آبان یشت، ایـزد بانو آنــــاهیـــتا زنـی است،زور مند و درخشان سوار بـر گردونه ،لگام بر دست ،روانش در جستجوی نام آوری است و…. در آبان یشت نیز آمده که آناهیتا به فرمان آهــــورامزدا به زمین می آید،تا دخـــتران دم بــخت و زنــان جوان به هنگام زاییدن از او یاری بخواهند . باید توجه کنیم که چقدر باید دختران دم بخت و زنان جوان مورد توجه ویژه ی اهــــورامزدا باشند ، تا فرشته ای از جنس خودشان پاسدار آرامش آن ها بشود. امروز از آناهیتا،جز یک نام خشک و خالی ،چیزی بر جای نمانده است و به ندرت میتوان پدر و مادری را یافت،که وقتی به دختر خود این نام را می دهند با داستان دور و دراز و خسته ی ایزد بانو آناهیتا آشنا باشند.

با همه ی کوتاهی سخن زرتــــشــــت،از کهنـترین نوشته ی ایرانی درباره ی زن چنـین بر می آید،که پیامبر با دید ویـژه ای نــگران خوش کامی دوشـیزگان و زنان است و از آنان می خواهد ،تا در پرداختن به راستی بر یکدیگر برتری جویند. وچنین است،که در آیین زرتشت،روز ویژه ی سپندارمزد ،به زن اختصاص داده شود شاید هم به سبب مانندی زن به زمـین ،(از نظر باروری) که زرتــــشـت پایه ی ارجمندی را برای زن می شناسد و در رابطه با این مقام میگوید:ایدون این زمین ،زمینی را که مارا در بر گرفته است و این زنان را می ستاییم.و آن زنـانی را که از آن تو بشمارند ،ای اهـــورامـــزدا ،و از راستــی برگـزیده بر خوردارند ،ما میستایـیم . 

پانزده قرن پس از اشوزرتـــــــشت ابوریحان بیرونی در باره اســـفندگان می نویسد:( اسفندارمذ ماه روز پنجم آن روز اسفندارمذ است و اسفندارمذ فرشته ی موکل به زمـــین است و نیز بر زنـــهای درستکار و عفیف و شوهر دوست و خیرخواه موکل است و در زمان گذشته این ماه،به ویژه این روز،روز زنان بوده و در این روز مردان را به زنان هدیــــــــــــه می دادند و هنوز هم این رسم در اصفهان و ری و …. باقی مانده و به فارسی مردگیران می گویند).

با توجه به اینکه جشن مردگیران هنوز در بعضی از روستاهای ایران(البته نه حتما” روز پنجم اسفند)وجود دارد ،جا دارد این جشن در تمامی کشور و به ویژه در روستاها و شهرهای کوچک کهنسال مورد بررسی قرار گیرد.

واژه ی اسفند:

سپنتا آرمئیتی:آمیزه ای از سه بخش: سپنته یعنی پاک و ناآلوده و ارم یعنی درست و به جا و متی که از ریشه ی مصدری من است به معنای اندیشیدن است.به این ترتیب سپنتا آرمتی به معنای اندیشه ی درست وپاک می باشـــــــد.

برگرفته از تارنمای برساد

جشن مردگیران

جشن مردگیران


در گاهشماری زرتشتی پنجمین روز از ماه و آخرین ماه سال ،سپندارمزد یا اسفند(اسپند)نامیده میشود، سپندارمزد یکی از امشاسپندان و ایزدان بزرگ در دین زرتشتی است . 

سپندارمزد در جهان مینوی مظهر بردباری و تواضع اهورامزدا است و در جهان مادیموکل زمین، که میتوان از همکاران این ایزد، ایزدآبان، ایزد دین و ایزد ارد را نام برد ، دیو ترومئیتی ( دیو ناخشنودی وخیره سری) رقیب و دشمن این ایزد به شمار میرود . از میان گیاهان نیز بیدمشک ،گل ویژه سپندارمزد به شمار میرود.

در ایران باستان و همینطور در دین زرتشتی زنان و مادران جایگاه ویژه ای داشتند و در بسیاری از موارد حقوق و جایگاه مساوی نسبت به مردان برخوردار بودند، چه که در دوران هخامنشیان دیده شده که گاهی مردان بسیاری در زیر دست زنی کاردان و باهوش کار میکردند و یا حتی پیشرفت فرد ، نتیجه تلاش و کوشش خود او بوده نه جنس او و جنس فرد مانعی در برابر ترقی او نبوده است.در ماتیکان هزار دادستان به زنانی برمیخوریم که  شغل وکالت دادگستری داشته اند وحتی با بروز لیاقت بر مسند قضاوت می نشستند. 

زنان در ایران باستان در فن تیراندازی ،اسب سواری ، شمشیر زنیو دیگر فنون پهلوانی نیز گهگاه آموزشهایی می دیدندو گاه در جنگ و پیکار شرکت می جستند. پروفسور کریستین سن خاورشناس دانمارکی در کتاب خود (شاهنشاهی ساسانیان) مینویسد:”رفتار مردان نسبت به زنان ایران باستان انسان را به یاد رفتار نزاکت آمیز قرن هیجدهم می اندازد. دوشیزگان در ایران باستان  نه تنها به وظایف خانوادگی آشنا می شدند بلکه اصول اخلاقی و قوانین مذهبی اوستا را نیز فرا  می گرفتند  و چه در اجتماع و چه در زندگی خصوصی از آزادی عمل برخوردار بودند.”

 این تساوی در سراسر گاتها نیز دیده میشود، در هات 46 بند 10 میخوانیم :” به درستی گویم هر کس مرد یا زن ای مزدا اهورا بخشد آن چیزی را که تو در زندگانی بهترین می شناسی از پاداش اشا و خشترا در پرتو وهومن برخوردار خواهد شد و کسانی را که برای نیایش شما راهنمایی خواهم کرد آنان را همه از پل چینود فراز خواهم گذرانید. ” 

در جایی دیگر از گاتها ،زرتشت ، آزادی در انتخاب واختیار همسر را به گونه ای برابر هم برای دختران و هم برای پسران قائل شده است.در خرده اوستا نیز به اوستاهایی در ستایش زنان پاکدامن برمی خوریم ،چنانکه در اوستای گاه ایوی سروترم  این چنین میخوانیم: اشااونام. فره وشی نام . غنانامچه . ویرو. وانتوه نام .یائیریه یاوسچه . هوشی توئیش . امه هچه . هوتاشتهه. هوره اذهه . ورترغنه هچه. اهوره ذاتهه. ونه ئین تیاوسچه . اوپره تاتو. خشنه اتره. یسنائیچه. وهمائیچه. خشنه اترائیچه. فرسس ته یه اچه.(به فروهرهای پاک و به زنان دارنده فرزندان بسیار و خانمان خوب و به ام (ایزد زیبایی) نیک پیکر و نیک رسته و به ورهرام اهورا داده و به وننت ( نام ستاره ای) و اوپرتات( ایزد برتری) ، یزشن و نیایش و خشنودی و ستایش باد.).

ارج و ارزش مادر در تاریخ بشریت چنان بوده که عیسی مسیح در هنگام تولد لب به سخن میگشاید و از مریم ،مادر خود در برابر تهمتهای ناروایی که به او زده بودند ، دفاع و از او سپاسگذاری میکند ،از اینگونه نمونه ها در ستایش و جایگاه  مادر ،در فرهنگ و تاریخ اقوام و ادیان گوناگون بسیار دیده می شود ، چنانکه آورده اند که کوروش بزرگ در زیر پای مادر خود می نشسته و به او احترام بسیاری می گذاشته .  

روز سپندارمزد از ماه اسفند جشنی گرفته می شود که در گذشته نه چندان دور آن را جشن” مردگیران ” یا “مژدگیران” می نامیدند . در ایران باستان پوشیدن لباس نو ، کاشتن درخت و دادن هدیه به زنان از جمله آیینهای ویژه ای بود که در این روز مرسوم بوده است. ابوریحان بیرونی در این باره نوشته است:(این آیین در اصفهان و ری و دیگر سرزمینهای فهله به جا بوده و به فارسی مردگیران یا مژدگیران نامند. در جشن اسپند قطعات مخصوصی از اوستا و پهلوی در روی کاغذ نوشته و به در خانه می آویزند تا سراسر سال را آن خانه از گزند مار و مور و غیره ایمن بماند . این جشن را جشن برزیگران نیز میگویند زیرا افسون مذکور را از برای محفوظ داشتن کشتزار از آسیب حشرات موذی مینویسند.)

مادران تمام هستی و وجود خود را در فرزندانشان می بینند و از این روست که از هیچ کاری برای فرزندشان دریغ نمی کنند تا آنجا که حتی آماده اند تا زندگی خود را برای فرزندشان فدا کنند و چه عشقی پاکتر و زیباتر از عشق مادر به فرزند خود. شاید روز مادر تنها زمانی باشد که ما به یاد مادران خود می افتیم  و به این فکر می اندیشیم که چه هدیه ای را برای آنها بخریم ، ولی نباید فراموش کنیم که آنها بیش از آنکه به هدیه و جشن نیاز داشته باشند ، نیازمند کمی توجه و رفتار مهربان ما با خود هستند، ای کاش هیچگاه از یاد نبریم که چه شبها و روزها مادران ما  زندگی و آینده خود را فدای ما کرده اند.

برگرفته از تارنمای برساد